در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عکسهای قدیمی عالم خاصی دارند، مثل عکسهایی که از دوره قاجار باقی مانده و حالا حتی زینتبخش تقویمها و سررسیدها هم شده است. مثل عکسهایی که از گوشه و کنار ایران 100 سال پیش باقی مانده و آدمهایی را در یک بازار حجره یا حاشیه یک جاده نشان میدهد که یحتمل سالهای سال است زندگی روی خاک را با خوابیدن زیر خاک عوض کردهاند و جز این عکسها چیزی از آنها باقی نمانده است. درست مثل خیلی از آدمهایی که عکسهایشان مانده، اما حالا کسی نمیداند، کی بودهاند و کجا رفتهاند.
دنیایی دارند این عکسهای قدیمی، 60 یا 50 سال (اصلا چه فرقی میکند چند سال؟) پیش را همین طور قاب گرفتهاند و زنده نگه داشتهاند. انگار نه انگار تهران قیافه عوض کرده و دیگر از آن شهر خلوت و خوش آب هوا که در دامنه البرز راحت آرمیده بود خبری نیست. در این عکسها ،حسنآباد و تجریش، همان طور که بودهاند ماندهاند. دستنخورده ساده و البته سیاه و سفید.
اصلا شاید به خاطر خاصیت این عکسهاست که گذشته برای ما سیاه و سفید باقی مانده است. ناخواسته و ناخودآگاه به گذشته که فکر میکنیم، همه چیز سیاه و سفید میشود، شهرها، خانهها و آدمها همه سیاه و سفیدند و جز این 2 رنگ، رنگ دیگری را نمیپذیرند.
عکسهای انقلاب هم همین خاصیت را دارند، تصویرهایی باقیمانده از آن اتفاق عظیم. از آن روزهایی که رفتهاند، اما لحظههایشان مانده، ثبت شده و حالا دیدنشان لذتبخش است.
دنیای زیبایی دارند این عکسهای قدیمی، دنیایی که نمیشود به همین راحتیها از آن دل کند، دنیایی که ساعتها میتواند تو را میخکوب کند پای یک عکس یک تصویر و یک لحظه قاب گرفته شده.
گاهی آدم دلش میخواهد این عکسها را بردارد و برود میدان انقلاب دقیقا جایی که عکس گرفته شده را پیدا کند و در حافظه دیوارها و خیابانها و آدمها دنبال ردی از آدمهای توی عکس بگردد. گاهی آدم دلش میخواهد جلوی عابران را بگیرد و عکسها را نشانشان بدهد و بگوید: آقا میدانید 30 سال پیش از همین جا که شما گذشتهاید چه کسی میگذشته است؟
اما فایدهای ندارد، فقط باید یکجا نشست و زل زد به این تصاویر، تصاویر سیاه و سفیدی که سکوتشان حرف می زند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: