در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار ما، اوایل ماه گذشته زن سالخوردهای به پلیس مراجعه کرد و مدعی شد، مورد حمله 3 سارق نقابدار قرار گرفته است. این زن در توضیح ماجرا به پلیس گفت: روز حادثه زنگ در خانه به صدا درآمد و پسر جوانی از پشت آیفون به من گفت پیکموتوری است و برایم بستهای آورده است. من هم در را باز کردم که وارد خانه شود. چون مسافت حیاط تا خانه زیاد بود، مدتی طول کشید که من از خانه خارج شدم و زمانی که اواسط حیاط بودم، 3 مرد نقابدار را دیدم که به طرفم میآمدند.
زن شاکی ادامه داد: آنقدر ترسیده بودم که به سرعت فرار کردم، اما مردان نقابدار که سلاح هم داشتند، مرا تهدید کرده و خواستند در جایم بایستم. بعد مرا داخل خانه بردند و دست و پاهایم را بستند و خواستند که جای پولها و جواهراتم را به آنها بگویم. از آنجایی که تهدید به مرگ شده بودم به اجبار صندوقچهای که در آن پولها و طلاهایم را نگهداری میکردم نشان دادم. سارقان سپس هرآنچه که در صندوقچه بود را برداشتند و فرار کردند، آنها به من گفتند اگر در مورد این سرقت چیزی به پلیس بگویی با تو برخورد خواهیم کرد.
با شکایت این زن ، ماموران بررسیهای خود را آغاز کردند و مشخصات چکپولهای سرقت شده را به کلیه بانکها اعلام کردند و در حالیکه تلاش برای دستگیری مردان مسلح ادامه داشت، شکایت جدیدی به ماموران ارائه شد که در آن ردپای مردان مسلح دیده میشد. چرا که درست به شیوه سرقت از زن تنها، از پیرمردی سرقت شده بود. ماموران متوجه شدند، مردان مسلح با کمین کردن و شناسایی افرادی که در خانه تنها هستند `، در فرصتی مناسب وارد خانه شده و اموال آنها را به سرقت میبرند. آنها همچنین دریافتند دزدان مسلح افراد تنها که ثروت فراوانی دارند را برای سرقت انتخاب میکنند.
در حالی که پلیس سعی میکرد، از طریق بررسی سوابق دزدان حرفهای، مردان مسلح را شناسایی کند، متصدی یکی از شعبات بانکی در تهران اعلام کرد، یکی از چکپولهای مسروقه به بانک آورده شده است و آورنده چک هنوز در بانک است.
با اعلام این خبر بلافاصله ماموران پلیس در بانک حاضر شده و آورنده چک را در حالی که غافلگیر شده بود دستگیر کردند.
پسر جوان که امیر نام دارد ابتدا مدعی شد که نقشی در سرقت نداشته است و از مسروقه بودن چکها هم خبری ندارد، اما در تحقیقات فنی پلیسی لب به اعتراف گشود و گفت: من به اتفاق سه دوستم اقدام به سرقت میکردیم. شیوه کاری ما این بود که من ابتدا افراد ثروتمند و تنها را شناسایی میکردم و بعد از چند روز مراقبت بهترین فرصت را برای سرقت انتخاب میکردم، سپس سه همدستم وارد کار میشدند و با هم مقابل خانه حاضر میشدیم و من زنگ در خانه را به صدا در میآوردم و مدعی میشدم که پیک موتوری هستم و یک بسته آوردهام.متهم ادامه داد: وقتی در باز میشد، قبل از این که فرد صاحبخانه بیرون بیاید، 3 دوستم نقاب به صورت زده و در حالی که مسلح بودند وارد خانه میشدند و پس از بستن دست و پای قربانی، اموال او را به سرقت میبردند.
وقتی از خانه خارج میشدیم، پولها و جواهرات را بین خودمان تقسیم میکردیم و تا سرقت بعد دیگر کاری نداشتیم.
متهم افزود: من فکر نمیکردم کسی از مالباختگان به پلیس شکایت کند، چراکه آنها بشدت میترسیدند. به همین خاطر هم بدون ترس چکپولهای مسروقه که به من رسیده بود را به بانک بردم تا نقدش کنم، اما توسط پلیس دستگیر شدم.
ماموران پلیس در تحقیقات بعدی خود،3 همدست امیر را نیز دستگیر کردند و تحقیقات از این سارقان نقابدار ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: