در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«مخمصه» تنها اثری است که از میان «تردست» و «شوریده» توانست به اکران عمومی برسد و سجادی در قالب همان ژانر دلخواهش یعنی کشمکش دزد و پلیس، با نگاهی ژرف سعی در احقاق حق و تأدیب تبهکاران دارد. در این گذر فرجام غیرقابل اجتناب یعنی محتوم بودن دستگیری دزدان و نیکسرنوشت بودن فعالیت پلیس مشهود است.آنچه غالب فیلمنامههای پلیسی باید به عنوان پازل مکمل طرح و ایده اولیه داشته باشند، عنصر درگیراننده درام یعنی تیپ یا شخصیتهای منفی آن است.
سجادی در تعیین خطوط باور تماشاگر همواره برای شخصیتهای منفی فیلمنامهاش سفرهای خیرهکننده میچیند تا کاراکترهای تقویتکننده حس انزجار تماشاگر با فراغ بال بتوانند به منظور نظر کارگردان نزدیک شوند. امیر دلاوری با بازی قابل باور مسعود رایگان ملقب به امیرسیاه، یک باند حرفهای را در دست دارد. او فوت و فن سرقت را نه به مانند دلهدزدهای غالبا ناشی که از اصل و ریشه آموخته است و با رموز پنهان و عیانش آشناست.فیلمنامه مخمصه برای بسط موقعیتهای دراماتیک اثر از محور گداخته کلیشه به سلامت عبور میکند. آنجا که ما در آثاری از سینمای پلیسی از فرط اغراق در سراسر بد بودن شخصیت بدمن فیلم حس ناباوری در ذهن و باورمان تقویت میشود.مخمصه فیلم پلیسی در محور تنشهای معقول دراماتیکی و کنش و واکنشهای حساب شده در فرمول طراحی ساختار فیلمنامه است.حرکت سنجیده دوربین و استفاده از تمهید دوربین روی دست در درگیریها، حس نزدیکی تماشاگر با موضوع را القا میکند. آنچه احساس میشود در سینمای ژانر پلیسی به عنوان ریشه منفعل مشکلات همواره شاخسار این درخت تنومند را بیمارزده کرده است. جدا از پرداختهای واقعگرایانه در فیلمنامهها، بحث امکانات است. این گونه سینما را دیگر نمیتوان با برخورد کاراکتر اصلی به کارتنهای خالی و جعبههای چیده شده نوشابه به خورد تماشاگر امروزی داد و مسالهای که میماند قیاس تماشاگران این گونه سینما با سینمای مدرن پلیسی جهان است که با حساب سرانگشتی، موجی از نارضایتی به سبب دیدن فیلمهای پلیسی وطنی را در مقابل فیلمهای خارجی که استفاده از منابع مالی، امکانات و تجهیزات کافی فیلمسازی جزء لاینفک تهیه و ساخت این گونه آثار محسوب میشود برانگیخته است.
در نهایت مخمصه به دور از بازیهای اغراقگونه، ربط و بسطهای کارتونی فیلمنامهای و روایت سرراست و قابل فهم، توانسته است در میان دیگر آثار پلیسی، موفقیتهای چشمگیری به دست آورد.
جدا از ایرادهای اساسی که در بطن فیلمنامه و در عدم فراهمآوری موقعیت زمانی در بسط و گسترش شخصیتهایی مانند یلدا به چشم میخورد، فیلم مخمصه عنصر به همراه داشتن نفس تماشاگر را برای ادامه حیات تصویری خویش به همراه داشته است. در حقیقت سجادی از مخمصه عدم همراهی تماشاگر گریخته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: