در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی گفت: یک ماه پیش مرد جوانی به نام «الف» به سراغم آمد و در حالیکه یونیفرم ماموران پلیس را به تن داشت، به من گفت برای خرید 30 خط تلفن همراه و گوشی مراجعه کرده است. آن مرد، خودش را سرهنگ نیروی انتظامی و مسوول خرید پلیس در استان کرمانشاه معرفی کرد و گفت، از آنجایی که ما 30 خط تلفن همراه نیاز داریم من به شما مراجعه کردم.
مرد شاکی ادامه داد: من که سود زیادی از این معامله عایدم میشد، قبول کردم خط و گوشی را در اسرعوقت بدهم. مقداری از آن را همان روز دادم و مابقی را فردایش تحویل دادم. به من گفت میتوانی به ستاد بیایی و پولت را همانجا تحویل بگیری. البته ما اینطور معامله نمیکنیم و تا زمانی که پول را دریافت نکنیم کالا را تحویل نمیدهیم، اما از آنجایی که این فرد یونیفرم پلیس داشت به او اعتماد کردم و کالا را تحویل دادم.
با شکایت این مرد، تحقیقات در اداره پلیس آغاز و مشخص شد، شخصی به نام سرهنگ «الف» در پلیس کرمانشاه وجود ندارد و متهم فردی کلاهبردار است که با استفاده از لباس و نام پلیس اقدام به کلاهبرداری کرده است. در حالیکه ماموران پلیس تحقیقات گستردهای را در این زمینه آغاز کرده بودند، چند شکایت مشابه دیگر نیز به پلیس ارائه شد که نشان میداد، مرد کلاهبردار از افراد زیادی به این شیوه کلاهبرداری کرده است.
با توجه به تعداد شکایات، ماموران ابتدا عکس چهرهنگاری شده مرد کلاهبردار را با کمک شاکیان به دست آوردند و در حالی که اقدامات گستردهای را برای دستگیری سرهنگ قلابی آغاز کرده بودند، ماموران گشت پلیس به فردی که یونیفرم پلیس بر تن داشت مشکوک شده و از او خواستند کارت شناساییاش را نشان دهد، اما از آنجایی که او نتوانست کارت شناسایی قابل قبولی ارائه دهد دستگیر و به مقر پلیس منتقل شد، وی ابتدا منکر ارتکاب هر جرمی شد و گفت: از آنجایی که همیشه دوست داشتم پلیس باشم، یک یونیفرم تهیه کرده و پوشیدم، اما وقتی در برابر شاکیان قرار گرفت و از سوی آنها شناسایی شد، به ناچار لب به اعتراف گشود.
وی اتهامات خود را قبول کرد و گفت: مدتی قبل به دلیل بیپولی شدید مجبور شدم نقشه کلاهبرداری و سرقت از مردم را طراحی کنم. برای اجرای نقشهام ابتدا باید کاری میکردم که بتوانم خودم را پلیس نشان دهم. از طریق یکی از دوستانم یک دست لباس مخصوص سرهنگها تهیه کردم و پس از پوشیدن آن برای اجرای نقشه آماده شدم.
وی ادامه داد: در اولین سرقت وارد یک مغازه طلافروشی شدم و خودم را مسوول خرید پلیس معرفی کردم. تعداد زیادی سکه خریداری کردم و کمی پول به عنوان ودیعه دادم. سکهها را تحویل گرفتم و رفتم. پس از آن به یک موبایلفروشی رفتم و با جلب اعتماد مرد موبایلفروش مقداری سیمکارت و گوشی خریدم. چند فقره سرقت دیگر هم به این شیوه داشتم و قصد داشتم دوباره به مغازه جدیدی بروم که پلیس دستگیرم کرد.
ماموران در ادامه، خانه پلیس قلابی را جستجو کردند و مقدار زیادی پول، تلفن همراه و اشیای قیمتی دیگر کشف کردند. تحقیقات پلیس از مرد کلاهبردار ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: