یک‌ بار برای همیشه

امید برای بیش از یک‌بار...

در بهمن سال 1371 و در یازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر، فیلمی ‌از سیروس الوند به نمایش درآمد که دیدگاه بسیاری از مخاطبان جشنواره را به خود جلب کرد. این اثر که «یک بار برای همیشه» نام داشت، نهمین فیلم سینمایی الوند است. تا قبل از آن الوند فیلم‌های فریاد زیر آب (1354)، شب آفتابی (1356)، نفس بریده (1357)، ریشه در خون(1363)، آوار (1364)، محموله (1366)، شب حادثه (1367) و برخورد (1370) را ساخته بود که اغلبشان چندان رضایت‌بخش نبود. در واقع اولین خیزش الوند با همین فیلم «یک بار برای همیشه» بود که شکل گرفت و البته در سال‌های بعد نیز با این که آثاری از قبیل «برگ برنده» و «رستگاری در 20/8 دقیقه» نسبتا آثاری مقبول و موجه در کارنامه او به حساب می‌آمدند اما هرگز موفقیت چشمگیر نهمین اثر او را تکرار نکردند. فیلم‌هایی مانند: چهره، هتل کارتن، ساغر، دست‌های آلوده، مزاحم، تله و زن دوم که در فاصله سال‌های 1371 تا حال حاضر ساخته شده‌اند از این قبیل هستند.
کد خبر: ۲۲۷۹۳۶

قبل از فعالیت حرفه‌ای در سینما به کار نقد فیلم و کارهای مطبوعاتی در این زمینه مشغول بود. او با تحصیلات دیپلم فعالیت خود را به عنوان منتقد در سینمای قبل از انقلاب و در مجلات ستاره سینما و فردوسی آغاز کرد.
بعدها با فیلمنامه‌نویسی فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1354 موفق به ساخت اولین فیلم بلند خود شد. تا قبل از آن الوند فعالیت اصلی‌اش در حوزه اجرای سینما در بستر فیلمنامه جریان داشت. یکی از اولین فیلمنامه‌هایش، فیلمنامه فیلم «میعادگاه خشم» با همکاری روبیک زادوریان، سعید مطلبی و بهزاد فراهانی در سال 1350 بود. از دیگر کارهای فیلمنامه‌اش در دوران اولیه کاری‌اش می‌توان به حیدر، ساعت فاجعه، مرد، بندری، مکافات، سالومه، هرجایی، سلام بر عشق و تعصب اشاره کرد. الوند در حوزه‌های دیگر سینما غیر از کارگردانی و نویسندگی هم فعال بوده است که از آن می‌توان به بازیگری (در دو فیلم مسافر شب و مزاحم) و تهیه‌کنندگی (برای فیلم‌های رستگاری در 20/8 دقیقه، برگ برنده، مزاحم، ساغر، هتل کارتن و چهره) اشاره داشت.

اما تهیه‌کنندگی فیلم «یک بار برای همیشه» را مجید مدرسی به عهده داشت و متنی را که الوند خود نوشته بود کارگردانی‌اش را هم به عهده خود او گذاشت. الوند این فیلم را با فیلمبرداری فرهاد صبا، تدوین مهدی رجائیان و موسیقی فریبرز لاچینی برای موسسه کادر فیلم ساخت.

داستان «یک بار برای همیشه» مانند اغلب کارهای الوند راجع به طبقات فرودست جامعه است که در گیرودار موقعیت‌هایی بغرنج و پیچیده گرفتار می‌شوند و تنها تصمیم شخصیت‌های اصلی فیلم در بزنگاه‌هایی حساس است که می‌تواند عاقبت آنها را به فرجامی ‌خوش یا ناگوار نزدیک کند. در این فیلم با زن و شوهری به نام‌های زهرا و محمود (نقاش ساختمان) روبه‌رو هستیم که در حال جدا شدن از یکدیگر هستند، چون محمود به دلایل اقتصادی قصد ترک وطن و عزیمت به ژاپن دارد. زهرا که یک مهاجر جنگی است می‌خواهد که به زادگاهش، خوزستان، برگردد. روز جدایی، زهرا پی می‌برد که حامله است و محمود که تاکنون او را عقیم می‌انگاشت از این وضعیت جدید جا می‌خورد و اکنون خود را در موقعیت تازه‌ای می‌یابد، پس سعی می‌کند ترتیب سقط جنین را بدهد، اما بعد از چند مراجعه به علت درخواست پول زیاد و دستگیری دکتر مربوطه به مکان پرت و دورافتاده‌ای با حضور پیرزنی روی می‌آورند که با ابزارهایی ابتدایی کار می‌کند اما در حین تدارک عمل، با حضور مردی که همسرش در آنجا سقط جنین کرده و بعد درگذشته است از محل پس از درگیری‌هایی می‌گریزند و بعدا محمود از این تصمیم خود و همچنین قصد سفر به ژاپن منصرف شده و مشغول آراستن خانه کوچک مسکونی خود برای ورود تازه‌وارد می‌شود. 2 سال بعد محمود را می‌بینیم که دارد خانه‌اش را رنگ می‌زند در حالی که پسرش مشغول بازی است.

داستان «یک بار برای همیشه» مانند اغلب کارهای الوند راجع به طبقات فرودست جامعه است که در گرفتار موقعیت‌هایی بغرنج و پیچیده می‌شوند

سیروس الوند در یادداشتی که برای شماره ویژه جشنواره مجله فیلم نوشت چنین ابراز داشته بود که: «این روزها حرف از ماهواره است. می‌گویند بالای سر ما است. ظاهرا وقتی که این فیلم به نمایش درمی‌آید ماهواره پا به خانه‌هایمان گذاشته است. دیگران می‌گویند، بنده هم جسارتا عرض می‌کنم حتی اگر هفتاد کانال تلویزیونی مهمان تماشاگران باشد، دلم به من می‌گوید یک بار برای همیشه مخاطب خودش را خواهد یافت. در کاری که ما داریم دل بیشتر راست می‌گوید تا مغز...» الوند راست می‌گفت. «یک بار برای همیشه» مخاطبان خود را پیدا کرد و موفقیتی بی‌نظیر را در کارنامه الوند رقم زد. مهم‌ترین جلوه این موفقیت دریافت جایزه بهترین کارگردانی بود و جدا از آن فاطمه معتمدآریا هم سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن را کسب کرد. در عین حال منتقدها هم به این فیلم الوند رویی خوش نشان دادند. جواد طوسی در یادداشت‌های جشنواره‌ای‌اش درخصوص این فیلم چنین اظهارنظر کرد: «الوند سینما را می‌شناسد و با یک فیلمنامه به درد بخور می‌تواند قابلیت‌هایش را نشان دهد. یک بار برای همیشه متکی به سینمای خیابانی است و مهم‌ترین ویژگی‌اش همین معاصر بودن آدم‌ها و لوکیشن‌ها است...» طوسی به نکته درستی اشاره کرده بود: معاصر بودن. این ویژگی‌ای است که در بسیاری از فیلم‌های سینمایی ما (از جمله بسیاری از دیگر کارهای خود الوند) غایب است. الوند به خوبی دغدغه‌های جاری در فضای اجتماعی سال‌های اواخر دهه 1360 و اوایل دهه 1370 را در فیلم خود ثبت کرده است. ماجرای اشتیاق مردان برای عزیمت به ژاپن و دستیابی به سرمایه‌ای هنگفت جزو یکی از بارزترین تصاویر آن سال‌ها است که از بین سینماگران الوند جزو معدود آدم‌هایی است که به شکلی مسوولانه و در عین حال هنرمندانه به روی پرده سینما منتقلش کرده بود. الوند جایی در این زمینه گفته است: «طرح اولیه کار مال خیلی قبل است و تنها نکته بسیار جذاب آن این بود که دو نفر آدم دارند حرکت می‌کنند برای حذف تنها فصل مشترکشان که یک جنین است. دارند می‌روند این را دفع کنند و خلاص شوند و در مسیری که به سمت این حذف می‌روند به وصل می‌رسند. البته این فکر مال قبل از انقلاب است. مرد راننده مینی‌بوس مهدکودک است و در طول مسیر بچه‌ها را سوار می‌کند و با زن هم مرتب دارد در همان مسیر و مینی‌بوس... بعدها که طرح دوباره به ذهنم آمد فکر کردم که باید راهی پیدا کنم که کل این حادثه و وصل و دعوا طی یک روز انجام شود یعنی ضرورتی باید باشد که این را ایجاب کند. یک روز در شهر آواره بشوند و به شناخت هم برسند و به وصل نایل آیند. دنبال ضرورت می‌گشتم و دیدم تنها راهش این است که این آدم فردای آن روز از تهران برود کجا؟ فکر کردم همه این روزها کجا می‌روند؟ ژاپن. فکر کردم اصلا بیایم و برای امروز و در جامعه امروز پیاده‌اش کنم؛ با جنگ و آوارگی و پس‌زمینه جنگی پشت پرسوناژها...»

«یک بار برای همیشه» از الگوی روایتی دوگانه‌ای بهره برده است. نیمه اول آن سلسله فلاش‌بک‌هایی است که نقب می‌زند به گذشته محمود و زهرا و در واقع به تحلیل شرایط فردی و اجتماعی این موضوع که چرا این زوج به فرجامی ‌چنین رسیده‌اند دست می‌زند. ریتم این قسمت از فیلم بسیار متناسب و توام با خلاقیت‌هایی متعدد است. اما در پاره دوم که مساله سقط جنین پیش می‌آید این ضرباهنگ دچار افت می‌شود و قدرت همراهی مخاطب مانند بخش قبلی کمتر وجود دارد ولی با این حال فیلم همچنان روی پای خودش می‌ایستد و موفقیت‌آمیز به اتمام می‌رسد؛ اگرچه برخی با پیش کشیدن شباهت نوع پایان‌بندی آن با سکانس سقط جنین فیلم پنجره (مرحوم جلال مقدم) معتقدند که چنین فرجامی ‌برای فیلم تکراری و عاری از خلاقیت به نظر می‌رسد.

جدا از بازی خوب فاطمه معتمدآریا در نقش زنی جنوبی و جنگزده که مظلومیت‌های مضاعف در زندگی‌اش دارد، زنده‌یاد خسرو شکیبایی نیز در «یک بار برای همیشه» بسیار خوش درخشید. بسیاری معتقدند او با این فیلم بود که توانست تا حد زیادی از زیر سایه سنگین کاراکتر حمید‌ هامون بیرون آید و پرسونایی متمایزتر از خود ارائه دهد. تمهیداتی مانند لکنت زبان و سر تکان دادن فراوان، علاوه بر آن‌که هویت جدیدی از بازیگری این بازیگر بزرگ عرضه می‌کرد، در عین حال شاخصه‌ای هوشمندانه نیز به شمار می‌رفت تا با آن بتوانیم منش شخصیت محمود را عمیق‌تر تحلیل و تعبیر کنیم.

از ساخت «یک بار برای همیشه» 16 سال سپری شده است. آیا باید این فیلم را مانند عنوانش پدیده‌ای بدانیم که واقعا یک بار برای همیشه در کارنامه سازنده‌اش رخ داده است؟ امیدواریم زمان، پاسخ منفی به این سوال در خود در بر داشته باشد و الوند 58 ساله همچنان انرژی تکرار آن موفقیت را در خود حفظ و بلکه تقویت کرده باشد.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها