در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اسرائیل در 15 روز گذشته حمام خونی در غزه به راه انداخته که با سیاهترین روزهای جنگ عراق برابری میکند. اسرائیل، با حمایت کامل آمریکا به وجود آورنده فاجعه عراق ،طی 15 روز اول حمله به غزه بیش از 850 نفر را کشت که بیش از 300 نفرشان کودک بودند و بیش از 3 هزار نفر دیگر را مجروح کرد. همه اینها در برابر کشته شدن فقط 10 اسرائیلی است که 6 نفرشان هم نظامی بودند.
اما با وجود این نمایش وحشتناک قدرت نظامی، اسرائیل یک بار دیگربا خطر ناکامی سیاسی و نظامی، درست مانند لبنان سال 2006، مواجه است. پس از ویرانگرترین حمله اسرائیل به سرزمین تحت محاصره غزه، حماس همچنان بر پا ایستاده، به حکومت آن آسیبی نرسیده و راکتهایش به مناطق دورتر اسرائیل شلیک میشوند. اسرائیل نهفقط نتوانسته با این حملات مردم غزه را علیه حماس بشوراند بلکه بهعکس نشانهها حاکی از تقویت حمایت مردم از این جنبش اسلامی است. اگر رهبران اسرائیل بخواهند و بتوانند اعلام پیروزی کنند، کاری که در لبنان نتوانستند، نمیتوانند شاهد دست نخوردن قدرت و جذابیت حماس باشند چه رسد به این که تقویت آن را هم تحمل کنند.
حداقل این است که آنها میخواهند رهبران اصلی حماس را بکشند و نمایشی تحقیرآمیز از مبارزان دستگیر شده به راه بیندازند و شاید قسمتی از شمال غزه را به عنوان منطقه حائل جدا کنند، اما برای این کار نظامیان اسرائیلی باید حمله زمینی خود را به عمق شهرهای نوار غزه و اردوگاههای آوارگان بکشانند و تلفات بسیار سنگینتری وارد کنند. آنگاه با این انتخاب مواجه خواهند شد که حماس را به نیروی زیرزمینی تبدیل کنند و غزه را به اشغال کامل درآورند یا با ایجاد منطقه امنیتی و حائل - کاری که در دهه 1990 در لبنان کردند حملات شدید چریکی را به نیروهای خود در این منطقه به جان بخرند. هیچ شگفتآور نیست که لیونی و باراک درباره ادامه راه اختلاف داشته باشند.
اسرائیل هر انتخابی بکند این جنگ اساس اسرائیل و سیاست غرب را در منطقه سست کرده است. جنگ در میان فلسطینیان نیز محمود عباس - که دوره ریاست او بر تشکیلات خودگردان روزجمعه پایان مییابد- و جنبش فتح او را ضعیف کرده و حمایت از حماس را در کرانه باختری افزایش داده است در جایی که نیروهای امنیتی آن، که به وسیله آمریکا آموزش دیده و با پول اتحادیه اروپایی اداره میشوند، تاکنون صدها فعال طرفدار حماس را بازداشت کرده و تظاهرات به نفع حماس را ممنوع کردهاند.
جنگ همچنین دارد کسانی را در داخل فتح تقویت میکند که میخواهند به تفرقه و شکاف مورد حمایت غرب بین دو شاخه فلسطین پایان دهند. حسام خضر از رهبران «گارد جوان» فتح در کرانه غربی رود اردن یکی از این افراد است که خواهان مذاکرات مستقیم برای وحدت با حماس است و میخواهد گردانهای الاقصی که با فتح ارتباط دارند در کنار حماس با تجاوز اسرائیل بجنگند. او این هفته گفت «اسرائیل مرتکب اشتباهی بزرگ شده است، زیرا در نتیجه این جنگ حماس قویتر و فتح ضعیفتر خواهد شد، حتی اگر اسرائیل بار دیگر غزه را اشغال کند.» خضر ضمن مقایسه مقاومت حماس در غزه با نبرد کرامه، که رهبری عرفات را بر فلسطینیان در 1968 تضمین نمود، پیشبینی کرد: «پس از این جنگ، حماس سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) را رهبری خواهد کرد.»
گرایش مشابه را میتوان در کل خاورمیانه مشاهده کرد جایی که حماس حامیان نیرومند جدیدی، از جمله ترکیه دموکراتیک، به دست آورده است در حالی که متحدان غرب مانند دیکتاتوریهای مصر و سعودی با حمایت ضمنی از تلاش اسرائیل برای نابودی حماس به بهای زندگی فلسطینیان ساکن غزه، اعتبار خود را از دست دادهاند. بیشتر فلسطینیان غزه کسانی هستند که هنگام تاسیس اسرائیل در 1948 به وسیله آن هدف پاکسازی قومی قرار گرفتند و به ناچار از شهرهای اشکلون و اشدود به آنجا پناه آوردند.
اما قسمت اعظم رسانههای غرب میخواهند به مردم تلقین کنند که علت این جنگ شلیک راکتهای عموما دستساز حماس به اسرائیل است و این که هیچ دولتی آن را بدون پاسخ نخواهد گذاشت. در این نگرش خیالپردازانه و کوتهبینانه، 61 سال آوارگی، اردوگاههای آوارگان، اشغالگریها، محاصرهها، نقض مکرر و مداوم قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و پیمانهای ژنو، ایجاد دیوار حائل غیرقانونی، سوء قصد مداوم و همیشگی علیه مقامات و مبارزان فلسطینی، زندانیان فلسطینی وخود کرانه غربی هیچ جایی ندارند و اصلا به چشم نمیآیند، همچنان که حرفی از این نیست که غزه، هنوز عملا و براساس حقوق بینالملل، سرزمینی اشغالی و بخشی از یک تمامیت سیاسی با کرانه باختری است یا این که آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپایی، گرچه به ظاهر برای آتشبس تلاش میکنند، اما با پول، اسلحه و حمایت خود از اسرائیل زمینه را برای این توحش فراهم کردهاند و با اعمال غیرقانونی اسرائیل شاهد نابود شدن راهحل 2 کشوری بودهاند.
اکنون نهفقط به اسرائیل بلکه به دولتهایی که از آن حمایت کردهاند، از جمله انگلیس، باید فشار آورد. به این دلیل است که تقاضای نیک کلگ، رهبر حزب لیبرال دموکرات انگلیس، برای تحریم تسلیحاتی اسرائیل و تعلیق اجرای موافقتنامه همکاری جدید اتحادیه اروپایی با اسرائیل، بسیار مهم است زیرا این نخستین تقاضای رهبر یک حزب مهم انگلیس برای انجام این کار به شمار میرود. دیوید میلیبند، وزیر خارجه انگلیس اقدام کلگ را سادهلوحانه و ناشیانه میداند. در واقع سادهلوحی و ناشیگری در این تصور نهفته است که غرب میتواند به تایید بیعدالتی و حمام خون بیوقفه مردم فلسطین ادامه دهد بدون اینکه بهایی برای آن بپردازد.
سیوماس میلنه
منبع: گاردین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: