در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از تولد هنریتان بگویید؟
از دوران دبیرستان علاقه زیادی به فیلم دیدن و سینما پیدا کردم. یادم میآید فیلم علاءالدین و چراغ جادو باعث شد بیش از پیش به دنیای هنر علاقهمند شوم. پرده سینما خیلی برایم شگفتانگیز بود. به هر حال اگر به طور حرفهای منظورتان است باید بگویم از سال 49 که به تهران آمدم به این سمت (بازیگری) گرایش پیدا کردم. در آن سالها بر حسب اتفاق با رضا محمدی مدیر مرکز تئاتر در قزوین آشنا شدم و یک سال زیر نظر ایشان بازی در تئاتر را آموختم و در عرض یک سال شش نمایشنامه روی صحنه بردیم و یک سال پس از آن هم در دانشگاه هنر (در تهران) امتحان دادم و قبول شدم و از آن به بعد دیگر زندگی هنریام شکل گرفت.
فرقی که بین نسل شما با نسل امروز بازیگران وجود دارد، این است که کمتر اشتیاق به تئاتر دارند. در صورتی که نسل شما عاشق تئاتر بودهاند؟
من دلیل عمده پیشرفت سینما را این میدانم که بچههای تئاتر به این وادی آمدند و سینما هم از طریق این هنرمندان تغذیه شد و قدرت گرفت. اما متاسفانه نسل امروز (بازیگر) به تئاتر بها نمیدهند.
البته در این زمینه کمتر هم کار شده است. برای مثال ما تنها یک ساختمان برای تئاتر داریم. اگر 10 سالن بیشتر داشتیم، حتما قضیه فرق میکرد. بازیگران از تئاتر تغذیه نشدند و برای همین هم به سمت کارهای تصویری آمدند. سینمای امروز هم به گیشه اهمیت بیشتری میدهد تا جذب هنرمندان تئاتر. به هر حال همه این مسائل دست به دست هم داده است تا این کمتوجهی به وجود آید.
شما چگونه به سمت کارهای تصویری کشیده شدید؟
من قبل از بازی در تلویزیون، فعالیت خوبی در تئاتر داشتم و با گروه تئاتر «پیاده» به سرپرستی داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی کار میکردم و در آن سالها به شدت از تلویزیون و سینما منزجر بودم. چون کارها به شدت ضعیف و ناچیز بودند. سریالهای آن زمان بیشتر از انگشتان دست نبودند. در آن سالها برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و وقتی برگشتم داستان کاملا فرق کرده بود. از دو کانال به بیش از 6 کانال رسیده بودیم و شاهد کارهای ارزشمندی هم بودیم. ضمن این که سینما هم پیشرفتهای خاص خود را کرده بود و تئاتر هم در عین حال پسرفتهای خودش را داشت. به هر حال برای بازی در سینما و تلویزیون رغبت زیادی داشتم. اولین کارهای تصویریام را در سال 76 شروع کردم. با فیلمهای شبیخون، مومیایی 3، کلاه قرمزی و پسر خاله و ... در تلویزیون هم سریالهای گوهر کمال و مجموعههای کاکتوس را کار کردم.
از این ناراحت نیستید که خیلی دیر بازی در کارهای تصویری را شروع کردید؟
چرا اما چون برای ادامه تحصیل ایران نبودم، طبیعتا خیلی از کارها را از دست دادم.
بیشتر کارهایتان در زمینه طنز بوده است. به این ژانر علاقهمند بودید یا ناخودآگاه پیش آمد؟
در تئاتر بیشتر کارهایم در زمینه طنز بودند. اگرچه بازی در تلویزیون و سینما را با بازی در نقشهای متنی آغاز کردم. اما خودم هم علاقه بسیاری به این ژانر داشتم و محمدرضا هنرمند هم این امکان را در فیلم مومیایی 3 و کاکتوسها به وجود آورد که بتوانم نقشهای طنازانهتری بازی کنم. به هر حال خوشحالم از این که این موقعیت برایم ایجاد شد و توانستم کار کنم.
کتلمیان، یکی از نقشهای ماندگار شماست. به نظر خودتان این نقش چه ویژگیهایی داشت که ماندگار شد؟
به نظرم این نقش تازه، پربار و خوشنگارش بود. من هم تا آن جایی که توانستم آن را پرداخت کردم و به او بال و پر دادم.
به نظر شما اساسا یک نقش خوب دارای چه ویژگیهایی است؟
به نظرم یک نقش باید در وهله اول واقعی و ملموس باشد و با منطق و انگیزه عمل کند. یک نقش باید ساختار درستی داشته باشد. به این معنی که خوش نگارش و پرمایه باشد. فقدان هر کدام از این فاکتورها میتواند به شخصیت و کل کار لطمه وارد کند.
از حضورتان در سریال کارآگاه علوی بگویید.
سالها پیش سریال محاکمه را از آقای حسن هدایت دیده بودم که بسیار لذتبخش بود و حتی یک قسمت از آن را با این که خودم در آن بازی نکرده بودم، از دست ندادم. از همان موقع خیلی دوست داشتم با ایشان کار کنم تا این که وقتی پیشنهاد بازی در سریال کارآگاه علوی به من شد با افتخار پذیرفتم. به نظرم آقای هدایت خیلی خوب و صحیح در کارهایشان تاریخ را روایت میکنند. به هر حال چون توانستم با متن ارتباط برقرار کنم و آقای هدایت را هم دوست داشتم در این کار بازی کردم.
پس نقشتان را هم دوست داشتید؟
بله. به نظرم نقش مختار با این که منفی بود اما بسیار نقش محوری و خوشنگارشی بود و به قول معروف در این نقش روح وجود داشت.
چند سالی است که سریالهای تاریخی زیادی بخصوص در زمینه تاریخ معاصر ساخته میشود. در این مورد چه نظری دارید؟
هر چقدر که تعداد کارهای تاریخی بالا برود خوب و تاملبرانگیز است. چرا که متاسفانه ما مردم کتابخوان به آن شکل نداریم و کارهای تصویری اینچنینی جبرانکننده این مساله هستند. کارهای تاریخی میتوانند گذشته را به مردم امروز نشان دهند که از این جهت اتفاق مثبتی است.
خودتان چقدر مخاطب تلویزیون و سینما هستید؟
اگر کاری خوب باشد و ارزش دیدن داشته باشد حتما پیگیری خواهم کرد مثل سریالهای میوه ممنوعه و شب دهم که هیچ قسمتی از آنها را از دست ندادم. در مورد سینما هم باید بگویم چون 7 8 سالی است درگیر نوشتن کتابی درخصوص تئاتر هستم کمتر فرصت رفتن به سینما دارم. ولی اگر فیلمی خوب باشد حتماCD آن را میبینم. شاید نزدیک به 5 سالی میشود که به سینما نرفتم.
شما در سینمای کودک هم کارهای خوبی داشتهاید. چرا دیگر در این زمینه کار نکردید؟
اتفاقا من کار برای بچهها را خیلی دوست دارم. در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان هم چهار سال به عنوان مربی تئاتر به کودکان آموزش میدادم. به هر حال به کارهایی که برای بچهها انجام دادهام افتخار میکنم و امیدوارم سینمای کودک جدیتر گرفته شود. تا ما هم بتوانیم بیشتر در این زمینه فعالیت کنیم.
خودتان چقدر از دنیای کودکیتان فاصله گرفتهاید؟
خیلی زیاد.
علاقه شما پس از بازیگری.
اگر 20 سال پیش این سوال را از من میپرسیدید حتما میگفتم رانندگی در جاده. چون جاده و طبیعت را خیلی دوست دارم. اما الان دیگر خیلی برای این کار دیر شده است.
حسن هدایت...
بسیار انسان فهیمی است. دکوپاژهایش در کار واقعا مثالزدنی است. در زمینه کارهای تاریخی بسیار کاردان است و کار کردن با او بسیار لذتبخش و دوستداشتنی است.
کاری که از شما در آینده نزدیک خواهیم دید؟
در حال حاضر در یکی از سریالهای نوروزی بازی میکنم که امیدوارم در زمان پخش مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: