در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او مدام در حال مصاحبه و سخنرانی است و چپ و راست از کارهایی که میکند و میخواهد بکند، حرف میزند، اما افکار عمومی در خیابانها با خلق شعارهای جدید جواب او را میدهند. روز 4 بهمن ماه اما بختیار تصمیم قطعیاش را اعلام میکند، او قصد ندارد اجازه دهد که امام خمینی به ایران بازگردد. انتشار این خبر مصادف میشود با حضور یگانهای زرهپوش در فرودگاه مهرآباد. دولت بختیار برای جلوگیری از ورود امام به تمامی شرکتهای هواپیمایی بینالمللی اعلام میکند که به تهران پرواز نکنند. حضور تانکها در فرودگاه هم خبر بسته شدن مهرآباد روی پروازهای خارجی را تقویت میکند.
از آن طرف امام مصمم است که به ایران بازگردد، پرواز انقلاب باید صورت بگیرد؛ اما آژانسهای هواپیمایی حاضر به ریسک نیستند. آنها نمیخواهند هواپیمایی را به ایران بفرستند که احتمال دارد بر فراز آسمان تهران هدف قرار گرفته و منهدم شود. انقلابیون مقیم تهران به دنبال راهکاری هستند برای برونرفت از وضعیت موجود. مردم به خیابانها میریزند و فریاد میزنند: «وای به حالت بختیار/ اگر امام فردا نیاد/ مسلسلها بیرون میآد.» این شعار در سراسر تهران و دیگر شهرهای ایران طنینانداز میشود. بختیار مثل همیشه اول خودش را به نشنیدن میزند، به روی خودش نمیآورد؛ اما هرچه زمان میگذرد، خروش خشم ملت بیشتر میشود.بختیار آرامآرام تسلیم اراده ملت میشود تا پرواز انقلاب روز 12 بهمن در فرودگاه مهرآباد به زمین بنشیند. امام اما مصمم به بازگشت است، تصمیم ایشان قطعی است، این قاطعیت همه را دلگرم کرده است. انقلابیون تهران هم دنبال پیاده کردن سازوکاری برای اجاره هواپیما هستند. بازاریان و تجار به میدان میآیند و در این بین علامیرمحمد صادقی، معادل پول هواپیما را برای شرکت هواپیمایی فرانسه تضمین میکند تا آنها راضی شوند و اجازه دهند پرواز انقلاب، فرانسه را به مقصد ایران ترک کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: