در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پاسخ وزیر اطلاعات لبنان این بود که لبنان برای تصمیمگیری درباره شرکت در اجلاس مربوط به غزه از «اجماع اعراب» پیروی خواهد کرد.
کسی به این جواب نخندید، اما این سخن میتوانست طنزی تلخ و سیاه باشد. رهبران عرب درباره واکنش به این بحران که بیش از 1100 کشته (تا آن زمان) در غزه بر جای گذاشته بود به حد فلجکنندهای دچار تفرقه بودند. باوجود تعداد فراوان اجلاسهای دیپلماتیک دو اجلاس همزمان روز جمعه در قطر و کویت و دو اجلاس دیگر که قرار بود این هفته تشکیل شود هنوز درباره تشکیل اجلاس سران اتحادیه عرب، نهادی که میبایست رهبران عرب را برای رسیدگی به مسائل مشترک دور هم بیاورد، توافقی نشده بود.
میشل سلیمان، رئیسجمهور لبنان سرانجام و پس از تلاش فراوان برای ایجاد تعادل بین درخواستهای متضاد جناحهای داخل کشورش در اجلاس روز جمعه قطر شرکت کرد، اما رهبران سه کشور مهم عرب یعنی مصر، اردن و عربستان در این اجلاس شرکت نکردند و به این دلیل اجلاس فوق صلاحیت اجلاس سران اتحادیه عرب را پیدا نکرد و فقط اختلافات و تفرقه جهان عرب را آشکارتر ساخت.
عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب در اظهارنظری که به طور غیرعادی صریح و تیره بود در یک کنفرانس مطبوعاتی در کویت که وزیران خارجه جهان عرب بعدازظهر جمعه آنجا ملاقات کردند، گفت: کشتی (اتحادیه عرب) دارد غرق میشود. من از موضع کشورهای عرب بسیار سرخورده و متاسفم.
رامی فوزی، مدیر موسسه سیاست عمومی عصام فارس در بیروت گفت: ناتوانی دولتهای عرب برای انجام هر اقدام دستهجمعی یا قاطعانه در غزه ریشه در دو گرایش اصلی دارد. از یکسو، بیشتر رژیمهای عرب از جنبشهای اسلامی مانند حماس که نمایشگر بزرگترین تهدید برای مشروعیت آنهاست، وحشت دارند. بسیاری از این رژیمها ازجمله مصر و اردن، در داخل چالشهایی با سازمانهای مردمی مسلمان مانند اخوانالمسلمین که از نظر ایدئولوژی مشابه حماس هستند، دارند و از سوی دیگر، بیشتر رهبران عرب نیز مایل نیستند آمریکا و اسرائیل را (که مصر و اردن برخلاف خواسته مردم خود با آن پیمان صلح منعقد کردهاند) برنجانند.
به این دلایل، مصر و عربستان از موافقت با تشکیل اجلاس سران اتحادیه عرب خودداری کردهاند. آنان نمیخواهند به وسیله شخصیتهایی مانند بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه که مانند متحدان ایرانی خود، با حمایت از حماس و انتقاد از بیتفاوتی دیگر رهبران عرب بین مردم خشمگین جهان عرب محبوبیت بیشتری یافتهاند، به تمسخر گرفته شوند.
اسد روز جمعه در اجلاس قطر با تشدید حملات خود ضمن تمسخر پیشنهاد مورد حمایت عربستان برای طرح صلح با اسرائیل به عنوان <پیشنهادی از قبل مرده> خواستار تعطیل شدن سفارتخانههای اسرائیل در کشورهای عربی شد. اندکی پس از سخنان وی، قطر و موریتانی اعلام کردند روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با اسرائیل قطع میکنند و این نشانی دیگر ازآن بود که کشورهایی مثل مصر، اردن و عربستان، که از برخورد دیپلماتیک با اسرائیل حمایت میکنند، اگر کشتار درغزه به زودی پایان نیابد، ممکن است منزوی شوند.
حمله شدید اسد همچنین یادآور این نکته بود که اختلاف میان رهبران عرب شدیدتر از مخالفتهای سیاسی و مذهبی است. اختلافات سوریه با عربستان، که از روابط سوریه با ایران و اوضاع لبنان ناشی میشود، بر اثر دشمنی شخصی بین پادشاه عربستان و اسد که با توهین علنی اسد به پادشاه در 2سال پیش شروع شد و احتمال دارد با اتهامات تند چند هفته گذشته بدتر شده باشد، تشدید شده است حتی در شرایطی که دو کشور ایدئولوژی و سیاست یکسانی دارند، اختلافات شخصی بین رهبران گاهی باعث اختلاف شده است. حافظ اسد و صدام دههها به عنوان رهبران بعثی بر سوریه و عراق حکومت میکردند اما بر اثر رقابت آن دو ،کشورهایشان بشدت از هم دور بودند.
با این حال، تنشهای کنونی بین اعراب فقط درباره غزه، یا رابطه با غرب، یا حتی اختلافات شخصی نیست. بسیاری از رهبران عرب بر این باورند که هدف ایران این است که قدرت برتر خاورمیانه شود و موضع آن در مساله فلسطین و حمایت از حماس به نفع این کشور است.
یک مقام اردنی که خواست معرفی نشود، گفت آنچه در غزه رخ میدهد به خودی خود خطرناک است اما به خاطر عوارض آن نیز خطرات بسیاری دارد چون طولانی شدن خشونت در غزه کمک خواهد کرد مردم کوچه و خیابان عرب بسیج شده و علیه دولتهای خود بپاخیزند.»
این تهدید سیاسی گسترده برای دولتهای متمایل به غرب ممکن است شدیدتر از نگرانیهای فرقهای باشد که با افزایش قدرت ملی ایران به آنها دامن زده میشود. ایران هر چه باشد تاکنون به قدرتمند شدن یک جنبش اسلامی سنی حماس - و همچنین یک جنبش اسلامگرای شیعه- حزبالله - کمک کرده است، دو جنبشی که محبوبیت و پیروان مردمی فراوانی در جهان عرب دارند.
از نظر بسیاری از مردم دو جناح جهان عرب، جنگ غزه نوعی تکرار جنگ سال 2006 بین اسرائیل و حزبالله است.
جنگ سال 2006، حزبالله را از نظر سیاسی تقویت کرد و به نظر میرسد در انتخابات پارلمانی سال جاری (2009) به اکثریت دست یابد که تحولی حیاتی خواهد بود. بسیاری از مردم لبنان بر این عقیدهاند جنگ کنونی قدرتی مشابه به حماس خواهد داد و لطمات سیاسی به دشمنان آن در جهان عرب وارد خواهد کرد. سرکیس نائوم نویسنده سیاسی روزنامهالنهار بیروت گفت: «ممکن است کمی طول بکشد اما حماس علاوه بر غزه کنترل کرانه غربی را نیز به دست خواهد گرفت. این کار باعث خواهد شد حامیان حماس، سوریه و ایران، در برابر سایر کشورهای عرب در موضعی بسیار قویتر قرار گیرند. این وضع ممکن است اگر اوباما به وعده هایش درباره مذاکره مستقیم با تهران و دمشق عمل کند، سوریه و ایران را در موضعی نیرومندتر در برابر آمریکا نیز قرار دهد.»
نوشته: رابرت اف ورث
مترجم: علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: