در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نامهات را خواندم نه یک بار، بیش از 10 بار و در هر سطرش خودم را دیدم و این موضوع انگیزهای شد برای جواب دادن به تو. بهار جان من هم دوران سخت پشت کنکور را درک کردم و گذراندم ولی مطمئنم حال و هوای شکننده روزهایت هیچ ربطی به کتابهای روی هم چیده شده اتاقت ندارد. وقتی خودت نوشتی 5 سال است که حرف نزدی باید عمق موضوع را فهمید. حق با توست. در دنیای پر از صدای انسانها، سکوت جزیرهای است از جنس بهشت. حس قشنگی است وقتی همه جا ساکت و آرام است. آن وقت است که میتوانی همه چیز را ببینی، بشنوی و درک کنی. بهار عزیزم من از نظر بقیه یک دختر ساکت و آرامم که میشود در یک کلمه معنیاش کرد: <سکوت.> ریحانه (خودم) زیاد اهل حرف زدن نیست، گاهی اوقات همین موضوع باعث ناراحتی اطرافیان میشود. راستش را بخواهی اصلا دوست ندارم زیاد حرف بزنم. ترجیح میدهم گوش کنم تا... البته میدانم که بهار زیبای ما چقدر دلش میخواهد حرف بزند. این را میشود از نامهات فهمید.
باور کن حالت را میفهمم. وقتی از صبح تا شب مجبوری در اتاقت بنشینی و با کتابهایت سر و کله بزنی. تازه با آن همه سر و صدایی که مزاحمت میشوند. خیلی سخت است، اما بهار جان گاهی اوقات به روزهای خوب بعد از کنکور فکر کن. همین طور که خودت گفتی تو تنها نیستی. خدای مهربان همیشه با توست و مطمئنم خودت این چیزها را بهتر از من میدانی. پدر و مادر و خواهرانت و حتی دوستانی که در این روزگار دیگر نمیشود بهشان اعتماد کرد، همگی فقط یک بهانهاند. بهانهای برای رسیدن به کسی که کمال مطلق است. گفتی آنقدر در اتاقت صدا هست که هیچ وقت سکوت را تجربه نکردی، اما بهار جان باور کن برای رسیدن به سکوت احتیاجی به نبود سر و صدا نیست. شاید به حرفهایم بخندی ولی این حرف را از دختری که همه زندگیاش در سکوت خلاصه میشود، قبول کن. گفتی خواهرانت در شهر دیگری درس میخوانند و مادر و پدرت هم صبح تا شب بیرون از خانه هستند. خب تا اینجا همه چیز برای رسیدن به سکوت آماده است، فقط میماند صداهای مزاحم همسایهها... .
ببین بهار جان برای تجربه کردن سکوت، اول باید سعی کنی آرام باشی. یعنی نسبت به هیچ کس و هیچ چیز عصبی نشوی. قدم بعدی این است که یک جای دنج پیدا کنی و بنشینی. فقط به یک چیز فکر کن. سکوت مطلق. باور کن ظرف 10 دقیقه به چیزی که آرزویت هست میرسی. بهار گوش کن: خانه ما هم ساکت نیست. پر از صداهای جورواجور و گاه آزاردهنده. ولی من بدون توجه به این صداها روزهایم از سکوت پر شده. کافی است فکرت را متمرکز موضوع مورد نظر کنی. آن وقت بهش میرسی. حتی با وجود صدای بازی بچهها در پارکینگ. عزیزم لطفا دیگر نگو تنهایی و هیچ کس را برای حرف زدن نداری مطمئن باش من و تمام نسل سومیها، همیشه برای شنیدن حرفهای بهار شیشهای سراپا گوش هستیم. خدای مهربان هم که جای خود دارد. از خدا برایت بهترینها را آرزو میکنم. در ضمن نسل سومیها را از تجربه سکوت طلایی بیخبر نگذار.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: