در فدراسیونهای ناموفق، معمولا سرمربی تیم فقط در حیطه اختیاراتش عمل میکند.
کسی به آنها جواب پس نمی دهد. در فدراسیونهای ناموفق و... ضوابط برای تمامی نفرات معین و مشخص است و فدراسیون تعیین میکند چه زمانی لیگ تعطیل شود، چه زمانی تیم برای مسابقه برود و چه مدتی برای تعطیلات لازم است.
در فدراسیونهایی که اول نشدهاند، رسم بر این است که قوانین برای تمام تیمها یکسان عمل شوند و باشگاهها حق اظهارنظر داشته باشند؛ باشگاههایی که با صرف پول، وقت، انرژی و حوصله بازیکنان خام و ناپخته را به بازیکنان زبده و طراز اول تبدیل میکنند و آنها را در اختیار تیم ملی قرار میدهند.
در چنین سیستمی، همیشه حق تولیدکنندگان محفوظ است و باشگاهها در بیشتر امور جاری فوتبال علاوه بر حق اظهارنظر، مسوولیتهای ویژهای را نیز میپذیرند.
حال آن که، برخلاف این قاعده گاهی میبینیم منت سر باشگاهها میگذارند و از این که بازیکنان آنها را از فرم دلخواه، سلامت و ... محروم کردهاند، طلبکار هم میشوند.
این که ما مجبور میشویم مدتها برای یک روز پس و پیش شدن تاریخ مسابقه باشگاهی بین استقلال، پرسپولیس، آن همه دردسر درست کرده و با اعصاب مردم بازی کنیم، فقط به خاطر این است که نمیتوانیم مانع حیف و میل شدن زمان برای انجام یک بازی دوستانه شویم.
به قول معروف قضیه دروازه و سوزن است. ما یک جایی حاتم طایی میشویم و جای دیگر برای یک روز این همه جار و جنجال به پا میکنیم و صد بار صد خبر، درباره یک مسابقه منتشر میکنیم تا به نوعی عامل زمان را به بازی بگیریم، پیشرفتهترین فدراسیون، قطعا فدراسیونی است که نمیداند در پیش رو چه مشکلاتی دارد. زمان را باید برای 4 باشگاه نماینده در جام قهرمانان آسیا تقسیم کند، تیم ملی و برنامههای آن را مدنظر بگیرد و از همه مهمتر به این اردوهای منسوخ شده در فوتبال دنیا که نه زمان دارد و نه مکان تن در دهد، فقط به این علت که ما میترسیم برای تیم ملی برنامهای بریزیم که در همه جای دنیا آن را پذیرفتهاند.
تیم ملی ما تافتهای جدا بافته است و در راه جامجهانی، هیچکس حاضر نیست حتی لحظهای خطر کرده زمینه را برای دوره مقصریابی آماده کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم