بهبه صونا خانم، پارسال دوست، امسال آشنا، چه عجب بالاخره وقت کردی نامه بنویسی. بابا مگر نوشتن ده بیست صفحه نامه چقدر از آدم وقت میگیرد که تو اینقدر دیر به دیر نامه مینویسی؟ فیالواقع در بین تمام آتشهایی که میسوزانی یک وقتی هم برای کافه بگذار تا آن دنیا جلویت را نگیرم بگویم چرا نامه نمینوشتی!
زینب خانم محمدزاده نامه تو هم رسید و ما را کلی مشعوف کرد. لذت بردم وقتی دیدم این همه کتاب خواندهای! میخواستم در مورد تمام کتابهایی که خوانده بودی نظرم را بنویسم ولی جا نمیشود. پس باشد برای یک فرصت مناسبتر. امیدوارم یک روز صاحب بهترین کتابخانه دنیا شوی! البته بعد از من!
جناب آقای بهروزالدوله، نامه آن حضرت هم رسید و ما از خواندن آن خوشحال شدیم. فیالواقع بندهنوازی فرمودید. داداش خودت گفتی اسمت بهروز کچله، وگرنه ما کی باشیم بخواهیم از این القاب به کسی بدهیم. بعد هم آن ایرادات غلط تایپی بود. دست ما هم از غلطهای تایپی به طور کلی کوتاه است. در مورد عکس هم یک برنامههایی داریم که امیدوارم اجراییاش کنیم.
الف میم عزیز، راستش این هفته نمیخواستیم نامهات را چاپ کنیم چون اگر قرار باشد تو با دیدن نامهات در کافه هی از زور خوشحالی خودت را پرت کنی پایین، یک وقت خدای نکرده خونت میافتد گردن ما! ما هم که حساس... سعی کن یک جور دیگر خوشحالیات را ابراز کنی فرزندم. در مورد هپروتی بودنت هم زیاد غصه نخور. چون خود این شخص حقیر سالها همین مشکل را داشت، ولی به محض این که وارد کوران زندگی شوی و بهت بگویند آدم بزرگ همه این رویاها پر میکشد و میرود هوا. بعد از آن اینقدر دلت برای همین عالم هپروت تنگ میشود که نگو و نپرس. راستی یک جوری با پدر محترم هم کنار بیا تا از نامه فرستادنت شاکی نشود. چه جوریاش را ما نمیدانیم البته.
ایول، نرگس خانم عصبانی! چه عجب. فقط آدمی مثل تو میتواند یک صفحه نامه بنویسد آن هم انگلیسی! و توش آی غر بزند، آی غر بزند! خیلی خیلی از نامهات لذت بردم. مخصوصا آنجاهایی که اساسا به ما که کافه کاغذی باشیم گیر داده بودی. جوری که یک ساعت میخندیدیم! که حالا ما شدیم از خود راضی؟ ها؟ مگر دروغ گفتیم؟ مگر همین جوریها نیست؟ اسمم هم هیچ کدام آنهایی که تو گفتی نیست. شعری هم که برای وروجک فرستاده بودی نه وزن داشت نه قافیه درست و حسابی در حالی که در شعر کودک مهمترین خصوصیت داشتن ریتم و وزن آهنگین است، بله! در ضمن ما برای وروجکمان فردوسی و مولوی میخوانیم که گوشش به وزن و ریتم عادت کند. کلی هم باهاش حال میکند و تا میگوییم «که رستم یلی بود در سیستان» نیشش مثل خودمان تا بناگوش باز میشود. اون چیزی هم که در مورد محاوره نوشتن گفته بودی درخصوص نوشتههای رسمی صدق میکند نه اینجا یعنی کافه که همه با هم خودمانیاند! خیلی دلمان برای نامههایت تنگ شده بود، چند وقتی بود کسی این جوری درست و حسابی روی بند رخت پهنمان نکرده بود. زود به زود برایمان بنویس ولی جان هرکس که دوست داری نه انگلیسی!
آ. فرهادی حالا ما شدیم گربه سیاه؟ آره؟ حالا که این جور شد فقط و فقط خودمان برایت دعا میکنیم و به بچهها نمیگوییم برایت دعا کنند! (یاه یاه یاه)
مرضیه 19 ساله اینقدر به عکسهای صفحه گیر نده. این چیزها دست ما نیست.
خانم ریحانه قاسمی! چه عجب! به خاطر اون موضوع ناراحت نباش. حتما حکمتی توی کار هست. هر وقت همه جوره آماده شدی مطمئن باش که روانه میشوی. در مورد اون سوالت هم آره! راستی بگو مصاحبههای تخیلی کی خوب است و کی بد. یعنی نظراتت را بگو منتقل میکنیم!
کیمیا از تهران مثل این که کافه کاغذی چند هفته پیش را نخواندی. اون فقط یک اشتباه بود دخترم! قبلا توضیح دادم. بازم برامون بنویس.
عطارد عزیز بنده شخصا از این که شما را هم به ورطه بیحالی انداختم عذر میخواهم. امیدوارم ویتامین ث خونت آنقدر بالا برود که دیگر دچار این مرض همیشگی من نشوی.
بهبه، بهبه، این هفته انگار نوبت مشتریهای قدیمی کافه است که بعد از 120 سال دوباره یاد ما کردهاند. موج اف.ام یا همان فائقه خانم چه عجب؟ ما که همچنان 17 سال و 4 ماههایم و شما را هم با کمال افتخار به سمت خالگی برای وروجکخان میپذیریم. در ضمن سر ما هیچ هم شلوغ نیست و اگر شما برایمان بنویسی با کمال میل همهاش را تا تهته میخوانیم. بهروز کچل... ببخشید کافه کچل شویم اگر دروغ بگوییم (یاه یاه یاه)
سعید عزیز از زابل اگر روزنامه دستت نرسید، میتوانی از طریق جامجم آنلاین نسل سوم را ببینی. این که غصه ندارد! بعد هم راستش را بخواهی مادرها اصولا آنقدر موجودات عزیزی هستند که حتی در اوج بداخلاقی هم باید نازشان را کشید و قربان صدقهشان رفت! از ما میشنوی همه این حرفهایی را که به من در مورد رابطهات با مادرت زدی به خودش هم بزن، همه چیز درست میشود. ما که تا روزی 8 بار قربان صدقه مادر محترممان نرویم، روزمان روز نمیشود. حالا چه کارمان گیر داشته باشد چه نداشته باشد!
اشکان امامی امیدواریم موجبات رضایت خاطر شما را فراهم کرده باشیم همین! ترانهات هم...ای بدک نبود.
خرس خوشتیپ هر چه زودتر درباره این خوشتیپی توضیح بده تا از فضولی نمردیم. دعا هم... حتما به روی چشم! دعا میکنیم همه امتحاناتت را با نمره خوب پاس کنی. امضا: گربه سیاهه!
اوه اوه بعضیها هم که دوباره نامه نوشتند! چه عجب منیر خاتون! میبینم که همکارت اعصاب برایت نگذاشته. البته ما هم کلا بیخیال شدیم که تو چرا از دست ما دلگیری. چون راستش را بخواهی به این نتیجه رسیدیم که سر کار رفتهایم و اصلا چیزی برای دلگیری شما از ما وجود ندارد. عروسی خواهر و برادرت هم مبارک.
این هفته چقدر هر و کر کردیم. امیدواریم نیش ما هم تا ابد همیشه منبسط باشد. پیادهرو هم تعطیل تا اطلاع ثانوی. تا هفته بعد عزت همگی زیاد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم