این تنها یکی از ماجراهای علاء میرمحمد صادقی است. او به همراه دیگر تجار و بازرگانان که البته معروف نیستند، یکی از پشتیبانان مالی انقلاب بود. افرادی که برعکس مبارزان معروف، نامشان را کمتر شنیدهایم: حاج عزیزالله علاءالدینی، حاج عباس تحریریان، لولاچیان، جعفر آقای خرازی، حاج ثمر بهادران، سیدمحمد میرفندرسکی و ... اینها جزو حلقهای بودند که از سال 1342 که مساله انجمنهای ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون پیش آمد، کمکهای قبلا پراکنده خود را به انقلاب اسلامی سازمان دادند و انجمن کمککاران را به راه انداختند تا مبارزان با رژیم پهلوی را پشتیبانی کنند، به خانواده زندانیان و شهدا کمک کنند، پول خرید تدارکات و احیانا عملیاتهای انقلابی را بپردازند و سرانجام به چهرهها و رهبران انقلاب یاری برسانند تا دغدغه مالی نداشته باشند و روی رهبری مبارزات که کمکم گسترش و سامان مییافت، تمرکز کنند.
به این ترتیب، علاءمیرمحمد صادقی از آن چهرههایی است که متعلق به بخش نه چندان روایت شده پیروزی انقلاب اسلامی است؛ بخشی که ارتباطات مالی و محافل تقریبا در سایه انقلاب را شامل میشود. خود میرمحمد صادقی نقطه تلاقی و مرکز پشتیبانی مالی و پولی انقلاب را بازار تهران میداند که از همان آغاز مبارزه، با امام(ره) بوده است.
وی البته بازوی اجرایی توزیع این کمکها را صندوقهای قرضالحسنه مانند جاوید میداند که با ابزار سنتی و کاملا مخفی آن روزها بهطور وسیعی پول تهیه و توزیع میکرد.
با این حال این جنتلمن پولدار در 78 سالگی و در مقام نایب رئیسی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران بسیاری از خاطرات خود را پس از این همه سال غیرقابل افشا میداند و در برخی موارد صرفا به کلیات اکتفا میکند تا این وجه پیروزی انقلاب اسلامی همچنان نیاز به کندوکاو داشته باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم