هرچند دانشگاههای شهرهای بزرگ تلاش کردهاند تا از پوسته مراسم محوری خارج شوند، اما در دانشگاههای کوچکتر هنوز مشکل نبود متولی مشخص و نداشتن تخصص امور فرهنگی در میان متصدیان، مشاهده میشود.
همچنین فرهنگ در دانشگاه قربانی اقتصاد است. هر چه در سالهای اخیر تلاش شد تا با شفافسازی بخش اعتبارات فرهنگی و تفکیک آن از بخش دانشجویی، توجه بیشتری به آن شود، اما از سال گذشته تغییر نظام بودجهریزی باعث شد تا باز هم حوزه فرهنگی در دانشگاهها تحت یوغ امور رفاهی و دانشجویی قرار گیرد، بخصوص اینکه امور فرهنگی در دانشگاهها مانند فعالیتهایی چون برگزاری اردوهای فرهنگی ورزشی، شبشعر، کنسرتهای موسیقی، تئاتر و... بودجه زیادی میطلبد که با این وضعیت قطعا توجه کمتری به آن خواهد شد و با افزایش شمار پذیرفتهشدگان در دانشگاهها، روسا تمایل دارند بودجه جاری خود را صرف تغذیه، خوابگاه و امور رفاهی دانشجویان کنند که در این صورت از حجم انبوه نارضایتی دانشجویان کاسته خواهد شد.
علاوه بر این یکی از بخشهای مهم فرهنگی در حوزه وزارت علوم و دانشگاهها، انتشار نشریات دانشجویی است که به طور مستقیم تحت نظر متصدیان و مسوولان فرهنگی دانشگاههاست. این بخش هم همواره به دلیل کمبود اعتبارات، بیش از پیش متضرر شده است؛ چرا که غالبا در آییننامه نظارت بر نشریات دانشجویی، آن قدر که به نظارت بر محتوای فکری نشریات توجه میشود، به تعیین سرانهها و میزان کمک دانشگاهها به نشریات دانشجویی اشاره نشده است. از سوی دیگر در بخش نشریات دانشجویی که معمولا مطلب آن با شور جوانی همراه است، بیشتر مورد سوءتفاهم قرار میگیرد و گاه به بروز مشکلات بین نسلی منجر میشود، چرا که این گونه چالشها میتواند به بدنه دانشجویی و حتی به مدیریت لطمه وارد کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم