در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیفالله داد قبل از ساخت این فیلم دو فیلم زیر باران و کانیمانگا را کارگردانی کرده بود که در نوع خود فیلمهای قابل قبولی محسوب میشدند اما بازمانده خیزش بزرگی در کارنامه او بود. سیفالله داد که متولد 1334 خرمشهر است و از دانشگاه شیراز در رشته جامعهشناسی فارغالتحصیل شده، فعالیت هنری خود را از سال 1357 به عنوان سرپرست تولید رادیو و تلویزیون مرکز شیراز آغاز کرد. از فعالیتهای جنبی او میتوان به عضویت شورای بررسی فیلمنامه و بازبینی فیلم، عضو شورای فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی، مسوول واحد تهیه طرح بنیاد سینمایی فارابی، مدیریت دفتر سینمایی <سینافیلم> و معاونت اسبق سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد. او طی سالهای اخیر یک اپیزود از پروژه فرش ایرانی را هم کارگردانی کرده است اما جدا از حرفه کارگردانی و سمتهای مدیریتی، فعالیتهای دیگری نظیر نویسندگی (بازمانده، گره، کانیمانگا و زیر باران)، تهیهکنندگی (همسر، بازمانده) و تدوین (بازمانده، عملیات کرکوک، هور در آتش، ابلیس، در مسلخ عشق، و بچههای طلاق) را به انجام رسانیده است.
داستان فیلم بازمانده از روی قصهای از غسان کنفانی، داستاننویس فلسطینی برداشت شده است که البته تغییرات فراوانی به هنگام نگارش فیلمنامه روی داستان اصلی داده شد. ماجرا در سال 1948 و در شهر تحت اشغال حیفای فلسطین میگذرد. دکتر سعید به همراه همسرش لطیفه و نوزادشان فرهان در این شهر زندگی میکنند. دکتر سعید، شمعون همسایه و همبازی یهودی دوران کودکی خود را حین بمبگذاری در یک قطار میبیند، اما مطلع کردن پلیس، آغاز دردسرهای او و خانوادهاش است. شمعون با تهدید از او میخواهد شهر را ترک کند اما سعید امتناع میکند. صفیه مادر سعید برای تشویق فرزندش به ترک شهر، به حیفا میآید. اما صبح روزی که قرار است خانواده دکتر سعید شهر را ترک کنند، حیفا مورد تهاجم صهیونیستها قرار میگیرد و از این خانواده، تنها صفیه و فرهان زنده میمانند. خانه دکتر سعید به زن و شوهری یهودی میرسد و آنها سرپرستی فرهان را که در خانه تنها مانده، به عهده میگیرند. صفیه که میخواهد تنها یادگار خانوادهاش را حفظ کند، به عنوان دایه فرهان وارد خانواده یهودی میشود. از سوی دیگر، همسر صفیه که درگیر مبارزه با صهیونیستهاست نقشه انفجار بمب در یک قطار حامل صهیونیستها را طرحریزی میکند. صفیه میپذیرد تا چمدان حاوی بمب را حمل کند. شمعون، زن و شوهر یهودی، صفیه و نوه او نیز از مسافران قطار هستند. درست در لحظهای که هویت صفیه در حال لو رفتن است، او با فرهان از قطار بیرون میپرد و انفجار روی میدهد. صفیه به شدت آسیب میبیند و فرهان زنده میماند.
فیلم بازمانده اولین بار در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و با استقبال فراوان مواجه شد و جدا از نامزدی برای برترین فیلمنامه، موفق به کسب جایزه ویژه هیات داوران به عنوان بهترین فیلم و نیز لوح تقدیر برای بازیگری سلما مصری شد. این فیلم جدا از جشنواره فجر، در برخی از محافل بینالمللی مثل جشنواره بینالمللی فیلم کشورهای غیرمتعهد پیونگیانگ دوره پنجم و جشنواره بینالمللی فیلم مظلومیت ملت فلسطین (ایتالیا) و جشنواره بینالمللی فیلم فلسطین (فلسطین اشغالی) هم شرکت کرده است.
بازمانده به طور کامل در سوریه (شهرهای لاذقیه و دمشق) به مدت بیش از سه ماه فیلمبرداری شد و با این که به دلایل مختلف کار در خارج از کشور برای فعالیتهای سینمایی مشکلات فراوان دارد و خواهناخواه به شکلگیری پارهای بیانسجامیها و شلختگیها میانجامد، اما در بازمانده یکدستی و انسجام قابل ملاحظهای به چشم میخورد که سهم زیادی از آن هم متوجه تهیهکنندهای حرفهای مانند منوچهر محمدی است که قبل از آن تجربه موفق از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمیکیا) را در زمینه تولید فیلم در خارج از مرزها از سر گذرانده بود. صحنههای مربوط به هجوم صهیونیستها به حیفا و قتل عام مردمان آن، چنان پرعمق و با میزانسنهایی دقیق و تدوینی درست شکل گرفته است که به خوبی تاریخی خونین را مقابل چشمان تماشاگر امروز زنده میسازد و در عین حال تعلیق دراماتیکی که در عرصههای مختلف مثل رسیدن دکتر نزد خانوادهاش و یا حضور صفیه نزد نوهاش و به انجام رسیدن نقشههایی که در بردن او منظور دارد و یا فصل نهایی کار و نیز سوسپانسهای مربوط به دشمن باهوشی مثل شمعون بر میزان این جذابیت افزوده است. حتی حواشی ای مانند اشاره به بهرهگیری ایدئولوژیک اسرائیلیها از ابزار سینما و یا غفلت زدگی خود فلسطینیها که از جلوههای گرافیکی شهر پیدا است مثل پوستر فیلمهای نازلی که بر در و دیوار خودنمایی میکند در تار و پود کار و البته به شکلی درست و غیرمستقیم تنیده شده است که همینها غنای معنایی و تحلیلی اثر را بالا میبرد و درک جامعهشناسانه کارگردان با توجه به رشته دانشگاهیاش را از موضوع جاری در فیلم نشان میدهد.
بازمانده یک ملودرام موفق در بستر ژانر جنگی (زیرگونه اشغالگری) است که در هر دو زمینه ذهن مخاطب را به خود سخت جلب میکند. سیفالله داد با این که با موضوعی کار کرده است که به دلیل حضورش در اخبار رسمی 30 سال اخیر به شدت مستعد کلیشهنمایی بوده است، اما به سلامت این مسیر را طی کرده است و همان معدود شعارهای جاری در متن کار نیز از لوازم و اقتضائات این نوع آثار است که هرگز موجبات آزار و خستگی و زدگی تماشاگر را فراهم نمیکند و در عین حال عواطف او را بی آنکه چندان در قعر احساساتگراییهای پرسوز و گداز اغراقآمیز گرفتار آید برمیانگیزد و ماجرایی تاریخی را در باب تجاوز وحشیانه یک جریان نژادگرا به سرزمینی دیگر به درستی تبیین میکند، بدون آن که افراط و تفریطهای آنچنانی ایدئولوژیک به درام کار و نیز جهتگیری محتوایی آن لطمه وارد سازد. به این ترتیب بازمانده با این که فیلمی سیاسی است، اما از تکقطبیانگاریهایی متداول در این نوع آثار به دور است و با عرضه صحنههایی تماشایی و درامپردازیهایی قوی از این نوع آفات خود را دور نگه میدارد و حتی اقدام نهایی شخصیت اصلی فیلم که فعالیتی به ظاهر تروریستی علیه اسرائیلیها است، چنان با پیشزمینهسازیهای منطقی و متقاعدکننده صورت پذیرفته است که به خوبی در زمینههای تماتیک و دراماتیک کار خوش نشسته است.
سیفالله داد در بازمانده به خوبی از جلوههای مذهبی اسطورهای آیین یهود برای پیشبرد روایت داستان خود برای ناحق بودن اسرائیلیها بهره گرفته است تا نشان دهد چگونه جمعیتی که خود را منسوب به پیامبری همچون موسی (ع) میدانند، در واقع اکنون در نقطه مقابل آن بزرگمرد ایستادهاند. قرینهها و ارجاعاتی که فیلم در باب شباهت فرهان نوزاد داستان با حضرت موسی در موارد مختلف میدهد (مانند بازماندگی هر دو در میان قوم و خانوادهشان، قرار گرفتن در سبد، پرورش نزد خانوادهای بیگانه، و نیز حضور دایهای آشنا بر بالین طفل که نقابی از بیگانگی نزد والدین کاذب کودک به صورت زده است) همگی در راستای این معناست که فرهان نمادی از آینده مقاوم و مجاهد ملت فلسطین است و همان گونه که موسای کلیم در دهههایی علیه فرعون ایستاد و قومی ستمدیده را از استبداد او رهانید، نسلهای آینده فلسطینی هم به جهاد علیه متجاوزان و اشغالگران صهیونیستی خواهند پرداخت. نمای پایانی فیلم که صفیه را مجروح بر زمین و فرهان را در کنارش سالم نشان میدهد، تصویرسازی هوشمندانهای است که این بشارت را در بر دارد. بازمانده پس از گذشت 14 سال از ساختش، همچنان اثری منحصر به فرد در باب قضیه فلسطین در سینمای ایران است و فراتر از آن، هنوز از جمله آثار شاخص سینمای ماست که تعادل درستی را بین تم و اجرا و درونمایه و ایده و محتوا و درام و جذب تماشاگر و... برقرار ساخته است.
مهرزاد دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: