تهاجم امریکا به عراق و اشغال این کشور ، فارغ از این که تقریبا بدون مقاومت ارتش عراق و با توافقات احتمالی پنهانی میان دو طرف ماجرا انجام شد ، وضعیتی را در منطقه به وجود آورده که در پرتو آن امریکا خود را یگانه فعال مایشائ خاورمیانه دانسته و در پی پیاده کردن استراتژی کلان خود برای ساختن خاورمیانه ای جدید براساس مختصات تعریف شده نظم مورد نظر خود است .
کد خبر: ۲۳۲۸۴
ظاهر امر نشاندهنده آن است که امریکا از ابزار لازم برای این کار برخوردار است و لذا می توان موفقیت نسبی استراتژی مذکور را پیش بینی کرد ؛ اما نگاهی عمیق تر به واقعیات تاریخی و اجتماعی عراق و منطقه چیزی خلاف این را می گوید و ناگفته پیداست که شکست امریکا در عراق به عنوان اولین و شاید مهمترین گام در جهت تحقق استراتژی یاد شده تا چه میزان استمرار آن را به مخاطره خواهد انداخت . سقوط نظام دیکتاتوری که بیش از 30سال در عراق قدرت را در دست داشت ، این کشور را با وضعیتی مواجه کرده که از نظر جامعه شناختی به نوعی آنارشیسم شبیه است . جامعه ای بی هنجار و به تبع آن بی ثبات از نظر سیاسی و اجتماعی که اداره آن یقینا کار ساده ای نخواهد بود. یافته های علم جامعه شناسی نشان می دهد که عموما و در میان مقاطع مختلف تاریخی یک جامعه ، مقطعی شبیه وضعیت فعلی عراق از بی ثبات ترین مقاطع زمانی آن خواهد بود و علت اصلی این امر آزاد شدن انرژی های فراوان نهفته بر اثر سالها استبداد و اختناق است که وضعیتی بی تعادل را ایجاد خواهد کرد.کارکرد مشابه این وضعیت را می توان در ایران در دهه 1320 و شوروی سابق پس از کودتای اوت 1991 جستجو کرد که تبعات بسیاری را نیز به دنبال داشت . با این توضیح مختصر ، اکنون امریکا پس از یک دوره کوتاه مدت حکومت نظامی برای اداره عراق 2راه پیش رو دارد ؛ راه اول ، به روی کار آوردن یک دیکتاتور دیگر و استمرار استبداد و به کارگیری ابزار سرکوب برای اداره جامعه و اعمال سیاست های خود، و راه دوم برقراری یک حکومت دمکراتیک و با حضور قشرها و جناحهای مختلف سیاسی و اجتماعی جامعه عراق . در هر دو حالت فوق ، ادامه اشغال عراق توسط امریکا با مشکل روبه رو خواهد شد و بی ثباتی حاکم بر جامعه عراق ، استمرار حضور امریکا در این کشور را با تردید مواجه می کند. در حالت اول ، امکان برقراری حکومتی استبدادی در عراق چندان محتمل به نظر نمی رسد؛ چرا که فضای فعلی جامعه عراق اجازه چنین امری را نخواهد داد، مضاف بر این که چنین حکومتی ، علاوه بر وجه دیکتاتوری خود، از صفت اشغالگری نیز برخوردار است که یقینا با واکنش شدید مردم عراق مواجه خواهد شد. احتمال دوم ، یعنی تشکیل حکومتی دمکراتیک ، با حضور گروههای مختلف نیز اگرچه از شانس بالاتری برخوردار است ، اما باز هم ادامه حضور امریکا در عراق را با اشکال مواجه خواهند کرد؛ چرا که در یک فضای دمکراتیک مسلما حضور بیگانه با چالش های جدی روبه رو خواهد شد. مقامات امریکایی با علم به همین نکات تنها راه ماندن خود برای یک مدت زمان نسبتا طولانی را در دامن زدن به ناامنی و متهم کردن دیگران با هدف فرافکنی مشکلات ناشی از اشغال ، جستجو خواهند کرد تا از رهگذر این امر به چند هدف اصلی خود یعنی حل مشکل اسرائیل و روند صلح این رژیم با اعراب ، تکمیل چارچوب های حقوقی ، نظامی و امنیتی لازم برای سلطه بر منابع نفت عراق و منطقه و تحدید خطر کشورهای به اصطلاح یاغی و تعدیل مواضع آنان ، دست یابند. بنابر آنچه آمد، می توان پیش بینی کرد که برخوردهای امریکا با همسایگان عراق نظیر سوریه و ایران و تحرکات علیه منافع و امنیت ملی این کشورها در آینده نزدیک شدت یابد و مراحل جدیدی را تجربه کند؛ مراحلی که احتمالا و در کوتاه مدت به برخورد نظامی نخواهد انجامید ، اما آمادگی لازم را از سوی کشور های مورد اشاره برای مقابله با مخاطرات احتمالی می طلبد.