در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته که روابط عمومیها این موضوع را خوب میدانند. روی صفحه نمایشگر، اسم رئیس روابط عمومی یکی از وزارتخانهها بود، هنوز الو نگفته بودم، تقریبا فریاد میزد. موضوع خبری بود که نوشته بودم.
در مورد صحت خبر هیچ شکی نداشتم و نداشت. میگفت قبلش باید به من یه زنگ میزدی، باید به من اطلاع میدادی، میگفت وزیر همین حالا توی جلسه این خبر را دیده و شاکی شد. حالا رئیس روابط عمومی، دقیقا فریاد میزد.
من ساکت بودم، معمولا وقتی بیدار میشوم تا مدتی حرف نمیزنم. همینطور من ساکت بودم و او میگفت.
بالاخره حرف زدم... بلند، شاید فریاد مثل خودش.
گوشی را که گذاشتم، نفس نفس میزدم. نمیدانم چرا به خودش حق داده بود، صبح اول وقت به من زنگ بزند، فریاد بکشد که چرا حقیقت را نوشتهام.
این ماجرا نه اولین بار بود و نه آخرین بار، نه برای من و نه برای هیچکدام از همکارانم. بگذریم که یکی از همین روابط عمومیها عملا همکارم را تهدید میکرد، یکی دیگر به صراحت میگوید ما تصمیم گرفتهایم با شما هیچ همکارای نداشته باشیم. بگذریم... جدا بگذریم.
2- بازپسگیری شکایات دستگاههای دولتی از مطبوعات، خبر خوشحال کنندهای بود، همان زمان فردای روز خبرنگار، همه روزنامهها ازدستور رئیس جمهور برای باز پسگیری شکایات دولتاز مطبوعات به عنوان روزخبرنگار، خبر دادند.
دیروز اعلام شد، دستگاههای دولتی شکایت خود را از مطبوعات پس نگرفتهاند، نماینده مدیران مسوول مطبوعات در نامهای به رئیسجمهور نوشته است که دستور رئیس قوه مجریه برای پس گرفتن شکایت سازمانهای دولتی از روزنامهها و نشریات اجرا نشده است.
البته خبر اعلام شده اولی برای مطبوعاتیها عجیبتر به نظر میرسید تا خبر دومی. دلیلش ساده است، از روابط عمومیهایی که آستانه تحملشان تا این حد پایین است، انتظاری برای بازپسگیری شکایتها نداریم.
مستوره برادران نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: