اکنون این سوال مطرح است که آیا باراک اوباما در این زمینه عملکرد بهتری خواهد داشت؟
رئیسجمهور آمریکا تمایل خود را برای بهکارگیری دیپلماسی مستقیم با ایران در تلاشی نه فقط برای متوقف کردن برنامه غنیسازی اورانیوم، بلکه همچنین راضی کردن تهران به ایفای نقشی سازندهتر (آنچنان که آمریکا میخواهد) در منطقه اعلام کرده است.اوباما گفته است که پس از ورود به کاخ سفید بسرعت برای در پیش گرفتن رویکردی جدید در قبال ایران اقدام خواهد کرد و رویکرد وی شامل «ارسال پیام حاکی از احترام به خواست مردم ایران و در عین حال وجود انتظارها و مطالبات مشخصی درباره چگونگی رفتار یک بازیگر بینالمللی» خواهد بود.مساله هستهای ایران از جمله دشوارترین مسائل پیشروی اوباما محسوب میشود.برای دولت جدید آمریکا مساله تعیینکننده در این زمینه آن خواهد بود که آیا او در چه سطحی با ایران رابطه مستقیم برقرار خواهد کرد.
در نظرسنجی از 17 هزار نفر در 17 کشور جهان مشخص شد 67 درصد پاسخدهندگان، انتخاب اوباما به ریاست جمهوری آمریکا را در تقویت رابطه این کشور با دیگر کشورهای جهان مهم ارزیابی کردند. رئیسجمهور آمریکا نیز خود در این باره گفته است که دولت وی سریعا در جهت سیاست جدید وی برای تغییر و تعامل حرکت خواهد کرد.
سیاست اوباما میتواند گفتگوی مستقیم با تهران به منظور دستیابی به توافق بزرگ برای حل و فصل موضوع هستهای و فرونشاندن تنشها باشد. اوباما به طور آشکار تمایل خود را برای مذاکره مستقیم با ایران اعلام کرده است؛ اقدامی که دولت بوش بشدت از آن خودداری کرد.
گری سامور از موسسه «شورای روابط خارجی» آمریکا در این زمینه معتقد است: «هدف فوری دولت اوباما این است که به ایران بگوید، بیایید هر دو سلاحها را زمین بگذاریم شما غنیسازی را معلق کنید، ما تحریمها را معلق میکنیم و هر دو طرف میتوانند بدون آن که این تهدید بالای سرشان باشد مذاکره کنند.»با این حال هر نوع پیششرطی میتواند تمام فرصتهای گفتگو را از بین ببرد، زیرا تهران بارها اعلام کرده که مذاکرات همراه با پیششرط را نخواهد پذیرفت.بسیاری دیگر نیز معتقدند که اوباما سیاست «تطمیع و تهدید» را در پیش خواهد گرفت؛ پیشنهاد هویجهای بزرگتر به ایران در قالب مشوقهای اقتصادی یا سیاسی و نیز تهدید به اعمال تحریمهای بیشتر در سازمان ملل.
کارشناسان میگویند، دولت اوباما میتواند در این زمینه فشار بیشتری بر ایران وارد کند و در این زمینه کاهش بهای نفت و آسیبپذیر شدن اقتصاد ایران میتواند به وی کمک کند.
سیاستی تازه
علاوه بر مساله هستهای، موضوع رابطه میان ایران و آمریکا نیز از جمله مسائل پیشروی تهران و واشنگتن است و تصمیمگیری و سیاستگذاری اوباما در اینباره در سیاست آتی آمریکا در قبال ایران موثر خواهد بود .ایران بارها به آمریکا یادآور شده است که از سر گیری روابط با این کشور، منوط به اقدام واشنگتن در ایجاد تغییرات اساسی در سیاستهای خود در قبال ایران است.بسیاری از مقامات ایرانی تاکید دارند که هرگونه پیشنهاد آمریکا باید حاوی تضمینهای مطمئن باشد.
این به آن معناست که آمریکا از اندیشه تغییر نظام در ایران دست بردارد و اتهامات خود علیه برنامه هستهای تهران را رها کند و حسابهای مالی مسدود شده ایران که پس از انقلاب اسلامی ایران، اقدام به بلوکه کردن آن کرده است، آزاد کند.این امر میتواند در شرایطی که عراق باثباتتر از قبل شده و بهای نفت کاهش یافته و آمریکا برای ایجاد تعادل بیشتر نیازمند یاری مجدد ایران در افغانستان است، یک داد و ستد مطرح باشد و نظر تهران را به خود جلب کند. با این حال، باید واشنگتن در نظر داشته باشد که پس از 3 دهه از خصومت، برقراری روابط با ایران نیازمند برداشتن گامهای هوشمندانه با صرف زمان و شکیبایی است و لازم است که سیاستهای این کشور در قبال ایران، گام به گام و با آرامش به سوی اطمینان سازی پیش رود .برژینسکی، سیاستمدار برجسته لهستانیالاصل آمریکایی، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک و مشاور سیاسی باراک اوباما معتقد است: ایران میتواند متحد آمریکا باشد.به عقیده وی، احتمال تغییر جهتهای ژئوپلیتیک ایران در آینده خیلی زیاد خواهد بود ولی آمریکا باید در این زمینه، خردمندانه و صبورانه عمل کند، چون پیامد گامهای نسنجیده بخصوص برای ثبات جهان بسیار وخیم خواهد بود.
نگرانی اروپا
در این میان، باید در نظر داشت باراک اوباما اینک تحت فشار دولتهای اروپایی قرار گرفته است تا برنامه گسترش تحریم در سازمان ملل را علیه ایران به پیش ببرد. اروپاییها که بخوبی میدانند قصد اوباما برای برقراری یک رابطه با ایران آن هم به صورت مستقیم قطعی است، با این ترفند، قصد دارند دولت نوظهور در آمریکا را در برابر عمل انجام شده قرار دهند.
در حال حاضر، اروپاییها درخصوص احتمال به حاشیه کشیده شدن آنها در مساله هستهای ایران که نقش پیشرو را در آن ایفا کردهاند، نگرانند و مقامات ارشد آمریکایی، عمدهترین اشتباه دولت بوش درخصوص ایران را دخالت دادن اروپاییها از جمله انگلیس، آلمان و فرانسه در برنامه هستهای ایران میدانند .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم