در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند یکی از دلایل این نبود اعتماد به ضعف نظام آماری کشور و شیوههای تدوین و محاسبه آمارها بازمیگردد، ولی مهمتر از آن استفاده ابزاری از زبان آمار و ارقام است که روزبهروز میزان اعتماد عمومی به این آمارها را کمتر میکند. گواه این ادعا، انتشار اخبار و اطلاعات آماری از زبان مسوولان و مدیران سازمانهای مختلف است که در بسیاری موارد، همدیگر را نفی میکند یا باعث سردرگمی مخاطبان میشود.
در حوزه اقتصاد چالش بین بانک مرکزی و مرکز آمار ایران در ارائه آمارهای قابل استناد در این حوزه همواره مورد انتقاد کارشناسان بوده است. تناقض آماری در میزان ذخایر ارزی کشور، نرخ تورم و البته نرخ رشد آن، پولشویی و قاچاق ارز، میزان بیکاری و ... از جمله این آمارهای غیرشفاف است.
از آن سو، در حوزه اجتماعی که شاید به دلیل کیفیتگرایی بیشتر از حوزههای دیگر در معرض تحریف آماری بوده، میتوان از ارائه آمارهای متناقض در حوزه ازدواج و طلاق، مدارس کپری، اعتیاد، سن ازدواج، قتلهای ناموسی، رابطه نامشروع جوانان و ... نام برد، اما ادامه این روند چه تبعاتی دارد؟
دادستان کل کشور بتازگی از ارائه آمارهای غلط از سوی برخی مسوولان انتقاد کرده و این گونه سخنپراکنی آماری را عامل تبلیغات علیه کشور دانسته است.
اشکال این وضعیت را میتوان در 2 حوزه مردم و مسوولان بررسی کرد.
بواقع هنوز مردم ایران مانند مردم سایر کشورهای پیشرفته، حاضر به همکاری با ماموران آمار نیستند، نبود اعتماد عمومی به منابع گردآوری اطلاعات در کشور سالها و سالهاست به اختفای اطلاعات واقعی منجر شده و کشور را از دسترسی به آمارهای شفاف و واقعی محروم کرده است.
علت دیگر بالانمایی و پاییننمایی آمارها از سوی مسوولان است که تخصص استفاده از آمارها را ندارند و در بسیاری موارد از تریبون عمومی با استناد ابزاری از آمارها درصدد جلب توجه افکار عمومی یا کسب مشروعیت هستند. کم نیستند در کشور ما شهرداران مناطقی که از آمار ازدواج و بحران سن ازدواج دم میزنند، مدیر آموزش و پرورشی که از خودکشی خبر میدهد و مدیر یک شرکت معتبر رایانهای که از جرایم رایانهای سخن میگوید یا یک مدیر بخش میانی در حوزه اقتصاد، نرخ تورم را اعلام میکند و ... در حالی که بسیاری از این آمارها پشتوانه پژوهشی ندارد یا حتی این آمارها به اشتباه اعلام میشود که در اغلب موارد با واکنش نهادهای موازی روبهرو خواهد شد.
واقعیت این است که اختفای آمار، بالانمایی، پنهانکاری و کوچکنمایی آمارها به تناسب نیاز یک مسوول باعث تشویش آماری از یک سو و بیاعتمادی مردم به آمارها شده است.
آمار مستدل و یکدست در بسیاری موارد اساس برنامهریزی درست است و برنامهریزی درست اساس توسعه. آیا در چنین فضایی برنامهریزی ممکن است؟
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: