گپ+هفته

بازیگری مثل عاشق شدن است

علیرضا شجاع‌نوری که امسال با بازی در فیلم «تردید» ساخته واروژ کریم‌مسیحی در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، بیش از یک دهه است که مقابل دوربین به عنوان بازیگر حضور نداشته است. همه ما بازی به یاد ماندنی وی را در فیلم «روز واقعه» شهرام اسدی به یاد داریم. البته این بازیگر سینما امسال در مقام تهیه‌کننده فیلم «صندلی خالی» سامان استرکی را نیز در بخش فیلم‌های اول و دوم نیز در جشنواره فجر دارد.
کد خبر: ۲۳۲۷۴۳

کمی درباره نقش خودتان در «تردید» برای ما توضیح می‌دهید؟

اولین ویژگی این نقش برای من منفی بودن آن است. مدتی بود در سینما وسوسه حضور در یک نقش منفی را داشتم. حضور واروژ کریم‌مسیحی روی صندلی کارگردانی این پروژه هم یکی دیگر از دلایل بود. به هر حال درباره کارهای وی در سینما تعاریف متعدد شنیده بودم. البته «تردید» متنی خوب هم داشت. من در این فیلم نقش عموی سیاوش (هملت) را بازی می‌کنم که روزبهان نام دارد و تمام نقشه‌ها را طراحی می‌کند. در واقع من برای این کار به دعوت یک دوست لبیک گفتم. تقریبا بازی من در این فیلم به پایان رسیده و چند صحنه خیابانی باقی مانده نیز در آینده نزدیک فیلمبرداری می‌شود.

فضای فیلم را چگونه دیده‌اید؟

از نقش خودم در این فیلم راضی‌ام و فکر می‌کنم باید نتیجه کار را در پایان مورد ارزیابی قرار داد. خوشبختانه فضای فیلم بسیار گرم و صمیمی بود و رابطه‌ای خوب بین گروه جریان داشت. سعید سعدی تهیه‌کننده برای ایجاد فضایی مناسب تمام تلاش خود را انجام می‌دهد.

آیا علاقه‌مندید کار خود را در حوزه بازیگری در سینما ادامه دهید؟

به ادامه این حرفه در سینما علاقه‌مندم. البته ادامه این کار بستگی به نقش‌ها و پروژه‌هایی دارد که به من پیشنهاد می‌شود. تا وقتی در بنیاد سینمایی فارابی مدیریت بخش بین‌الملل را بر عهده داشتم، ترجیح می‌دادم کار بازیگری نکنم، چون فرصتی نداشتم.

پس چرا برنامه‌ای برای بازی ندارید؟

بازی و کار هنری کردن مانند عاشق شدن است. چون شما برای عاشق شدن هرگز نمی‌توانید برنامه بریزید. از وقتی دستیار کارگردان با من تماس گرفت تا وقتی قرار شد بازی کنم 48‌ساعت طول کشید و بعد از قبول کردن نقش فیلمنامه را خواندم. در کنار حرفه پرمسوولیت تهیه‌کنندگی ترجیح می‌دهم گاهی بازی هم بکنم، چون باعث استرس‌زدایی می‌شود.

در خلاصه داستان «تردید» آمده است: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانوادگی را در دست گرفته است. سیاوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است، خبری عجیب‌تر می‌شنود؛ مادرش قصد دارد با عمویش ازدواج کند. سیاوش متوجه می‌شود مرگ پدر طبیعی نبوده و او را به قتل رسانده‌اند.

بیتا حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها