ماموران در پی بررسی از محل حادثه پی بردند سرقتی در محل جنایت صورت نگرفته است و با گزارش موضوع به بازپرس رضایی، کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی کرج، جسدمقتول را به پزشکی قانونی و همسر وی به نام مهناز را برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان جنایی آگاهی استان قرار دادند و بازجویی از او آغاز شد.
زن مقتول به پلیس گفت: شب گذشته شوهرم به منزل نیامد و ساعت 6 صبح به منزل بازگشت و خوابید من هم یک ساعت بعد، فرزندم را به مدرسه بردم وقتی برگشتم، متوجه گریه فرزند دیگرم در اتاق شدم. چندین مرتبه شوهرم را صدا زدم، اما پاسخی نشنیدم تا این که جسد وی را دیدم که با ضربههای متعدد چاقو به قتل رسیده بود. بعد هم موضوع را به پلیس اطلاع دادم. شوهرم مرد بیآزاری بود و با خانواده و اقوامش اختلافی نداشت.
اختلاف با شوهر، تنها سرنخ حادثه
با اطلاعاتی که کارآگاهان جنایی از زن مقتول به دست آوردند، تحقیق از اهالی محل را آغاز کردند تا اینکه معلوم شد، مهناز به دنبال جدایی از 2 شوهر سابقش با مقتول ازدواج کرده و با شوهر خود اختلاف داشته است و هرازگاهی با هم دعوا و مشاجره هم داشتهاند. بنابراین کارآگاهان که احتمال میدادند، زن در مرگ همسرش نقش داشته رفت و آمدهای وی را به طور غیرمحسوس زیرنظر گرفتند تا عاقبت مشخص شد، وی با مرد غریبهای در ارتباط است.
اعتراف زن به توطئه در قتل شوهر
کارآگاهان جنایی پس از هماهنگی قضایی، مهناز را به عنوان مظنون در قتل بازداشت کردند و او مورد بازجویی قرار گرفت اما هرگونه دخالت در مرگ شوهرش را انکار کرد. تحقیقات پلیسی قضایی از وی ادامه پیدا کرد تا اینکه هفته گذشته وی راز جنایت را فاش کرد و گفت: با مردی آشنا شده بودم و تصمیم به جدایی از شوهرم داشتم اما او حاضر به طلاق دادن من نبود. من هم نقشه قتل وی را با همدستی این مرد و دوستش عملی کردم.
به دنبال اعتراف تکاندهنده این زن، همدستان وی تحت تعقیب قرار گرفتند تا عاقبت مخفیگاه آنها 3 روز قبل در شهرستان خرمآباد شناسایی و متهمان دستگیر شدند.
با انتقال متهمان (امیر و سیاوش) به اداره جنایی آگاهی استان تهران آنها مورد بازجویی قرار گرفتند و ارتکاب قتل را انکار کردند اما در مواجهه با زن راز قتل مرد کرجی را فاش کردند.
قتل به خاطر ارتباط پنهانی
امیر متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: چندی قبل با مهناز آشنایی خیابانی پیدا کردم و به هم علاقمند شدیم. قرار بود با هم ازدواج کنیم، اما مهناز میگفت شوهرش حاضر به جدایی نیست.
بنابراین نقشه قتل وی را طراحی کرد و آن را با من در میان گذاشت؛ من هم قبول کردم. یک هفته بعد به محل زندگیام در شهرستان خرمآباد رفتم و با اطلاع موضوع به یکی از دوستان صمیمیام، او به من قول همکاری داد و به کرج بازگشتیم.
متهم به قتل ادامه داد: مهناز، همدستمان کلید یدک منزل را در اختیارم قرار داد و خواست روز بعد به منزلش برویم و نقشه قتل را عملی کنیم.
به این ترتیب، روز حادثه حوالی منزل مقتول پرسه میزدیم که همسرش با من تماس گرفت و خواست وارد آپارتمان شویم.
متهم به قتل افزود: با کلید یدکی که در اختیارم بود، در آپارتمان را باز کردم و داخل شدیم. مهناز گفت شوهرش در اتاق خوابیده و خواست او را به قتل برسانیم.
بعد مهناز به اتاق فرزندانش رفت تا مانع بیرون آمدن آنها از اتاق شود. ما هم به اتاقی که همسر او خوابیده بود، رفتیم. من چاقو را از جیبم درآوردم و نخستین ضربه را به وی زدم که از خواب بلند شد و با من درگیری پیدا کرد. من هم ضربههای دیگری به وی زدم و پس از این که مطمئن شدم مرده، ماجرا را به مهناز اطلاع دادم و همراه سیاوش به شهرستان بازگشتیم. یک روز بعد با مهناز تماس گرفتم و از اوضاع سوال کردم که پاسخ درستی نداد.
من به تنهایی مرد صاحبخانه را به قتل رساندم و سیاوش فقط کشیک میداد تا اهالی مجتمع متوجه ماجرا نشوند و از مهناز خواستم با اظهارات دروغین مسیر رسیدگی به پرونده را تغییر دهد تا پس از این که آبها از آسیاب افتاد به شهرستان خرمآباد سفر کند و زندگی مشترکمان را آغاز کنیم.
پس از اظهارات این مرد، 2 همدستش نیز به همکاری با وی اعتراف کردند.
بنابراین گزارش، متهمان با قرار قانونی از سوی بازپرس رضایی، رئیس شعبه 21 دادسرای جنایی تهران روانه بازداشتگاه پلیس شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها در خصوص ابعاد مختلف پرونده ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم