در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرسپولیس از راس تا قعر، جزء تا کل، از مدیریت تا تدارکات و از نیمکت تا زمین بازی و حتی روی سکوها و میان خیابانها و در جوامع هواداری شهری، چیزی است شبیه رئال فصول گذشته. ولو این که امسال رئالمادرید در تقابل با تیم 2سال گذشتهاش بسیار کم داشت، اما از بیماریهایی که 4سال پیش از آن رنج میبرد به دور مانده است. هر بیماری و زمینگیر شدنی نشانه وجود غده سرطانی نیست که در حقیقت رئالی که پرز ساخته بود و این پرسپولیس کنونی، دچار همین غده بدخیم شدهاند!
***
از زبان علی پروین شنیده بودیم که برای به رخ کشیدن قدمت خود و اثبات تملکاش بر پرسپولیس میگفت: «من تیم را در صندوق عقب ماشینم جا میکردم...» بالطبع چنین مجموعهای وقتی به صورت ناگهانی به یک زمین تمرین اختصاصی، مجموعهای کامل برای بدنسازی و شنا و البته قراردادهایی هنگفت میرسد، دلیلی برای عقبنشینی از موضع خود ندارد. پرسپولیس در هیچ مقطع زمانی تصور نمیکرد بتواند علی کریمی را به تیم خود بازگرداند و البته در مخیله کسی نمیگنجید تیمی داشته باشد که در زمین مسابقه از رحمان رضایی در قلب خط دفاعی، کریم باقری و علی کریمی در خط میانی و نیکبخت در خط هجومی سود ببرد. همه چیز در همین نامها خلاصه نمیشود. به سیاههای که امسال با پیراهن پرسپولیس به زمین میروند نگاهی بیندازید. هر کدام بهترینهای تیم خود بودند. منصوری، پتروویچ، زارع و توره! آیا چنین تیمی را نباید مهیای قهرمانی دانست؟
ساده بود که روی کاغذ رئال را قهرمان مطلق لیگ بدانیم. رئالمادرید با بازیکنانی مانند دیوید بکام، رائول گونزالس، روبرتو کارلوس، زیدان، رونالدو و کاسیاس تبدیل به سوژه اصلی مخاطبان بنگاههای شرطبندی میشد. رئال پرستاره بود و اما ستارهها هرگز نمیتوانند شب را روشن کنند. آنها فقط در دل سیاه شب چشمک میزنند و چشمنوازی میکنند. رئال در سالهای 2002 تا 2006 میلادی، جز بر باد دادن پول شرطبندهایش، سود دیگری در فوتبال نداشت. پرز نماد یک مربی سطحینگر و نادان شد که رئال را لبریز از ستارههایی بیارزش کرد و بعد رفت! وداع او دقیقا با صعود و پرش چشمگیر تیمی همراه شد که بازی با ستارهها را کنار نگذاشت. فقط دیسیپلین از دست رفته را به خانه آورد!
***
افشین پیروانی روی نیمکت تیمی مینشیند که هوادارانش پس از قهرمانی سال قبل، هدفی جز قهرمانی مجدد را نمیجویند. اما این نگاهی عامهپسند است که بگوییم این قهرمانی باید بار دیگر برای همان تیم تکرار شود. اما اعاده حیثیت، خواستهای زیاد از حد و دور از عقلانیت به نظر نمیرسد.
افشین پیروانی روی نیمکت تیمی مینشیند که افشین قطبی در وصفش گفت: ما در تیم ستاره و سوپرمن زیاد داریم، ولی کارگر نداریم!
علی کریمی، باقری، رضایی، حیدری، توره، نیکبخت و پتروویچ هر کدام بهتنهایی یک تیم را متحول میکنند، ولی همگی با هم در پرسپولیس به رده سوم رسیدهاند. افشین پیروانی مقام خود را روی نیمکت نشان میدهد. جایی که با نبود بازیکنانی مانند کریمی و باقری حتی در تهران به ملوان انزلی میبازد! پس خیلی زود به نتیجهای اسفبار میرسیم: «پرسپولیس نه یک تیم، که فقط گروهی بازیکن است...»
***
پرز، رئیس متمول رئالمادرید به رختکن تیمش رفت و ترکیب تیمش را پیش از بازی با والنسیا روی تخته سفید دید. با عصبانیت به سمت لوکزامبورگو برگشت و فریاد زد: تو فکر میکنی کی هستی که رونالدو را در ترکیب نگذاشتی؟ لوکزامبورگو با خونسردی جواب داد: فکر میکنم من سرمربی این تیم هستم!
ولی همین مربی، رونالدو را وارد زمین کرد و نشان داد بازیکنی مانند او نمیتواند بنا به نظر و خواسته سرمربی تمرین یا بازی کند. تصمیم گیرنده کس دیگری بود! مدیران متمول در تیمهای متمول و بزرگ، گاهی مربیانی کوچک استخدام میکنند. مربیانی که بتوان روی سر آنها نشست و برایشان خط و مشی تعیین کرد. آیا رئالمادرید با وجود رونالدو هرگز کامیاب شد؟ پاسخ مشخص است.
***
امروز کدام بازیکنان در ترکیب پرسپولیس مواخذه میشوند؟ مردانی مانند پژمان نوری و سپهر حیدری. آیا تا امروز دیدهاید مربی تیم خطاب به بازیکنی که با لباس بایرن مونیخ به تمرین میآید، تذکر بدهد؟ شاید روزی مترادف همان جملاتی که در رختکن رئال جابجا شده است را بشنود.
مردانی که روی نیمکت پرسپولیس مینشینند، باید صاحب ویژگیهایی خاص باشند. در کنار دانستههای تاکتیکی، نیازمند شکل خاصی از رفتار و گویش هستند و جذبهای که در نگاه آنها مشخص باشد. آیا مدیرانی که افشین پیروانی را روی نیمکت این تیم گماشتهاند، به این ویژگیهای او ایمان داشتند یا پیشاپیش به دنبال متهم احتمالی روزهای ناکامی میگشتند؟
پیام یونسیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: