قاب خوانندگان

عاشقی در میان گل‌های گرمسیری

در میان مجموعه‌های تلویزیونی که این روزها از شبکه‌های گوناگون سیما پخش می‌شود، سریال نمایشی «گل‌های گرمسیری» توجه بسیاری از مخاطبان تلویزیونی را به خود جلب کرده، اگر بخواهیم علت این وضعیت را بررسی کنیم، نخست باید به سراغ محتوا و داستان اصلی این مجموعه رفت. داستانی که توانسته با خیزش‌های متعددی، شرایطی را پدیدار کند که بیننده را در هر پلان با خود همراه سازد. پیچیدگی خاصی در معنا نمی‌توان یافت و شاید همین عامل ممتازی برای خروج از یکنواختی داستانی عنوان گردد.
کد خبر: ۲۲۸۹۱۹

 داستان درست از نقطه‌ای آغاز می‌گردد که حال و هوای تاریخی به خود می‌گیرد یعنی قبل از واقعه جنگ تحمیلی و درست در نیمه ابتدایی سال 59، حضور یک جوان جنوبی در تهران برای تحصیل و در کنار آن علاقه او به دختری تهرانی، شاید در یک نگاه ابتدایی ترسیم ملودرامی را در ذهن مخاطب ایجاد نماید اما با یک حرکت سنجیده و درست در همان ابتدای اثر، دوربین به سمت جنوب ایران می‌رود و براحتی با مردم جنوب و حال و هوای آن سال‌ها همراه می‌گردد. این همراهی درست تا نقطه آغاز جنگ بستری مناسب برای معرفی خوزستان و خرمشهر است؛ به طوری که بیننده صرفا باید ابتدایی آرام را رصد کند. نکته قابل تامل اتفاقا در همین بخش است؛ این سکوت آنقدر سنگین و سخت است که هر آن بیننده در انتظار یک شکست است اما شکستی که گویا باید آن را تا پایان همراه نماید. اولین صداهای انفجار خبر از اتفاقی سهمگین را می‌دهد، اتفاقی که با ورود ارتش عراق آغاز گشته و ناگهان شهر به هم می‌خورد. نویسنده که گویا با همین ذهنیت داستان را رقم زده، بشدت قصد داشته این روند را به صورت عینی در دیگر نقاط کشور و بخصوص تهران طرح نماید واتفاقا نیز در این خصوص بسیار موفق بوده است چرا که المان شخصیتی جنوبی در تهران بیشترین کمک را به او در این خصوص کرده و اما از سوی دیگر، بیان نگاه‌های مختلف و متفاوتی که هر لحظه پررنگ‌تر می‌شود، گوشه‌ای دیگر از این رخداد می‌باشد، تهرانی‌ها، خوزستانی‌‌ها و همه به واقع در چنین وضعیتی، نگاه‌های مشترک و ملی خاصی دارند، شیرینی که در این تلخی جنگ، نویسنده آن را فقط به عنوان یک شاخص حیاتی بیان داشته، عشق میان پسر جنوبی و دختر تهرانی است به عبارت دیگر نویسنده بصراحت قصد داشته تا زندگی، حیات، عشق و معرفت را در چنین وضعیت دشواری بیان نماید که انصافا در تبیین روح زندگی بسیار نیز موفق بوده، از سوی دیگر حرکت دختر تهرانی به سوی جنوب و وقایع و اتفاقاتی که هر از چندگاهی مرتبا بر او پدید می‌آید این نگاه را تقویت می‌کند که می‌شود در اوج سختی، نسبت به علاقه‌ها و عشق‌ها، پایبند بود. اگر از این بحث نخست که انصافا جای بحث بیشتری دارند، بگذریم باید به سراغ شخصیت‌های داستانی «گل‌های گرمسیری برویم» به نظر می‌رسد، در طرح شخصیت‌های بنیادین در این اثر، فکری هوشمندانه قرار گرفته که در آن، هر شخصیتی در عین محوریت بخشی، مکمل شخصیت دیگر نیز می‌باشد. به بیان دیگر هر شخصیت یک استقلال پردازشی دارد که صرف معمول خود است و یک شخصیت داستانی است که برگرفته از شخصیت‌های دیگران است اما نباید این نکته را نیز فراموش کرد، که در تمامی این موارد، حضور پررنگ و کم‌رنگ هر شخصیتی، نقطه عطفی در سریال می‌باشد و به نوعی مسیر داستان را راه‌یابی می‌کند. «گل‌های گرمسیری» با همین دو فاکتور قدرت پیدا می‌کند اما خیزش آن، ابتدا نامحسوس ولی سپس با شیبی تند در حرکت می‌باشد، تاکید برچنین وضعیتی را نباید در همه حال یکسان ارزیابی کرد چرا که در طول ماجراها و در پی مسیرهای این چنینی‌اش متفاوت است.

محمد سلطان احمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها