در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جوانان «مساله دارند« ...»مسالهدار» نیستند!
جوانان سوال دارند... «جوابشان را دهیم»، «جوابشان نکنیم.»
هر چقدر هم «توفانی» باشی... نهایتا «تو، فانی» هستی... .
چون زندگیش «پربار» بود... «سربار» نبود.
کینههای کهنه... زیر خروارها «خاک»، «پاک» شد!
کسی برای «غریق» رحمت شدن... خود را «غرق» نمیکند!
حال را از «دست میدهیم...» و به دنبال گذشته از «دست رفته» هستیم!
«بهدرد بخور» باش... «بیدرد و بخور» نباش!
هنوز به «خود» نرسیدیم... چه برسد به «دیگران.»
اول «برخواست...» سپس «درخواست.»
آنقدر «دست و دل بازم» که... در «تقسیم تقصیر» چیزی برای خود برنمیدارم!
تا داریم، «جایمان تنگ» است... وقتی نداریم، «دلمان تنگ» است!
هر «برخوردی» که کنی... «بر خود» کنی... .
کارمندان با کسب «موفقیت...» نرخ بالای «مشکلات» را به خود اختصاص دادند!
تا «توانی»، «ناتوانی» را... از خود دور کن.
کسی که، امید را «پیش گرفت« ...»پیشی گرفت.»
در «گردش» زمین به دور دنیا... کسی به «گردش» نمیرسد.
آنقدر بر «پدرش لعنت» فرستادند... که «پدرش درآمد» و اعتراض کرد!
وقتی فکر میکنم «پس ماندهام« ...»پس، ماندهام!»
چون شرایط «دلخواسته نبود« ...»دلخسته بود!»
آدم سر به هوا... از شرایط جواب «سر بالا» میشنود... .
بازی زندگی در «حال اکران» است... در «ایفای نقش» دقت کن.
آبروی خود را در «مناقصه» به دست نیاوردهام... که در «مزایده» از دست دهم!
علی درویش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: