در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همایون در حوالی سالهای 1334 با ژوزف گودین رئیس سازمان جاسوسی سیا آشنا شد و همکاریاش را با آمریکاییان آغاز کرد.
مهمترین کار او در تاریخ انقلاب به ماجرای روز 16 دی ماه 1356 باز میگردد. همایون نامهای را به روزنامه اطلاعات برد و دستور داد آن را چاپ کنند. فردای آن روز در همین روزنامه مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» چاپ شد که در آن به ساحت مقدس امام خمینی (ره) بیحرمتی شده بود. گرچه این مقاله با نام مستعار و جعلی شخصی مجهولالهویه موسوم به احمد رشیدی مطلق منتشر گردید ولی نگارش آن را همه به همایون نسبت دادند، هرچند خودش میگوید که هیچ نقشی در تهیه و نگارش مقاله نداشته و مقاله مذکور (که به دستور شاه در دفتر مطبوعاتی هویدا تهیه و تنظیم شده بود) را صرفا به روزنامه اطلاعات برده است.
چاپ این نامه توهینآمیز باعث شد تا مردم قم در اعتراض به این مطلب به خیابانها بریزند و روزنامهها را آتش بزنند. تا جایی که به گفته بعضی از تاریخنویسان، انقلاب اسلامی از همان زمان آغاز شد.
در شهریور 1357 پس از سقوط دولت آموزگار سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات علیه همایون به دلیل اقدام خائنانهاش در چاپ مقاله مورد بحث، برقراری سانسور و ممنوع القلم ساختن عدهای از نویسندگان اعلام جرم نمودند. آبان 1357 با اوج گیری انقلاب اسلامی و روی کار آمدن حکومت نظامی رژیم پهلوی برای منحرف ساختن اذهان عمومیدستور بازداشت عدهای از کارگزاران رژیم منجمله داریوش همایون را صادر کرد.
وی که پس از دستگیری به زندان دژبان مرکز در پادگان جمشیدیه تهران منتقل شده بود، شامگاه 21 بهمن 1357 هنگامی که مردم پادگان فوق را تسخیر کردند با استفاده از تاریکی شب موفق به فرار شد و پس از حدود 15 ماه زندگی مخفی در تهران و در حالی که دادگاه انقلاب حکم اعدام او را صادر کرده بود، اردیبهشت سال 1359 از کشور گریخت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: