در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سید افشین اشرفی از ساری- محمدجواد جانفدا (اینم راهنمایی: نمیشه که یک مصرع رو تکرار کنی و اسمش رو هم بذاری شعر، عزیز دل مادر-) اندیشه آزادی از قروه (پس بهبه به ایشون! بنویس ببینم چن مرده حلاجی-) افشین اشرفی از ساری (ممنون از عیدی! یادم باشه جوابت رو ایمیل کنم، به شرطی که بین خودم باشه و خودت-) فرهاد ممیپور (ایول! بادکنکهات اولش خوب و پر باد بودن! با خودم گفتم دمش گرم؛ یه متن نو! ولی آخرش... که ای وای از این آخرش! معلوم هست چی به چی شد و منظور جناب آلو چی به چی بود؟! بابا یه ترجمه روونتری ازش بفرست که ما هم سر در بیاریم ازش-) رضا اسکندرپور از آسمان تبریز- پسته خندان از تهران (من شخصاً به جنبه نوآوری و ابداع قضیه نظر کردم، ولی خب، به قول کاتبباشی: حالی که این حکایت بکردی، همچنان در بلدیه طهران ساکنیم و مدیر مکتبخانه پسران فلک به دست فرادستمان استاده همی! لذا پندِ رفیق ناصح، موافقِ طبع مخالف اوستاد نیآمد، به تلغرافخانه رهنمونتان کردیم!-) بدون امضا 17 ساله از تهران (امید آینده مملکت، مطالب ارسالیات را دادم به یک شاعرالشعرای کاردرستی که او نظر دهد، گفت: هووووممم، اگه بچه حساسی نیست، بهش بگو یه نمه بیشتر تمرین و مطالعه کنه. ضمناً مگه قانون شماره 2 این صفحه رو نخونده که اسمش رو گذاشته آتروپات؟... آخ، بابا میگم اون شاعره گفت، نه من! مینا، شیشهای شکسته از برهوت دوستی (نگین، دوست عزیز مینا در برهوتش!! بدان و آگاه باش که او متنی نوشته باحال درباره تو. ولی خب، نه اینکه ما باهاش پدرکشتگی داشته باشیم، چون تعریف صفحه یه چیز دیگهس اصلا، نتونستیم متنش رو چاپ کنیم که ببینی چقدر هوای دلت را داشته و چقدر عطوفت و مهر به دست قاصدکش داده تا جلوی روی تو بگیرد-) نرگس، عاشقترین ستاره (ها؟!! این ستارههای مشکی، مشکلی را حل نمیکند به جان همان گل و بوتههای همیشگی واژههایت. از من به تو نصیحت-) یکی از ستارههای آسمون (حیف که نوشته بودی تو تلگرافخونه جوابت رو بدم. به روی چشم: انگار تعداد بیشتری از بروبچ نظری خلاف نظر شما دارند. ممنون از انتقادت. باز هم منتظر انتقادات سازنده و راهگشات هستم، پیشنهادی هم داشتی که نور علی نور!-) شکوفه توکلی 17 ساله از ایلام- فاطمه بابایی از اهواز- فرهاد ممیپور (ای بابا، شعری رو که یه بار فرستاده بودی دوباره میفرستی؟ ببینم، حالت خوبه؟ چه خبرا؟!!-) پل بیعبور (اجازه انجام چنین درخواستی رو نداریم خواهر من، شرمنده. شوخیهات هم خیالت جمع و تفریق با هم، خیلی هم بامزه بود-) سمانه محمدی اردکان از یزد- سعید از نیشابور (منم موندم حیرون و سرگردون که این مهدی فلاحپور کجا غیبش زده. هی با خودم میگم امروز نامه میده فردا نامه میده، امروز که نامه نمیده، فردا که نامه نمیده!-)
بروبچ گرانقدر توجه فرمایند... چی؟ تا اومدم لب باز کنم خودتون حدس زدید که باز میخوام از موندن یه عالم نامه و ایمیل دیگه که همین جور تلانبار شدن رو هم معذرتخواهی کنم؟ ای بابااااااا... شما مگه علم غیب دارین؟ خب به منم یاد بدین دیگه... ایشششش!! فقط بلدن از آدم اطلاعات بکشن بیرون، ولی هیچ اطلاعاتی ندن... ویششششش!! هههههه! دیدین حالااااااا... یه چیز دیگهم میخواستم بگم: ببخشید که این شماره وقت تنگ بود و منم گرفتار و کوزه بر جبین حافظا!!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: