در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
(ح) حماس یعنی «حیات.» حیات حقیرانه سران مزدور عرب را دیدن و بر آن شوریدن. حیات معنوی و معقول و آبرومندانه را تصور کردن، و برای وصول به آن تلاش و جهاد کردن.
(ح) یعنی «حکایت.» حکایت غریبی و تنهایی، حکایت نسلکشی و ذبح عظیم را با صدای بلند، به گوش جهانیان خواندن.
(ح) یعنی سرود هیهات منالذله سر دادن و «کربلای غزه» را با خون خود رنگین کردن و حیات شرافتمندانه و جاودانه بخشیدن.
(م) حماس یعنی «مرد میدان بودن« .»مقاومت» و پایداری در مقابل دشمنان انسان و انسانیت.
(الف) حماس یعنی «استقامت.» استقامت در برابر توطئهها و نقشههای کفر و نفاق.
(الف) یعنی «اثبات« .»اثبات» بطلان همه شعارهای دروغین، اومانیسم، سکولاریسم و لیبرالیسم، و خط بطلان کشیدن بر آزادیخواهی، دفاع از حقوق بشر، نمایشی بودن سازمان ملل و شورای امنیت.
(الف) یعنی «ایستادگی« .»ایستادگی» جوانمردانه در برابر اسرائیل، این جرثومه فساد و تباهی، با بمبهای هوشمند و موشکهای هدایت شوندهاش، با جنگندههای اهدایی آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسهاش.
(الف) یعنی «ایمان»، «ایمان» به دین اسلام و ارزشهای آن، و امید به فضل و نصرت خدا داشتن و در درون آتش و عطش، و خشم و غضب کافران بودن و تسلیم نشدن، و چشم به کمک و یاری دیگران نداشتن، و دل به «امدادهای غیبی» حضرت حق سپردن.
(س) حماس یعنی «سرود.» آزادگی و جوانمردی سر دادن، «سران سازشکار» و همدست و همپیمان علنی صهیونیستها را رسوا کردن.
(س) حماس یعنی «سوال« .»سوال» از مردم دنیا که پس از این همه جنایات، مرد کیست؟ و مردانگی چیست؟ «حقوق بشر» کدام است؟ سازمان ملل، و شورای امنیت یعنی چه؟
(س) حماس یعنی سقوط ذلتبار رژیم صهیونیستی را دیدن و افتخار کردن.
(س) حماس یعنی سیر صعودی خروج و فرار و «مهاجرت معکوس» را به نظاره نشستن. و سرانجام، حماس یعنی آمیزهای از حماسه و ایمان و عرفان.
حماس یعنی آتشفشان خشم و نفرت و بغض متراکم شصت ساله، در مقابل متجاوزان.
علی جوادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: