در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شخصیتهایی چون فیلیسیتی، فلیکس، الیویا، الککینگ، ژانت، جاسپردیل، گاسپایک، ریچل لیندو... به ترتیب با صداهای دوستداشتنی مهوش افشاری، شوکت حجت، مینو غزنوی، همت مومیوند، مریم صفیخانی،علیرضا باشکندی، امیر صمصامی و زندهیاد پروین ملکوتی برایمان خاطرهانگیز شدند. بویژه اینکه خود هاشمپور به جای هتی کینگ (البته در چند قسمت ابتدایی ناهید شعشعانی به جای این شخصیت صحبت کرد) یکی از نقشگوییهای کمنظیرش را ارائه داد و در این بین می توان به صدای با انعطاف مریم شیرزاد به جای پرسوناژ سارا استنلی (با بازی ساراپولی) نیز اشاره کرد.
با انعطافبودن صدای شیرزاد (متولد 1338 در تهران) به این نکته بر میگردد که قابلیت بچهگویی و نقش گفتن سنین نوجوانی، جوانی و حتی میانسالی شخصیتهای مختلف را داراست که همین نقشگویی به جای سارا استنلی وقتی یکی دیگر از نقاط عطف کارنامه شیرزاد یعنی صحبت به جای شخصیت آن شرلی (چه در سریال رویای سبز و چه در مجموعه کارتونی آن شرلی با موهای قرمز) مثالزدنی است. «زمانی که سریال قصههای جزیره را مجددا دیدم، این نکته برایم جالب بود که اگر هماینک این سریال دوباره دوبله میشد به همین شیوهای که در قبل نقشگویی کرده بودم دوباره به جای سارا صحبت میکردم، شاید این مهم به نحوه مدیریت خانم هاشمپور بر میگردد که از همه توانایی من و همکارانم در بهتر شدن دوبله این سریال بهره برد، انگار که همه مهرهها به درستی سرجایشان قرار گرفتهاند، این درباره دوبله سریال رویای سبز نیز صدق میکند که فضای کارش خیلی برایم لذتبخش بود. خیلی جاها زندهیاد سعید شرافت از لحاظ حسی مرا راهنمایی کردند و من شیفته شخصیت چندلایه آن شرلی شده بودم. شروع کار حرفهای مریم شیرزاد در دوبلاژ سال 1359 بود.
اگر چه «اما» در سال 1350 هم برای تست گویندگی در برنامه کودک رادیو حضور پیدا کرد و با پذیرفته شدن،کارش را در آنجا شروع کرد. وقتی برای اولینبار در یک نمایش رادیویی به جای یک گنجشک حرف زد، از شنیدن صدای خودش لذت برد و کمکم در برنامههای کودک رادیو (بهتهیهکنندگی عذرا وکیلی) تبدیل به گوینده ثابت شد.
یکی از خاطرات شیرزاد، که علاقه وافری به فوتبال دارد، در رادیوی آن زمان گفتوگویش با حشمت مهاجرانی مربی وقت تیم ملی فوتبال بود. به این ترتیب صدای شیرزاد در سالهای نخست فعالیتش در رادیو طی همکاری با گویندگانی مثل رامین فرزاد، صدرالدین شجره و خسرو فرحزادی شکل گرفت. ورود شیرزاد به دوبله در سال 1359 با اعتصاب انجمن گویندگان همراه بود. شیرزاد را مهین نثری که با یکدیگر در رادیو همکار بودند به استودیوی دوبلاژ معرفی کرد. با پایان اعتصاب و بازگشت اعضای انجمن به کار، شیرزاد از دوبله کنارهگیری میکند تا اینکه برای دوبلههای تلویزیون دعوت میشود و در فیلمی به مدیریت سعید مظفری جملهای را به جای یک بچه میگوید و این نقطه آغاز بچهگوییهای خاطرهانگیز شیرزاد میشود: هنوز هم این شیوه بچهگویی را خیلی دوست دارم و حسی درونی همواره همراهم است که بالاخره زمانی نقش بچهای را خواهم گفت که فوقالعاده خواهد بود. منتظر آن روز هستم.
سال 1366 نقطه عطف کارنامه شیرزاد رقم میخورد. پخش سریال «سالهای دور از خانه» و نقشگویی به جای کاراکتر اوشین، موجب شهرت و محبوبیت صدای شیرزاد شد. «در آن زمان، به خاطر دلایلی قصد کنارهگیری از دوبله را داشتم تا اینکه خانم ژاله علو برای دوبله سالهای دور از خانه تماس گرفتند که به ایشان گفتم، نمیتوانم بیایم. خانم علو گفتند که بیا این نقش را بگو و اگر نخواستی در دوبله نمان. ابتدا نظر مدیر دوبلاژ، نقشگویی به جای کودکیهای اوشین بود، اما بعد تصمیم گرفته شد که برای صدای سنین بزرگسالیاش نیز از من استفاده شود.
از نحوه اجرای خود در دوبله اوشین اصلا راضی نیستم، حتی در پخش دوباره، طاقت دیدنش را نداشتم.
علت این که شاید مردم متوجه نشدند چقدر ضعیف نقشگویی کردهام این بود که در آن سالها سریالهای داستانی به گستردگی حالا پخش نمیشد و به دلیل کمبود اینگونه سریالها بود که ملودرامی مانند سالهای دور ازخانه بسیار زیاد مورد توجه قرار گرفت. در قسمتهای میانی دوبله این سریال پدرم از دنیا رفت و به دلیل فضای اندوهبار خانه، تصمیم گرفتیم یک سفر دستهجمعی خانوادگی داشته باشیم. این موضوع را با مدیر دوبلاژ و مسوولان امور دوبله شبکه دو در میان گذاشتم و آنها بهشدت مخالفت کردند و من اصرار به رفتن داشتم. آنها تهدید کردندکه گوینده را عوض میکنیم و شما دیگر در دوبله تلویزیون جایی نخواهید داشت. گفتم شما مختار هستید.
وقتی که رفتم، مهوش افشاری را جایگزینم کردند. دو قسمت از پخش سریال گذشته بود که با من تماس گرفتند که حتما، سر کار حاضر شوید، چون مردم مدام با روابط عمومی تلویزیون تماس میگیرند و نسبت به تغییر گوینده اشین کنجکاوند، چون به آن صدا عادت کردهاند. به تلویزیون رفتم و کار را ادامه دادیم. هنوز مردم صدای اوشین را به یاد دارند و مرا با آن سریال به یاد میآورند.» دیگر حضورهای شیرزاد در دوبله سریالهای خارجی، ناوارو، امیلی بلانش، رودخانه برفی، عامل ناشناخته، پرستاران و... بود. پارسال دو سریال پر سروصدا از تلویزیون به نامهای مدار صفردرجه(به کارگردانی حسن فتحی) و چهل سرباز (محمد نوریزاد) پخش شد که در دوبله هر دو اثر شیرزاد نقش مهمی داشت. در مدار صفر درجه به جای شخصیت سارا آستروک نقش گفت و در چهل سرباز مدیر دوبلاژ بود. به گفته شیرزاد، مدیریت دوبله چهل سرباز او را بیست سال در این عرصه ترقی داد و مجرب کرد! اما در این رهگذر، برای دوبله فیلمهای بازیگر شاخصی مثل نیکول کیدمن، صدای آشنای شیرزاد توانسته حق مطلب را در این سالها ادا کند و به تقریبا دوبلور ثابت او تبدیل شود. همگان نقشگوییهای مسلط و جذاب زندهیاد ژاله کاظمی به جای کیدمن را در «ساعتها( »اثر استیون دالداری) و دیگران (آلخاندرو آمنابار) یک بار دیگر نیز این فیلم در تلویزیون با صدای شهلا ناظریان دوبله شد به یاد میآورند اما در دوبله «زندگی من( »بروس جوئل رابین) بود که برای اولین بار مریم شیرزاد نقشگویی به جای کیدمن را تجربه و نام خود را به عنوان دوبلور اولیه این بازیگر ثبت کرد. خوشبختانه این روند در فیلمهای دیگر کیدمن مانند تصویر یک بانو، بیلی بتگیت، داگ ویل، کوهستان سرد و تهاجم تا به حال ادامه داشته و صدای آرام و دلنشین شیرزاد با آن رگههایی از آرامش و معصومیت که در صدایش دارد به خوبی بر چهره و رفتار نیکول کیدمن نشسته و توانسته نظر مثبت بسیاری از مدیران دوبلاژ را به خود جلب کند. «وقتی که برای اولین بار در دوبله «زندگی من» با نوع بازی کیدمن آشنا شدم به ناصر طهماسب، مدیر دوبلاژ فیلم گفتم که او چه بازیگر فوقالعادهای است؛ جوری جلوی دوربین میایستد که انگار خودش میداند ستاره است! بعدها که آقای طهماسب برای دوبله تصویر یک بانو دعوتم کرد، از این که دوباره میخواستم به جای کیدمن صحبت کنم به وجد آمده بودم چون یک جور شگرد در بازیاش هست که گوینده را به خودش جذب میکند از بس که خوشایند و مطلوب است.»
برای دوستداران دوبله انیمیشن، صدای مریم شیرزاد همواره خاطرهانگیز بوده، صدای شخصیت بامزه و غولپیکر سرندیپیتی در سریال کارتون جزیره ناشناخته، نیک و نیکو، بچههای مدرسه والن، آن شرلی با موهای قرمز، آلیس در سرزمین عجایب و ... از آن جملهاند. نقطه درخشان نقشگویی شیرزاد در دوبله انیمیشن مسافر کوچولو بود. «از همان سالهای ابتدایی کارم انگار تقدیر این بود پلهپله مسیر دوبله را طی نکنم و با کارهای سنگین و شاخص به طور ناگهانی رو به رو شوم. کارتون مسافرکوچولو یکی از همان آثار بود. از کودکی به کتاب علاقه داشتم و یکی از کتابهای محبوبم همین شازده کوچولو اثر اگزوپری بود. وقتی که متوجه شدم ناصر ممدوح برای دوبله این کار انتخابم کرده، این حس را داشتم که اتفاق مهمی در زندگیام رخ داده و با عشق، آمادگی دوبله این کارتون را داشتم. خودم متوجه بودم که جالب نقش نمیگویم، اما ممدوح با آن انرژی مثبتی که همواره به کار میدهد، تشویقم کرد و من هم با اعتماد به نفس آن نقش محبوب را گفتم.»
نیروان غنیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: