خرمشهر درادبیات داستانی

سه روز بعد از این‌که صدام حسین، رئیس‌جمهور وقت عراق در مقابل دوربین‌های تلویزیونی معاهده 1975 الجزایر را پاره کرد، روز 31 شهریور 1359 حمله گسترده‌ای را به مرزهای ایران آغاز کرد و جنگی شروع شد که هشت سال ادامه پیدا کرد. این جنگ در تاریخ 200 ساله ایران بی‌سابقه بود. جنگی نسبتا طولانی و گسترده که خسارت‌های فراوانی برجای گذاشت. این جنگ تاثیرات فراوانی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی داشت.
کد خبر: ۲۳۳۷۱۹

در طول سالهای جنگ و بعد از آن در حوزه کتاب آثار متنوعی به چاپ رسید که به توصیف و تحلیل و نقل و نقد این حوادث پرداخته شده است. این کتابها در حوزه‌های متنوع سیاسی، نظامی، اجتماعی، ادبی و ... به شرح ابعاد و زوایای هشت سال جنگ، مقاومت‌ها و ویرانی‌ها و پیامدهای آن پرداخته است. طبق آمارهای رسمی منتشر شده از سال 1359 تا شهریور 1381، 1677 عنوان کتاب منتشر شده است.

در این پژوهش که با هدف تحلیل محتوایی کتابهای منتشر شده درباره خرمشهر انجام شده است. کارنامه 22‌سال نشر کتاب درباره خرمشهر از شهریور 1359 تا شهریور 1381 مورد بررسی قرار گرفته است.

شهر حماسه

خرمشهر از نخستین شهرهایی است که در معرض حمله دشمن قرار گرفت، به همین دلیل این شهر به نوعی سرآغاز تاریخ جنگ به حساب می‌آید. حماسه‌های پرشور، مقاومت‌های مردمی برای ایستادگی در برابر دشمن و در نهایت اشغال آن و بازپس‌گیری آن، خرمشهر را به پایتخت و مرکز جنگ تبدیل کرد. از همین رو در همه کتابهای نوشته شده درباره جنگ به خرمشهر پرداخته شده است. اما در بررسی تنها کتابهایی مورد توجه قرار گرفته که حداقل بخشی از آن مستقیما به خرمشهر پرداخته شده است. از 1677 عنوان کتاب منتشر شده در حوزه دفاع مقدس 319 عنوان کتاب مستقیما به خرمشهر پرداخته‌اند.

نخستین کتاب منتشر شده درباره خرمشهر کتاب «یادواره دو مجاهد شهید در جنگ تحمیلی با کفار بعثی برادر شهید احمد سلیمانی و برادر شهید مجید سلیمانی» که در شهر قم و توسط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال 1359 در 40 صفحه منتشر شده است. کتاب شامل زندگینامه و وصیتنامه‌های دو برادر است. در زندگینامه احمد سلیمانی چند نامه از شهید چاپ شده است که یکی از آنها خطاب به خواهران کمیته امداد است. او مورد اصابت گلوله تک‌تیرانداز قرار می‌گیرد و در راه بازگشت به شهادت می‌رسد. در قسمت بعدی کتاب، پس از شرح زندگانی مجید سلیمانی و ذکر وصیتنامه‌اش نحوه شهادت او شرح داده می‌شود. او در سرپل‌ذهاب مشغول به خدمت بود که به جبهه خرمشهر فراخوانده می‌شود و در یکی از میدان‌های مین در اثر انفجار تله انفجاری به شهادت می‌رسد.

نقش قلم

از پرکاربردترین قالب نگارشی در حوزه کتاب خرمشهر ادبیات داستانی است. جلوه‌های مقاومت شهری، مظلومیت مردم غیرنظامی، آوارگی‌ها، مقاومت‌ مردم این شهر و تلاش جمعی مردمی برای آزادسازی دوباره خرمشهر به عنوان قله پیروزی‌های جنگ همواره دستمایه بسیاری از داستان‌نویسان بوده است. از نخستین کسانی که درباره خرمشهر نوشت «پرویز مسجدی» بود او در کتاب «روزهای مقاومت در خرمشهر» درباره «درگیری‌های مردم با دشمن، حمله تانکها، روزهای مقاومت و درگیری در کوی طالقانی خرمشهر و خارج کردن زنان و کودکان از میان آتش دشمن» می‌نویسد.

قاضی ربیحاوی از دیگر داستان‌نویسان جنوبی بود که درباره خرمشهر نوشت. او در مجموعه داستان «خاطرات یک سرباز» از پیرمردی می‌گوید که در خرمشهر خادم مسجد است و عراقی‌ها دخترش را به گروگان گرفته‌اند. «جسد» داستان جسد سربازی است که به پشت جبهه حمل می‌شود. چون این سرباز بدون اجازه در جبهه می‌جنگیده است، در بازرسی، ابتدا اجازه بردن جسد را نمی‌دهند، ولی بعد هم که اجازه داده می‌شود، ماشین خاموش شده، دیگر روشن نمی‌شود. «یک روز مه گرفته» داستان سربازی است که برای دوست مریضش دنبال شیر می‌گردد و به سراغ پیرمردی می‌رود که یک بز دارد. ولی پیرمرد و بزش نیز مرده‌اند. «در کمپ آنها» حکایت ماجراهایی است که در کمپ جنگزده‌ها می‌گذرد. کمپی که ژاپنی‌ها برجای گذاشته‌اند و فرار کرده‌اند و اکنون در اختیار خانواده‌ای جنگ‌زده است. «مواجهه» داستان گفتگوی یک سروان و یک سرباز درباره بدی جنگ است. سروان می‌رود و سرباز حیران می‌ماندکه آیا به سوی شهر برود یا به سوی اردوگاه.

«قاسمعلی فراست» هم از دیگر داستان‌نویسانی بود که درباره خرمشهر نوشت. او در مجموعه داستان «خانه جدید» حکایت یک رزمنده خرمشهری را می‌گوید که پس از محاصره شهر توسط دشمن و تخریب خانه‌ها، به خانه خود رفته، آلبوم عکسهای خانوادگی را پیدا می‌کند و با تماشای عکسها به یاد گذشته‌ها می‌افتد که دوستانش او را برای اجرای پاتک صدا می‌کنند. «گلاب خاتون»، نیز حکایت مادری است که یادگار قاسم، (شهید مفقودش) را نگه داشته است و با آن راز و نیاز می‌کند. او به گلزار شهدا می‌رود و در آنجا بر سر قبر یک شهید غریب، آرامش خود را باز می‌یابد. «نخل‌های بر سر» رمانی است از فراست که حوادث آن تماما در خرمشهر می‌گذرد.

«غلامرضا عیدان» از دیگر داستان‌نویسان جنوبی بود که درباره خرمشهر نوشت. او در مجموعه‌داستان «شبی تا صبح» داستان دو جوان رزمنده خرمشهری به نامهای «عظیم» و «برناس» به تصویر ‌کشید که در کودکی همبازی بوده‌اند و اکنون از سرزمین خود دفاع می‌کنند و... شب عملیات، ‌ابتدا عظیم و سپس برناس به شهادت می‌رسند. داستان رودا: حکایت مادری است که در اوایل حمله دشمن دختر رزمنده‌اش را با دستهای خود به خاک می‌سپارد.

«هادی خرمالی» در مجموعه داستان «عشق را بیرون می‌کنند» رزمنده‌ای را نشان می‌دهد که قبل از عمل جراحی، با ترکشهای درون بدن خود صحبت می‌کند. پزشک و پرستار فکر می‌کنند کسی در اتاق اوست و پس از فهمیدن واقعیت، می‌خندند. «نامه دوست»، پسر جنگزده‌ای با خواهر و پدرش از خرمشهر به تهران آمده‌اند. همه با آنها مهربانند. او پس از آزادی خرمشهر و اتمام جنگ، به خرمشهر بازگشته، در نامه‌‌‌ای که برای دوستان خود می‌نویسد، از ایام خوب خود با آنها یاد می‌کند. «مترسک»، داستان پیرمردی است که به یک مترسک علاقه زیادی دارد. مردم می‌پندارند او دیوانه است. تا این‌که مهندسی از پیرمرد خواهش می‌کند که مترسک را بردارد تا او در آنجا جاده بسازد و پیرمرد رازش را به او می‌گوید: مترسک را «صالح‌دوست» که در جبهه شهید شده، برایش ساخته است و پیرمرد با دیدن مترسک همیشه به یاد اوست.

«فاطمه حسن‌وند» هم در مجموعه داستان «فردا» در داستان «در پادگان دژ» پاسداری با یک تانک غنیمتی، خواهران امدادگر مقیم خرمشهر را که در زمان تجاوز عراق به خرمشهر، به رزمندگان کمک می‌کردند، در لحظاتی که تانک عراقی قصد شلیک به آنها را دارد، نجات می‌دهد. در «مادرانه»، مادری پس از سیزده سال، پسر مفقودالاثرش را در خواب می‌بیند که نشانی خود را به مادر می‌دهد. مادر به مقر نگهداری اجساد شهدای تفحص می‌رود و او را که تنها چند استخوان است، با نشانی ویژه‌ای می‌یابد.

داستان‌نویسان دیگری از جمله مریم جمشیدی در مجموعه «باد و باران»، حسینعلی جعفری در مجموعه «ماه تمام بود»، راضیه تجار در مجموعه «جایی که آسمانش آیینه‌کاریست»، فیروز زنوزی جلالی در مجموعه‌های «روزی که خورشید سوخت»، و «حضور»، احمد شاکری در مجموعه «سرزمین پدری»، بیژن نجدی در مجموعه داستانهای ناتمام و مجموعه‌های دیگری «مثل حته، شط و مرداب» از یوسف عزیز بنی‌طرف و عشق را باور کنیم؟ از علی فرخ‌مهر و... درباره خرمشهر آثاری را خلق کرده‌اند.

از نخستین کسانی که درباره خرمشهر نوشت، باید از قاسمعلی فراست نام برد که در سال1363 رمان نخل‌های بی‌سر را نوشت. این رمان داستان دلاورانی است که در فتح خرمشهر جان باختند. ناصر، فرزند بزرگ خانواده با شروع جنگ رضایت پدر و مادر را می‌گیرد و به جبهه می‌رود. یک بار مجروح می‌شود و در بیمارستان بستری می‌گردد، ولی قبل از بهبودی کامل از بیمارستان بیرون آمده و به جبهه به‌سوی خرمشهر می‌شتابد. عملیات فتح خرمشهر آغاز می‌شود. سوم خرداد فرا می‌رسد. مادر ناصر منتظر تلفن ناصر و در حال خواندن قرآن است که تلفن به صدا در می‌آید. مادر گوشی را بر می‌دارد. صالح یکی از همرزمان ناصر، می‌گوید: «تا چند دقیقه دیگر همه ایران، شاید همه دنیا، خواهند فهمید که خرمشهر آزاد شده است.» مادر در حال خنده اشک می‌ریزد. می‌خواهد سخن بگوید، اما شادی امانش نمی‌دهد. بریده بریده می‌گوید: «دیگه حالا اگر ناصر هم شهید بشود غمی ندارم» و از آن طرف، صالح می‌گوید که: «پس... ناصر هم شهید شده است.»

قاضی ربیحاوی از دیگر داستان‌نویسان جنوبی بود که درباره خرمشهر رمان نوشت. او در رمان «گیسو» داستان مردی را می‌گوید به نام اردشیر که ناخواسته توسط دوستانش به مسائل سیاسی کشیده شده است. پس از تحمل مدتی زندان، از گذشته خود پشیمان شده و به فکر خودکشی افتاده است. فردوس ت همسرش ت سعی دارد با متوسل شدن به وجود فرزندشان، زندگی او را تغییر دهد. در همین زمان مینو (خواهر دوست دختر قدیمی اردشیر) پیدا می‌شود. او از اهالی خرمشهر و جنگ‌زده است و به سبب اختلاف با همسر خویش، توان ادامه زندگی با او را ندارد. وجود او بر مشکلات اردشیر می‌افزاید. بهمن (دایی فردوس) که رزمنده و جانباز است. سعی می‌کند با نصیحتهای خویش اردشیر را نجات دهد. مینو خود را می‌کشد. اردشیر نیز بارها اقدام به خودکشی می‌کند، ولی موفق نمی‌شود. در پایان، اردشیر با عشق سابق خود (فرخنده؛ که خواهر مینو است) روبه‌رو می‌شود و از او می‌خواهد با هم ازدواج کنند. ولی فرخنده اکنون دختری به نام گیسو دارد و ت اگرچه شوهرش مدتها پیش فوت کرده است - قبول نمی‌کند تا با اردشیر زندگی جدیدی را از سر گیرد.

«کاوه بهمن» هم در رمان «جنگی که بود» داستان زندگی دو جانباز به نامهای رضا و حبیب را می‌نویسد. حبیب معلول است و با چرخ حرکت می‌کند و رضا نیز دو چشم خود را در جبهه از دست داده است. جنگ به پایان رسیده و اوضاع تغییر کرده است. در جریان داستان، رضا به یاد دوران کودکی خود می‌افتد. مرگ مادر، گم‌شدن خواهر و پدرش را هنگام حمله عراقی‌ها به خرمشهر به یاد می‌آورد.

همچنین، مقاومت مردم و مسلح شدن آنها در تلاش برای دفاع از کشور را به خاطر می‌‌آورد. حالا، پس از جنگ، رضا به دنبال خواهرش زهرا به تهران آمده است و بالاخره قبر پدرش را می‌یابد. تمیز بودن قبر پدر، امیدی را در دل رضا روشن می‌کند. خواهر و برادر بالاخره بر سر قبر پدر یکدیگر را بازمی‌یابند و شور و شعف آنان از پیدا کردن یکدیگر و عظمت این لحظات رزمنده دیگری را که در قبرستان است متحول می‌کند و باعث می‌شود تا او هم به سوی خانواده‌اش بازگردد.

کتابهای منتشر شده درباره خرمشهر را می‌توان از نظر نوع نگارش پدیدآورندگان مورد تحلیل قرار داد. این بررسی نشان می‌دهد از میان 319 عنوان کتاب 118 عنوان آثار (تالیف) و 98 عنوان (بازنویسی) بوده است.

55 عنوان (گردآوری) و 9 مورد ترجمه (برگردان خاطرات اسرای عراقی) بوده است. 24 عنوان هم نامشخص است. متغیرهای این آمار نشان می‌دهد که 99/36 درصد آثار تالیفی و 72/3 درصد بازنویسی و 24/17 درصد گردآوری بوده‌اند و تنها 82/2 درصد ترجمه و 52/7 درصد هم نامشخص بوده‌اند. جدول مقایسه این آمار نشان می‌دهد در سالهای نخست پس از آغاز جنگ تعداد کتابهای منتشر شده در زمینه جنگ بسیار محدود بوده ولی به مرور زمان هر ساله فراوانی کتابها افزایش یافته است. این افزایش در سالهای پس از قطعنامه شتاب بیشتری گرفته است. در زمینه کتابهایی با موضوع خرمشهر بیشترین تعداد کتابهای منتشر شده مربوط به سالهای 1376 است. اما بیشترین رشد به لحاظ موضوعی متعلق به سال 1363 است که 2/65 درصد کتابهای چاپ شده را شامل می‌شود.

آمار کتابهای منتشر شده در هر سال نشان می‌دهد که هر ساله رشد قابل توجهی از کتابهای دفاع مقدس را شاهد بوده‌ایم، اما این رشد در زمینه کتابهایی درباره خرمشهر نسبتی معنادار نداشته است.(جدول شماره 1)

مقایسه سهم نسبی کتاب منتشر شده جنگ تحمیلی به کتابهای منتشر شده با موضوع خرمشهر نشان می‌دهد که به طور میانگین هر ساله با رشدی در حدود 22/26 درصد همراه بوده است.

در حالی که رشد کتابهای جنگ تحمیلی به کل کتابهای چاپ شده در سال به مراتب بیشتر از آن است. تنوع محتوایی کتابهای منتشر شده درباره جنگ تحمیلی بسیار گسترده است. اگرچه تا به حال تقسیم‌بندی‌های گوناگونی از آثار نوشته شده درباره جنگ ارائه شده است، اما بسیاری از آنها از جامعیت تام علمی برخوردار نبوده است و البته روشن است که فهرست استاندارد علمی و طبقه‌بندی محتوایی گسترده‌ای به این وسیعی مستلزم پژوهش‌های عمیق است، با این حال آثار چاپ شده در زمینه جنگ را می‌توان به گروههای مشخصی تقسیم کرد.(جدول شماره 2)

از میان گروههای محتوایی (خاطرات جنگ) با 483 عنوان 8/28 درصد از کل کتابهای مربوط به جنگ تحمیلی را شامل می‌شود. تحقیقات و پژوهشهای جنگ با 311 عنوان 55/18 درصد، مجموعه داستان‌ها با 196 عنوان 69/11 درصد، زندگی‌های داستانی با 164 عنوان 78/9 درصد و داستان‌های بلند و رمان با 160 عنوان 54/9 درصد به ترتیب بیشترین بسامد را در فهرست کتابهای جنگ به دست آورده‌اند.

از میان 319 عنوان کتاب درباره خرمشهر 290 عنوان آن را مردان پدید آورده‌اند، 8 عنوان فاقد نام پدید‌آورنده است و 21 عنوان را زنان تالیف کرده‌اند. به این معنا 9/90 درصد آثار درباره خرمشهر را مردان تالیف کرده‌اند و نقش زنان در این میان تنها 6/6 درصد بوده است.

به جز یک مورد که خاطرات زنان حاضر در خرمشهر بوده 10 عنوان مجموعه شعر شاعران زن هم دیده می‌شود. سه عنوان اثر داستانی از زنان داستان‌نویس است و در بقیه عنوان‌ها زنان نقش گردآورنده و بازنویس داشته‌اند.(جدول 3)

جایی که آسمانش آیینه کاریست/ نویسنده راضیه تجار تهران: نسل کوثر ، (چاپ اول.1378)

حضور، مجموعه داستان/ فیروز زنوزی جلالی. کرج: دلوار ، (چاپ اول.1381)

خاطرات یک سرباز/ قاضی ربیحاوی تهران: ققنوس، (چاپ اول.1360)

خانه جدید: مجموعه داستان/ قاسمعلی فراست تهران : برگ، (چاپ اول.1376)

داستان‌های ناتمام/ بیژن نجدی تهران: نشر مرکز، (چاپ اول.1380)

در حاشیه شط، مجموعه داستان/ به کوشش: م. ح. ملک‌جعفریان. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، 1370.

روزهای مقاومت در خرمشهر/ نوشته پرویز مسجدی بی‌جا: چاپ و صحافی گارسه؛ پخش کتابخانه کوچک (چاپ اول.1360)

روزی که خورشید سوخت/ فیروز زنوزی جلالی تهران: برگ ، (چاپ اول.1370)

سرزمین پدری: دوازده داستان کوتاه/ احمد شاکری؛ تهران: بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی(چاپ اول.1379)

شبی تا صبح ، مجموعه داستان/ غلامرضا عیدان تهران: حوزه هنری، 1368.

اسکاد روی ماز 543 / نوشته فیروز زنوزی جلالی تهران: کیهان، (چاپ اول.1376)

حته، شط و مرداب / یوسف عزیزی بنی‌طرف تهران: یوسف عزیزی‌بنی‌طرف، 1370.

دشت خضرا/ رنجبر گل‌محمدی تهران:موسسه نشر فرهنگی و تحقیقاتی پیام نینوا، 1374.

عشق را باور کنیم؟ / علی فرخ‌مهر تهران: نشر عابد (چاپ اول.1381)

عشق را بیرون می‌کنند/ هادی خرمالی گرگان: مختومقلی فراغی، (چاپ اول.1378)

فردا/ فاطمه حسن‌وند تهران:‌نیروی مقاومت بسیج، (چاپ اول.1378)

ماه تمام بود/ نوشته حسینعلی جعفری تهران: کیهان (چاپ اول.1376)

پشت به سایه‌ها و صداها / ضیاءالدین شفیعی، مزامیر ، 1376.

چلچله‌ها/ محمود گلابدره‌ای تهران: خجسته ، (چاپ اول.1380)

در جستجوی من/ منیژه جانقلی [تهران :[بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی ، معاونت فرهنگی، اجتماعی و هنری، دفتر هنر و ادبیات ایثار ، (چاپ اول.1378)

روزهای جهنمی/ عبدالجبار اسدی هویزیان اهواز: موعود، 1363.

سرود مردان آفتاب/ غلامرضا عیدان تهران: سازمان تبلیغات اسلامی ، حوزه هنری، 1368.

ضیافت به صرف گلوله، رمان/ نویسنده مجید قیصری تهران: پالیزان، (چاپ اول.1380)

کودکی‌های زمین / جمشید خانیان، تهران: نشر صریر ، 1376.

گیسو / مولف قاضی ربیحاوی تهران، قاضی ربیحاوی، (چاپ اول.1372)

مادر با سرفه‌هایش/ عبدالمجید رحمانیان تهران: امید آزادگان ، (چاپ اول.1380)

نخل‌های بی‌سر/ قاسمعلی فراست تهران: امیرکبیر، (چاپ اول ص216 .1367.)


داوود درجزینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها