در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان تلخ مهرداد زهری که به دلیل یک لحظه غفلت در رانندگی دچار سانحه شد و در اثر آن تصادف چند نفر کشته و مجروح شدند، مدتها ذهن هواداران گیلانی فوتبال را به خود مشغول کرده بود. حبیب کاشانی، حمید استیلی و هادی طباطبایی هم دست به دست هم دادند تا با شکل دادن مسابقهای بی نظیر در این فوتبال، او را از زندان آزاد کنند؛ کاری که در نهایت موفق به انجامش شدند و نه تنها او که 3 نفر دیگر را هم از زندان رهایی دادند.
بازی دو تیم منتخب گیلان و تیم ملی ایران در جامجهانی 98، فقط بهانهای بود برای آزادی مهرداد زهری اما در حقیقت آغاز راهی روشن در فوتبال ما بود.
مدتها بود که عادت کرده بودیم بازی خیرخواهانه را در قالب دستورات سازمانی و احکام مدیریتی ببینیم؛ مسابقاتی که از سوی سازمان تربیتبدنی یا فدراسیون برنامهریزی میشد و شرکت در آن، نه اختیاری و دلخواهانه که اجباری بود. مسابقاتی که به دلیل ریشه نداشتن در وجود بازیکنان، حسی عاطفی را هم به تماشاگران درون ورزشگاه و بینندههای تلویزیونی منتقل نمیکرد.
بد نیست بدانیم بازیکنانی که در ترکیب تیم ملی ما در جام جهانی 1998 در فرانسه به میدان رفتند الان کجا هستند و چه کار میکنند.
احمدرضا عابدزاده: زمانی که خبری مثل بمب ساعتی در تهران منفجر شد همه به سوی بیمارستان کسری دویدند و تا 3 روز کاری کردند که مدیران بیمارستان را مجبور کرد برای آرامش محوطه بیمارستان و خیابان الوند از پلیس کمک بگیرند. دروازهبان شماره یک ایران در این 30 سال بعد از بهبودی، دو تجربه مربیگری کرد: یکی در تیم امید ایران که به سفارش محمد پنجعلی فراهم شد و چندان موفقیتآمیز نبود و دیگری در تیم پرسپولیس که هنوز هم این تجربه ادامه دارد. او یکی از استثناهای فوتبال در ایران بود که خیلیها نقش او را در صعود ایران به جام جهانی 98 فرانسه حتی از خداداد عزیزی هم پررنگتر میدانند. با این حال او نتوانست مانند خداداد بعد از کنارهگیری، حضوری مداوم را در عرصه فوتبال تجربه کند.
نیما نکیسا: سابقه بازی در ایران و اروپا را در پرونده ورزشیاش دارد، مدتهاست که با تیم هنرمندان ایران همکاری دارد و همراه با خوانندگان این باشگاه ازجمله داوود ناقور، برادران جوادی، مهرداد جواهرکلام و بخصوص حمید خندان رفاقت دارد و با آنها همکاری هنری میکند. او در حال گذراندن روزهای بعد از آسیبدیدگی است تا به یکی از تیمهای حاضر در لیگ یک اضافه شود.
پرویز برومند: در حال حاضر اگرچه آمادگی سالهای دور را ندارد اما در لیگ یک دروازهبانی میکند.
محمد خاکپور: بعد از جام جهانی به آمریکا رفت و دو سال در لیگ این کشور بازی کرد تا حالا بازنشسته این لیگ محسوب شود. او در همان ایالتی که فوتبال بازی میکرد آکادمی فوتبال تاسیس کرد که جواد زرینچه هم در هفتههایی که برای درمان فرزندش به آمریکا رفته بود مدتی در آنجا فوتبال آموزش داد.
افشین پیروانی: درباره او همه چیز را خود شما میدانید.
علیاکبر استاداسدی: شیرینترین بازیکن ایران در همه دورههای بعد از انقلاب بدون تردید خود اوست؛ کسی که با وجودش همه انرژی میگرفتند و آن گل معروف را در بازی با ژاپن وارد دروازه خودی کرد. وقتی گل مردود اعلام شد خیلیها نفسی به راحتی کشیدند ولی گویا برای خود استاد فرقی نمیکرد که آن گل مردود بشود یا نه. خودش میگوید: آن موقع کلی هم خودم را گرفتم که گل به این قشنگی را زدم ولی الان که فکر میکنم میبینم خدا خیلی به من رحم کرد. اگر ژاپن با گل من به جام جهانی میرفت مجسمهام را در میدان اصلی توکیو میزدند. آن وقت نمیتوانستم این رسوایی را جمعش کنم!
بچههای تیم ملی میگویند بعد از آن بازی گفتند استاد بعد از زدن گل، یک جمله معروف هم گفت. خودش درباره آن روز میگوید: «عابد به من گفت استاد معلوم هست چه کار داری میکنی؟ من هم هیچی برای گفتن نداشتم. این بود که گفتم میخواستم ببینم در این بازی به این مهمی آمادهای یا نه، دیدم هیچی آمادگی نداری!» گفته میشود او در حال حاضر در کار کشاورزی است و البته بدش هم نمیآید که از این به بعد کار مربیگری در فوتبال را تجربه کند.
ستار همدانی: حضور او در این بازی و پاسخ مثبت به دعوت حمید استیلی به دلیل مشکلاتی که او در زمان بازی با استیلی داشت، نشان داد وقتی بخواهی در بازی خیریه بازی کنی، همه چیز حتی مشکلات قدیمی رنگ میبازد.
رضا شاهرودی: زمانی برای خودش پائولو مالدینی فوتبال ایران بود. چپپای فوقالعاده محبوب پرسپولیسیها البته در تیم ملی چندان اجازه فروغ پیدا نکرد، چون رقبایی جدی در پستش داشت. او مدتها بعد از آنکه از فوتبال جدا شد، به کمک مدیر دوستداشتنی و قدیمیاش توانست جایی برای مربیگری پیدا کند و حالا سرمربی داماش دورود است.
حمید استیلی: درباره او فقط همین قدر بگوییم که مدتها برای سرمربیگری پرسپولیس منتظر تصمیم هیاتمدیره این باشگاه بود و حالا هم مانند برادر قدیمیاش در انتظار گرفتن حکم سرمربیگری تیم امید ایران. مشخص نیست چرا برادران دیروز حالا رقیب شدهاند و اگر یکی حکم بگیرد آن یکی حاضر است در کنار او کار کند یا نه.
مجید نامجومطلق: بازیکنی که در تیم ملی همیشه محسن عاشوری را زیر سایه خودش قرار میداد. او چند سالی میشود که به مربیگری رو آورده اما هیچ وقت این امکان را نداشته یا نخواسته که در تیمی مرد شماره یک فنی باشد.
علیرضا منصوریان: بازیکنی که تا همین فصل پیش در لیگ برتر بازی میکرد و به شکلی باشکوه از فوتبال حرفهای کنار رفت در حال حاضر رئیس آکادمی فوتبال استقلال است.
مهرداد میناوند: اگرچه او در زمان بیکاری در باشگاه ایرانیان فوتبال بازی میکند اما کار اصلی او ساختمانسازی در دبی است. او حتی در این بازی خیرخواهانه در رشت هم از تعویض عصبانی شد تا نشان دهد هنوز هم همان بازیکن سابق است، با همان مختصات و همان ویژگیها. وقتی طالبی او را تعویض کرد جوری صورتش را درهم کشید که طالبی مجبور شد در نیمه دوم او را با یک شماره دیگر وارد زمین کند.
ابراهیم تهامی: او هم مثل علیاکبر استاداسدی زیاد دور و بر فوتبال پیدایش نیست و از راه فوتبال تقریبا درآمدی ندارد. بازیکنی که در گل اول ایران به استرالیا نقشی غیرقابل انکار داشت و آن توپ را با سماجتش به خداداد رساند تا او پاس گل اول را به کریم باقری بدهد. خودش در این باره میگوید: میدانم خداداد در آفساید قرار داشت، اما آن بازی غیر از اشتباه کم داور برای نگرفتن آن آفساید، معجزات دیگری هم داشت. خدا میخواست ما به جام جهانی برویم.
علیاصغر مدیرروستا: به دلیل آنکه او در حال حاضر سرمربی پیکان است، زیاد نمیتوان دربارهاش چیزی نوشت.
غایبان
علی دایی: زمانی که بازی خیریه برگزار میشد او در اسپانیا بود و تیم ایران را برای بازی دوستانه با گالیسیا آماده میکرد.
خداداد عزیزی: بعد از آن جنجال بزرگ در ورزشگاه ثامن مشهد برای یک سال از فعالیتهای فوتبالی محروم شد. اگرچه کمیته انضباطی برای این بازی به او اجازه داد اما خودش میگوید علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال نخواست که او در ورزشگاه عضدی بازی کند و به همین خاطر حتی قید آمدن به ورزشگاه را هم به طور کلی زد.
جواد زرینچه: بازیکنی بدون حاشیه و کمحرف که حق مادیاش را هم از این فوتبال نگرفت. او مدتهاست درگیر مشکل بیماری دیابت فرزندش است.
مهدی مهدویکیا: بازیکنی بدون حاشیه که از آن جامجهانی تا حالا در آلمان بازی میکند. او زننده گل دوم تیم ما به آمریکا بود. بقیه داستان مهدی را هم که حتی دانشآموزان دبستانی هم میدانند و لازم نیست دربارهاش چیزی بنویسیم.
مهدی پاشازاده: بازیکنی که بر سر انتخاب او در تیم منتخب و سفرش به فرانسه بلوای بزرگی در فوتبال ایران شکل گرفت و خیلیها علی دایی را در راه بازی نکردن او در آن مسابقه مقصر میدانند. او همسری رومانیایی دارد و زمان زیادی هم در بوندسلیگای اتریش بازی کرده و حالا هم در این کشور زندگی میکند.
علیرضا رستمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: