انقلاب در هنر هفتم چگونه شکل گرفت؟

سلام سینما

نسل اول انقلاب، یعنی همان‌هایی که انقلاب را به نتیجه رساندند در رودررویی با سینما به دو گروه تقسیم می شوند. یک گروه را می‌توان سینه چاک سینما دانست، همان‌هایی که رفتن به سینما و دیدن فیلم بزرگترین دلخوشی و عشق آنها بود. در میان این گروه کسانی هم بودند که علاقمند بودند که به حرفه سینما وارد شوند. بسیاری از آنها عاشق بازیگری بودند اما می‌دانستند که راه یافتن به این دنیا به این سادگی نیست به همین دلیل این عاشقان مقری برای خود ترتیب دادند، مقر آنها خیابان لاله‌زار بود، آنها روزها و شب‌های زیادی در این خیابان به گشت و گذار می‌پرداختند شاید که بتوانند نقش یک سیاهی را از آن خود کنند یا دست کم بازیگرانی را که در این خیابان رفت و آمد دارند ببینند. این مطلب قصد دارد به بررسی شکل‌گیری انقلا‌ب در سینما بپردازد.
کد خبر: ۲۳۴۳۰۵

برخی از نسل اولی‌ها کلا با سینما مخالف بودند و آن را حرام می‌دانستند. آنها نه خود به سینما می‌رفتند و نه اجازه می‌داند که اعضای خانواده به سینما بروند چون اکثر فیلم‌های سینمای ایران قبل از انقلاب فیلم‌های ضداخلاقی بودند که بیشتر ترویج بی بندوباری می‌کردند. همین گروه بودند که در سال 57 با آتش کشیدن سالن‌های سینما مخالفت خود را با سینمای قبل از انقلاب اعلام کردند.

اما حکایت نسل دومی‌ها و سینما حکایت جالبی است. بعد از پیروزی انقلاب در تهران و اکثر شهرستان‌ها سالن‌های سینما تعطیل بودند و یا در برخی از شهرها کسی به فکر بازسازی سالن‌های سوخته نبود اما مدیران فرهنگی انقلاب می‌دانستند که یکی از راه‌های مهم تثبیت انقلاب راهکارهای فرهنگی است. فرهنگ‌سازی می‌تواند انقلاب را ریشه‌ای کند و به آن عمق بدهد بنابراین نمایش فیلم‌های سینمایی در مدارس و مساجد آغازشد. در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب، قرار بود مساجد به مراکز فرهنگی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شوند به همین دلیل حتی مذهبیون تندرو که با سینما مخالف بودند به تدریج پذیرفتند که می‌توان به تماشای برخی از فیلم‌ها نشست و از تماشای آنها پندهای بسیار آموخت و فهمید که دنیا دست چه کسانی بوده و هست.

نسل دومی‌ها حتما به یاد دارند که اولین فیلمی که در محافل فرهنگی آن زمان به نمایش درمی‌آمد و مورد استقبال مردم قرار می‌گرفت فیلم سازدهنی ساخته امیر نادری بود. فیلمی که زندگی مردم محروم را به تصویر می‌کشید و آزادیخواهی را با تصاویری ساده به نمایش می‌گذاشت. اما این فیلم را نادری در قبل از انقلاب ساخته بود و هنوز زمان لازم بود تا سینمای بعد از انقلاب آدم‌های خود را بشناسد. از دیگر فیلم‌های نادری که بعد از انقلاب مورد توجه قرار گرفت فیلم تنگسیر بود که برای نسل اول فیلمی آشنا بود و برای فرزندان آنها فیلم قابل قبولی به شمار می‌آمد.

پایه‌گذاری سینمای انقلاب

اما برای پایه‌گذاری سینما در بعد از انقلاب زمان زیادی لازم نبود، بچه‌های انقلابی و آنهایی که به کارهای فرهنگی و هنری علاقه مند بودند خیلی زود به سازمان تبلیغات اسلامی پیوستند و حوزه هنری را شکل دادند و فعالیت‌های فرهنگی و هنری خود را در زمینه تئاتر، ادبیات، هنرهای تجسمی، سینما و... را آغاز کردند. در میان این فعالیت‌ها، سینما به دلیل سابقه‌ای که داشت و علاقه مردم به این هنر بیشتر از بقیه هنرها مورد توجه قرار گرفت. از سینماگرانی که در اوان جوانی به حوزه هنری پیوستند و تا امروز که انقلاب 30 ساله شده است همچنان در سینما مشغول به کار هستند می‌توان به محمدرضا هنرمند، محسن مخملباف، محمدکاسبی، مجید مجیدی و جعفر دهقان اشاره کرد. در میان این گروه می‌توان محسن مخملباف را پیشتاز دانست. بازهم نسل دومی‌ها به یاد دارند که بعد از این‌که از تماشای فیلم سازدهنی در مدرسه، مساجد و... اشباع شدند سازمان تبلیغات اسلامی فیلم جدیدی را برای آنها به نمایش گذاشت، فیلمی به نام توبه نصوح که محسن مخملباف آن را کارگردانی کرده بود، محور این فیلم زندگی مردی مال مردم خور بود که باید مسیر توبه را طی می‌کرد. توبه نصوح با محور قرار دادن این موضوع اخلاقیات در قبل از انقلاب را به چالش کشید و سازنده آن بیشتر تصمیم داشت با این فیلم بگوید که در قبل از انقلاب در جامعه ایران اخلاق مذهبی کمرنگ بود و برای داشتن جامعه‌ای سالم که فاصله بین پولدار و فقیر آن زیاد نباشد باید با اتکای به مذهب پیش رفت. در ادامه مخملباف فیلم‌های استعاذه و دو چشم بی‌سو را با حضور مجید مجیدی و محمد کاسبی به عنوان بازیگر برای حوزه هنری کارگردانی کرد. فیلم‌هایی که در آن سال‌ها با تکیه به مذهب نشان می‌داد که جامعه برای ادامه حیات به مذهب نیاز دارد. اما محسن مخملباف زمانی به عنوان کارگردان حرفه‌ای و متفکر به جامعه سینمایی معرفی شد که فیلم بایکوت را کارگردانی کرد. این فیلم را می‌توان جدی‌ترین فیلم انقلابی سینمای ایران دانست. فیلمی که جریان‌های سیاسی قبل از انقلاب را بررسی می‌کرد. مجید مجیدی بازیگر نقش واله در این فیلم با نمایش تمام توانایی‌های خود نشان داد که می‌تواند بازیگر خوبی برای سینمای ایران باشد اما مجیدی بعد از بایکوت از دنیای بازیگری فاصله گرفت و فعالیت خود را به عنوان کارگردان در سینما ادامه داد. دیگر بازیگر ثابت فیلم‌های مخملباف، محمد کاسبی بود که اکنون هم به عنوان بازیگر فعالیت‌های سینمایی خود را ادامه می‌دهد.

دیگر کارگردانی که در حوزه هنری فیلمسازی را آغاز کرد محمدرضا هنرمند بود. هنرمند در سال 61 فیلم مرگ دیگری را براساس فیلمنامه‌ای از محسن مخملباف کارگردانی کرد. هنرمند نیز مانند مخملباف در فیلم مرگ دیگری، انسان‌ها را در مقابل وجدانشان قرار داد و آنها را در زمان مرگشان با چهره زشت رفتارهایشان مواجه کرد. مرگ دیگری هم فیلمی اخلاق‌گرایانه بود که کارگردان آن تلاش می‌کرد با این فیلم نقاب از چهره زشت یکی از سران ارتش شاه بردارد و نشان دهد که نظامیان در زمان پهلوی دست به شرارت‌های زیادی می‌زده‌اند. هنرمند فیلم زنگ‌ها را در سال 64 براساس فیلمنامه‌ای از مخملباف مقابل دوربین برد. فیلمی که هنوز نسل اول و دوم آن را به واسطه داستان متفاوت و بازی خوب محمد کاسبی به یاد دارند. هنرمند بعد از زنگ‌ها از سینمای اخلاق مدار فاصله گرفت و تمرکز خود را روی فیلم‌های اجتماعی و سپس کمدی گذاشت.

البته خارج از حوزه هنری هم فیلمسازانی بودند که می‌خواستند بعد از انقلاب سینما را ادامه دهند. یکی از این فیلمسازان امیر قویدل بود که در سال 59 فیلم خونبارش را کارگردانی کرد قصه این فیلم درباره یکی از اتفاقات زمان انقلاب و تظاهرات مردمی بود،در جریان درگیری ارتش و مردم در میدان سبلان در روز17 شهریور 3 سرباز از پادگان با اسلحه فرار می‌کنند و به مردم می‌پیوندند،گروهی از ارتشیان مامور دستگیری این سه سرباز می‌شوند. فیلم خونبارش زمینه را برای ساخت فیلم ترن برای قویدل مهیا کرد. قویدل فیلم ترن را در سال 65 با حضور بازیگرانی چون فرامرز فریبیان، زنده‌یاد خسرو شکیبایی، حسین ملکی، عنایت بخشی و... مقابل دوربین برد. ترن را می‌توان یکی از فیلم‌های سختی دانست که با امکانات محدود ساخته شد. بیشتر فصه فیلم در یک قطار در حال حرکت در فصلی سرد و پربارش می‌گذشت. قطاری که باید در فصل سرما سوخت را به مردم شهری می‌رساند اما ساواک نمی‌خواست که این قطار به مقصد برسد اما راننده ترن تصمیم گرفته بود کار خود را به پایان برساند و در انتها نیز با حمایت مردم قطار به خط پایان رسید. چند سال پیش در یک نظرسنجی فیلم ترن به عنوان بهترین فیلم انقلابی معرفی شد. یکی از دلایل این انتخاب را می‌توان در این دانست که قویدل با هوشمندی انقلاب مردم ایران را به قطاری تشبیه کرد که باید از همه موانع عبور می‌کرد و به مقصد می‌رسید و آنچه در این حرکت مهم بود تصمیمی بود که راننده قطار برای به مقصد رساندن آن گرفته بود. رهبری که می‌خواست کار خود را با موفقیت به پایان برساند.

از دیگر فیلم‌هایی که در سال‌های اولیه بعد از پیروزی انقلاب ساخته شد و آن را می‌توان از آثارخوب سینمای انقلاب دانست، فیلم تیرباران است که علی اصغر شادروان آن را ساخت و ایفای نقشهای اصلی آن را به مجید مجیدی و جعفر دهقان واگذار کرد. تیرباران داستان زندگی محمد اندرزگو یکی از مبارزان زمان انقلاب بود. داستان فیلم از زمانی آغاز می‌شود که محمد اندرزگو به همراه چند تن دیگر از همراهان خود روبه‌روی مجلس منتظر می‌شوند تا حسینعلی منصور را ترور کنند...

فیلم دادشاه هم از فیلم‌هایی بود که در سال 59 ساخته شد و بسیارمورد توجه مردم قرار گرفت. این فیلم را حبیب‌الله کاوش کارگردانی کرد و بازیگرانی چون سعید راد، جعفر والی و آهو خردمند در آن بازی می‌کردند.کاوش در این فیلم مقطعی از زندگی دوست محمد بلوچ معروف به دادشاه را روایت می‌کرد که در مخالفت با اصل 4 و مجریان آن در زاهدان یکی از حامیان اصل 4 را به دار می‌کشد. ژاندارم‌ها روستای محل سکونت دادشاه را می‌سوزانند و همسر دادشاه را به اسارت می‌گیرند و اینگونه می‌شود که دادشاه را به انتقام وا می‌دارند. دادشاه فیلمی بود که می‌خواست ستم‌هایی را که شاه و عاملانش به مردم روا می‌داشتند به نمایش بگذارد.

اما بازهم نسل اولی‌ها و نسل دومی‌ها حتما به یاد می‌آورند که در آن سال‌ها چون وسایل نمایش فیلم مانند ویدئو هنوز باب نشده بود و یا بهتر است بگوییم که استفاده از این گونه وسایل ممنوع بود، گروهی که می‌خواستند فیلم دادشاه را به عموم مردم معرفی کنند صدای این فیلم را روی نوار کاست ضبط کرده بودند و آنها را به علاقه مندان سینما اجاره می‌دادند...!

عطا فرزانه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها