در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سابقه یک چنین برداشتی را میشود در بسیاری از دورههای تیم ملی دید و به عنوان نمونه ارائه کرد. تقریبا، بیشتر مربیان تیم ملی در یک چنین تصوری با علی دایی همعقیدهاند.
برای ما مهم خوب بازی کردن تیم ملی است و همانطوری که به پیروزیها آب و رنگ میبخشیم، گاهی چنین عمل میکنیم که برداشت کلیشهای مربیان تیم ملی را به همراه دارد.
در خیلی از کشورها، بویژه کشوری مثل آلمان که دایی در آن فوتبال بازی کرده است، وضع به کلی فرق میکند. در فرهنگ فوتبال آلمان، عرق تیم ملی به قدری زیاد است که گاهی حتی خبر شکست تیم ملی را اعلام نمیکنند.
در جاهای دیگری هم مثل برزیل، آرژانتین، پرو و بویژه کلمبیا، ایراد مورد توجه آقای دایی به شکل افراطیتری اعمال میشود. به طوری که آنها حتی تا پای کشتن بازیکنان تیم ملی پیش میروند و گاهی با انواع و اقسام حملات رسانهای و غیررسانهای، فیزیکی و... با بازیکنان و کادر فنی تیم ملی خود برخورد میکنند. در فوتبال ما معمولا عادت داریم بازیهای مهم را بیشتر از حد برای تیم ملی بزرگ کنیم و این ایراد را میشود وارد دانست.
اگر بخواهیم حرف علی دایی را بهتر بفهمیم و توضیح مناسبی به این ایراد بدهیم، میتوانیم بگوییم در فرهنگهای مختلف، نوع برخورد با قضیه فرق میکند. در فوتبال اروپا، وقتی بازیکنی پاس زیبا میدهد، مورد تشویق قرار میگیرد. گاهی رفتارهای اخلاقی، بیشتر از یک گل برای تماشاچیان ارزش و اهمیت دارد. گرچه این پرسش نیز به جای خود باقی است که چرا تماشاگران ما از بازیهای تیم ملی خوب استقبال نمیکنند، حال آن که تعداد تماشاگران حاضر در تمرین تیمهای پرطرفدار از تماشاگران بازی چین و ایران بیشتر است. اگر این مساله بخوبی بررسی، موشکافی و پژوهش شود، شاید بشود آن عادت غلط و زشت را نیز به شکلی از بین برد.
میزان علاقه به یک تیم و ارباب جنبی آن میتواند در رفتارهای عمومی آنها، تاثیرات مثبت یا منفی بگذارد. امیدواریم این عادت غلط به کمک آقای دایی و همکارانش در فوتبال ما از بین برود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: