در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما در سخنرانیها و مصاحبههای مطبوعاتی معمولا از اقداماتتان در زمینه فرهنگی در دانشگاهها صحبت میکنید. چطور میفهمید مهمترین نیاز فرهنگی دانشجویان چیست؟
ما در سالهای اخیر برای نیازسنجی دانشجویان به چند شیوه عمل کردهایم. ابتدا انجام کار پژوهشی و مطالعاتی است. ما کشور را به 5 منطقه شرق، شمال، تهران، جنوب و غرب تقسیم کردهایم که مدیران فرهنگی این مناطق هر 2 ماه جلسه دارند و نیاز فرهنگی دانشگاهها را به ما منتقل میکنند. به همین دلیل برخی نیازهای فرهنگی دانشجویان منطقهای است. شیوه دیگر، اتاق فکر دانشجویی است که واحد اطلاعرسانی ما در وزارت علوم مسوول آن است. در هر دانشگاه یک رابط یا خبرنگار فرهنگی داریم که معمولا در این اتاق جمع میشوند و بازخورد برنامههای فرهنگی را در دانشگاهها گزارش میدهند. از طرفی برگزاری جشنوارههای فرهنگی، نمایشگاهها و حتی سایت اداره کل، از شیوههای ما برای نیازسنجی فرهنگی دانشگاههاست.
به چه نتیجهای میرسید؟ مهمترین نیاز فرهنگی دانشجویان چیست؟
ما نیازهای دانشجویان را به طور کلی دستهبندی میکنیم. خیلی از این نیازها آموزشی است. بخشی هم پژوهشی و دانشجویی است؛ اما در دستهبندی ما، مهمترین نیاز دانشجویان نیازهای رفاهی و فرهنگی آنهاست. دانشجو در بخش رفاهی از تغذیه، خوابگاه، ایاب و ذهاب و... میگوید و در بخش فرهنگ، خدمات فرهنگی میخواهد. دانشجو دوست دارد کار فرهنگی کند، فیلم ببیند، شب شعر برود، موسیقی بگذارد، اردو برود و... متاسفانه در برخی موارد دانشگاهها بودجه ندارند و از عهده این خدمات برنمیآیند. در حالی که دانشجو هیچ مانعی را نمیپذیرد و از دانشگاه توقع دارد.
سرانه فرهنگی دانشگاهها چقدر است؟ به هر دانشجو چقدر میرسد؟
سرانه فرهنگی دانشگاهها از سال 85 ایجاد شد، یعنی پیش از سال 85 سرانهای در کار نبوده و به صورت پروژهای و حجمی و جدولی عمل میشد. از سال 85 سرانه فرهنگی دانشگاهها تعیین شد، یعنی مثلا در دانشگاه تهران اول محاسبه میکردند که به طور کلی چند هزار نفر دانشجو وجود دارد، بعد از سوی سازمان مدیریت سرانهای تعیین میشد. به این ترتیب که ردیف اعتبار رفاهی، فرهنگی و آموزشی به ازای هر دانشجوی روازنه در سال 300 هزار تومان تعیین شد. توافقاتی صورت گرفت که از این 300 هزار تومان باید 11 تا 13 درصد به امور فعالیتهای فرهنگی در دانشگاهها اختصاص پیدا کند.
بنا بر این بخشنامه به هر دانشجو در سال 40 هزار تومان میرسید تا صرف امور فرهنگی شود.
برای ما این تحولی در حوزه بودجه بود، چون تا آن زمان این سرانه فرهنگی زیر 7 هزار تومان بود. دیگر با چنین روشی دانشگاهها نمیتوانستند هر طور میخواهند از بودجه استفاده کنند. حتی به مقاطع ارشد و دکتری ضریب بیشتری از اعتبارات اختصاص پیدا میکرد.
الان این روش اعمال نمیشود؟
متاسفانه 2 اختلاف پدید آمد. دانشگاهها میگفتند اگر سرانه دانشجویان 300 هزار تومان باشد، باید از این مقدار حقوق پرسنل دانشگاهی کسر شود. دومین مساله تغییر نظام بودجه دولت از سال 86 بود که با تغییر در بودجهریزی...
بودجه دانشگاهها هم غیرشفاف شد؟
من این واژه را به کار نمیبرم، ولی بودجهریزی جدولی شد.
ولی من به کار میبرم چون بودجه شفاف نیست و جایگاه و هزینه کرد آن هم مشخص نمیشود.
هدفشان از این تغییر، کاهش بروکراسی بود. ما یک بخشنامه زدیم تا در سال تحصیلی 87 86 هم همان رویه سال 85 ادامه پیدا کند و نباید بودجه فرهنگی دانشگاهها از حداقل بودجه فرهنگی در سال 85 کمتر باشد، در حالی که میدانستیم به هر حال سرانهای به این امر تخصیص داده نشده است. برنامهریزی ما این است که برای هر دانشجو درحوزه فرهنگی 50 هزار تومان هزینه شود، اما به خاطر تعیین نشدن سرانه دقیق ممکن است اعمال نشود. ما این را میدانیم ولی به هر حال در سالهای اخیر حوزه فرهنگی در دانشگاهها از حاشیه به متن آمده است.
ببینید، الان آنچه در دانشگاهها مشاهده میکنیم تعیین اولویتها توسط روساست. اصلا فرهنگ، جایگاه مشخصی ندارد، چون هزینههای جاری و عمرانی دانشگاهها آنقدر بالاست که اجازه توجه به این حوزه را نمیدهد، قبول کنید که صدور بخشنامه کافی نیست.
قبول دارم که دانشگاهها هزینههای مختلفی مثل سلف و خوابگاه، تاسیسات، تغذیه و... دارند که روسا ناخواسته به سمت این هزینهها میروند، حتی گرانی بعضی اقلام غذایی مثل برنج، روغن و... روی این هزینهها تاثیر میگذارد. این مساله را میپذیرم، اما برای 12 ماه سال حق ندارند بودجه فرهنگی را نادیده بگیرند و صرف این هزینهها کنند. لذا ما نظارت میکنیم. ما واحد نظارت و ارزیابی آمار داریم که در دانشگاهها پر میشود و بر این اساس دانشگاهها طبقهبندی میشوند. اگر به فعالیتهای فرهنگی بها بدهند، بیشتر کمکشان میکنیم، هر سال درباره این فعالیتها نمایه میدهیم. اگر کار نکنند ما هم حمایت نمیکنیم. اما نکتهای که گفتید همیشه در دانشگاهها وجود دارد.
یک نکته دیگر هم به بیانگیزگی برای فعالیتهای فرهنگی در دانشگاهها دامن میزند و آن بیرغبتی خود دانشجویان است. این مساله نمیتواند ناشی از سیاسی کاری در برنامههای فرهنگی باشد؟
این ارزیابی شما قابل تصحیح است. ما در سال 84 اعلام کردیم که باید در حوزه فرهنگی شفافسازی کنیم. این نگاه که شما میگویید از سالهای گذشته بوده که سیاست و فرهنگ در دورهای قاتی شد. الان برای هر فعالیتی، تشکل خاص داریم.
اما این فضایی که میگویید، الان هم وجود دارد.
قبول دارم. این فضا را یکشبه نمیتوان تغییر داد. این فضا، تعاملی است. دانشگاهها باید امور سیاسی فرهنگی را تفکیک کنند. ما 5 هزار تشکل، کانون و نشریه در دانشگاهها داریم که نشان میدهد تکصدایی وجود ندارد. شاید رئیس یک دانشگاه دیدگاه خاصی داشته باشد، اما این دیدگاه، موضع وزارت علوم نیست. ما میگوییم دانشگاهها باید آزاداندیش باشند، هرچند بعضی جاها همراهی نمیکنند، اما این عدم همراهی با نیت و تعمدی نیست.
شاهد مثالی که در این مورد وجود دارد، وضعیت نشریات دانشجویی است. این نشریات به لحاظ محتوایی شباهت زیادی با هم دارند. به نظر میرسد مفاهیم و محتوای یکسانی چاپ میکنند. آیا این هم نتیجه اعمال نظر روسای دانشگاه است؟
ما نشریات را به طور دائم رصد میکنیم. این که شما میگویید ممکن است درست باشد و در بعضی جاها سلیقهای عمل شود، اما رویه و قانون و ضابطه حاکم، این فضا را تایید نمیکند. ضابطه وزارت علوم روشن است و به دانشگاهها هم ابلاغ شده است. هر دانشگاهی موظف است انتشار نشریات را به گذراندن 12 واحد درسی موکول کند. یعنی اگر دانشجویی بخواهد در نشریه دانشگاه کار کند یا مسوول آن باشد باید این واحدها را بگذراند. این واحدها شامل فنون روزنامهنگاری، خبرنویسی و سبکهای آن است.
این که شما میگویید ارتقای کیفی و شکلی نشریات دانشجویی است، ولی منظور من چیز دیگری بود.
نه اجازه بدهید توضیح بدهم. من فکر میکنم دانشجوی رشته کشاورزی که میخواهد در نشریه دانشجویی کار کند باید آموزش روزنامهنگاری ببیند. این برای رشد کیفی مناسب است. دوم این که ما هیچوقت اعلام نکردیم قبل از انتشار نشریه مطالبی خوانده یا ممیزی شود. کل نشریات دانشجویی زیر نظر من است و ما هیچگونه ممیزی را اعلام نکردیم، حتی گفتیم اگر دانشجویی چیزی نوشت و چاپ هم شد، در صورت اشتباه باید طبق قانون با او برخورد شود. الان خیلی از نشریات دانشجویی مضمون انتقادی دارند، ولی ضوابط ما نمیگوید ممیزی کنید. ما 2600 نشریه دانشجویی داریم که دوسوم آن فعال است، چون هزینهها بالاست. در دورهای شرایطی ایجاد شد که بر نشریات دانشجویی تاثیر گذاشت و نشریات دانشجویی در یک دانشگاه مشکلاتی را پدید آورد که باز هم این مشکل تسری نداشت، چون دانشجو به طور کلی سالم است.
در فصل بودجهریزی قرار داریم. پیشبینی شما از بودجه سال آینده دانشگاهها بخصوص حوزه فرهنگی چیست؟
پیشبینی نمیکنم، ولی روند کلی این است که هر کسی در حوزه فرهنگی سرمایهگذاری کند، آیندهاش را ساخته است.
دانشگاهها واقعا به حوزه فرهنگی علاقهمندند. ما هم هر سال پیشنهاد میکنیم بودجه این بخش 20 تا 25 درصد رشد پیدا کند.
سال 84 بودجه معاونت فرهنگی در وزارت علوم، یک میلیارد و 960 میلیون تومان بود. در سال 85 ما یک میلیارد و 200 میلیون تومان اضافه کردیم. تا حالا هم 500 تا اضافه شده است. در کل حدود 5/1 میلیارد به بودجه فرهنگی دانشگاهها از سال 84 تاکنون اضافه شده است، ولی این ارقام کفاف نمیدهد چون جمعیت دانشجویی ما چند برابر شده است. دانشگاههای دولتی، غیرانتفاعی، پیام نور، علمی کاربردی و... همگی نیروهای جوانی دارند که بودجه میخواهند، انتظارمان افزایش بودجه است. در حال حاضر بیشتر بودجه صرف امور خوابگاهی و دانشجویی میشود. بودجه فرهنگی هم رشد میکند، ولی بودجه شفاف نیست، چون با بخش دانشجویی با هم در نظر گرفته میشود. پیشنهاد کردهایم معاونت فرهنگی در هر دانشگاهی از بخش دانشجویی جدا شود تا بودجه مصوب به صورت ویژه به این بخش اختصاص پیدا کند. الان وضعیت به گونهای است که معاونت دانشجویی، اولویت را به امور دانشجویی مانند سلف و خوابگاه میدهد. ما در دانشگاهها سرکشی میکنیم تا این اتفاق نیفتد، ولی باز هم اولویت به این بخش داده نمیشود.
این ایده در حد طرح است؟
6 دانشگاه این کار را کردهاند. شیراز، شهرکرد، ارومیه، امام صادق(ع)، اصفهان و شاهد ازجمله این دانشگاهها هستند که 2 بخش دانشجویی و فرهنگی در آنها جدا شده است.
حالا که قبول دارید در بعضی موارد آنچه در دانشگاهها میگذرد با ضابطه و رویه وزارت علوم متفاوت است، اگر دانشجویی انتقاد داشته باشد چطور با شما ارتباط برقرار کند؟
ما یک کمیته مرکزی داریم که در کانون شوراهای دانشجویی فعال است. در انجمنهای دانشجویی هم هیات نظارت و در نشریات دانشجویی کمیته ناظر داریم. پس اگر دانشجو در هر بخشی اعتراض داشت میتواند از طریق این بخشها اقدام کند. هیات مرکزی وزارت علوم هم در اختیار ماست که میتوانند با این هیات مکاتبه کنند. ما بررسی میکنیم و بازرس میفرستیم. دوم سایت ماست که میتوانند از آن طریق با ما ارتباط برقرار کنند. حتی میتوانند به اینجا بیایند.
آخرین پرسش من به نظر عدهای برمیگردد که بومیسازی در دانشگاهها را عامل کاهش تعارضات فرهنگی میدانند، نظر شما به عنوان مدیرکل فرهنگی وزارت علوم چیست؟
به نظر من بومی شدن، هم خوب است و هم بد. از این نظر که بار هزینهها را سبک میکند خوب است، ولی از نظر آموزشی ممکن است جلوی بعضی افراد را که میخواهند در دانشگاههای معتبر درس بخوانند بگیرد. در بحث فرهنگی، گرایشهای بومی باعث تعارض نمیشود یا لااقل در دانشگاهها کمتر دیده شده است. تنش بسیار کم است و در ایران ما مشکل همزیستی فرهنگها را به صورت جدی نداریم، پس این مساله که بومیسازی از تعارض فرهنگی کم میکند نمیتواند عامل نگرانی برای اجرای طرح باشد.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: