گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

عربستان؛ اسب تروای اسرائیل

روزنامه های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور جهان پرداخته‌اند از جمله «وقتی جنایت ارزش می شود!»،«تحمل مردم ظرفیت مسئولان»،«بحران هدف»،«اساسنامه‌ای درخور بازنگری»،«عربستان؛ اسب تروای اسرائیل»،«آزادسازی ناقص فایده ندارد» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۲۷۲۹۶

جمهوری اسلامی

«وقتی جنایت ارزش می شود!» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلاامی است که در آن می خوانید؛همزمان با تشدید تهاجم ارتش رژیم اشغالگر صهیونیستی به غزه وزیر خارجه این رژیم گفت جنگ اسرائیل با حماس دفاع از ارزش هاست زیرا اسرائیل نماینده ارزشها در جهان است !هرچند این سخن برای اهل خرد چیزی جز تمسخر انسانیت و ارزشها و به بازی گرفتن اعتقادات مردم نیست ولی از یک نظر سخن درستی است .

در نگاه تزیپی لیونی وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی جهان یعنی حامیان همان رژیم غاصب و جنایتکاری که او وزیر خارجه آنست . با این نگاه واقعا اسرائیل نماینده چیزهائی است که دولت آمریکا آنها را ارزش میداند. سردمداران رژیم صهیونیستی مظهر اشغالگری کشتار ویرانگری غصب جنایت و نسل کشی هستند و اینها همان چیزهائی هستند که آمریکا انگلیس فرانسه و سایر اشغالگران آنها را ارزش میدانند.

دولتمردان آمریکائی و انگلیسی در هفت سال اخیر بارها اشغال افغانستان و عراق را خدمت به دموکراسی و آزادی قلمداد کرده اند و حتی بوش کوچک با بی شرمی تمام اعلام کرد ما درصدد هستیم عراق را به بهشت خاورمیانه تبدیل کنیم ! بهشت مورد نظر رئیس جهمور آمریکا مجموعه ای از فقر ناامنی ویرانی آوارگی و کشته شدن مردم بی دفاع و بی گناه است . این همان چیزی است که مردم عراق و افغانستان اکنون دچار آن هستند و البته ناچارند آنرا « بهشت » بنامند و بپذیرند که صاحب دموکراسی و آزادی شده اند!

آزادی و دموکراسی از نظر رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلیس پذیرفتن حاکمیت بیگانه و تحت قیومت واشنگتن و لندن و پاریس قرار گرفتن است . ارتش های کشورهای استعمارگر غربی به بهانه مبارزه با تروریسم افغانستان را اشغال می کنند و سپس با برگزاری انتخابات صوری مهره خود را به حکومت می رسانند و در عمل هرچه خود اراده می کنند انجام می دهند و در نتیجه کشت و قاچاق مواد مخدر در این کشور چند برابر می شود ده ها هزار نفر از مردم غیرنظامی در اثر ناامنی ها کشته می شوند ویرانی ها افزایش می یابند آوارگی ها بیشتر و بیشتر می شوند و دیو فقر و بیماری و نابسامانی همچون خوره به جان مردم می افتد. در عراق نیز به نام دموکراسی انتخابات برگزار می کنند ولی با دستکاری کردن نتیجه آن هر طور که خود میخواهند در ترکیب حکومت دخالت می نمایند و مجلس را با تطمیع و تهدید وادار به امضای طرح های مورد نظر خود می کنند و حاکمیت نظامیان خود را بر مردم این کشور مصیبت زده و ناامن گسترش می دهند تا ثروت هایش را به دلخواه خود چپاول کنند و از این سرزمین به عنوان پایگاهی برای حراست از منافع نامشروع خود بهره برداری نمایند.

رژیم صهیونیستی علاوه بر حامیان غربی خود نماینده ارتجاع عرب نیز هست . همان ها که به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب در پیامی که به مناسبت جنایات هولناک صهیونیست ها در غزه داده اند « منافقان امت » هستند و در یک همدستی آشکار با صهیونیست ها تصمیم به نابودی دولت قانونی حماس و تثبیت دولت دست نشانده محمود عباس و تقویت رژیم نامشروع و غاصب و جنایتکار صهیونیستی گرفته اند. شاه عبدالله عربستان و شاه عبدالله اردن با سکوت ظاهری و همراهی های پشت پرده و حسنی مبارک باهمدستی آشکار و بستن گذرگاه رفح و مانع تراشی بر سر راه کمک رسانی مسلمانان و جهانیان به مردم غزه نوع جدیدی از ارزش ها را به نمایش گذاشته اند که به گفته وزیر خارجه رژیم صهیونیستی اسرائیل نماینده آنست . خنجر زدن از پشت به مسلمانان نوکری برای آمریکا دلالی برای صهیونسیم جهانی بی تفاوتی در برابر به خون غلطیدن زنان و کودکان و مردم بی دفاع غزه و نسل کشی در سرزمین فلسطین توسط غاصبان قبله اول مسلمین ارزشهائی هستند که سران ارتجاع عرب مظهر آن و اسرائیل نماینده آنست.

در برابر این تصویر بی نهایت زشت و چندش آور که بخشی از جهان امروز را شکل می دهد بخش دیگر جهان که ملت ها هستند این روزها در سرتاسر جهان علیه جنایات صهیونیست ها در غزه و حمایت آمریکا و انگلیس و فرانسه و سران مرتجع عرب از آنها تظاهرات می کنند و با آتش زدن پرچم های اسرائیل و حامیانش تنفر خود را از این جنایت ابراز مینمایند. در دنیای دوگانه امروز امکانات و ابزارها در اختیار ستمگران و استعمارگران و جنایتکاران است و آنها در نهایت قساوت جنایت می کنند. در صف مقابل قدرت واقعی که افکار عمومی پشتوانه مردمی و ایمان و اراده مقاومت است در اختیار کسانی است که حاضر نیستند در برابر زورگوئی ها سرفرود آورند و تسلیم شوند.

تردیدی وجود ندارد که پیروزی نهائی با ملت هاست کسانی که مرعوب قدرت های فاسد و ظالم نمی شوند و تا ریشه کن شدن ظلم و فساد به مبارزه ادامه می دهند. در غزه نیز قطعا پیروزی از آن مردم این سرزمین است و سران رژیم صهیونیستی که برای جبران شکست در جنگ 33 روزه لبنان این جنگ را به راه انداخته اند نه تنها به این هدف نخواهند رسید بلکه یکبار دیگر طعم تلخ شکست را خواهد چشید و این شکست فروپاشی این رژیم پوشالی را تسریع خواهد کرد.

آفتاب یزد

«تحمل مردم ظرفیت مسئولان» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می خوانید؛«‌برای ملت ما می‌ارزد که محاصره اقتصادی را تحمل کند اما عزت خود را حفظ نماید.»جمله فوق بخشی از اظهارات دکتر احمدی‌نژاد است که سه روز قبل در جمع کارگران کارخانه سیمان سیستان ایراد شد و نگاهی جدید بر تحریم‌ها و تاثیر آنها بر کشورمان را بازتاب می‌دهد. در این مورد چند نکته قابل اشاره است.

1- تاکید فوق نشان می‌دهد که رئیس جمهور نیز هزینه‌ساز بودن تحریم‌ها و محاصره اقتصادی را پذیرفته است اما به نظر او به خاطر »حفظ عزت ملی« می‌توان هزینه‌ها را تحمل کرد. تا پیش از این، برخی از سیاستمداران با سابقه به صورت تلویحی به انتقاد از کسانی می‌پرداختند که تحریم‌ها را بی‌تاثیر می‌دانستند. رئیس جمهور هم چند بار به این نکته پافشاری کرده بود که تحریم‌ها نه تنها تاثیری بر کشورمان نداشته بلکه برای ما مفید بوده است. البته تردیدی نیست که مردم ایران در سه دهه گذشته، هرگاه که لازم بوده است با تحمل فشارهای متعدد و سختی‌های فراوان، از فرصت تحریم‌ها استفاده کرده‌اند تا برخی وابستگی‌های تکنولوژیک و اقتصادی کشور به خارج را قطع کنند یا کاهش دهند. اما پذیرفتن این نکته که تحریم‌ها هیچ هزینه‌ای نداشته است کمی مشکل بود لذا اظهارنظر اخیر را می‌توان یک گام به جلو دانست که قاعدتاً مسئولان را به تدبیر برای جلوگیری از افزایش تحریم‌ها تشویق خواهد نمود.

2‌‌- یکی از مشکلات مهم در عرصه‌سیاسی ایران آن است که گویی بسیاری از سیاستمداران، ظرفیت‌های ایران و ایرانیان را نشناخته‌اند. این ضعف شناخت‌‌معمولاً در اظهار نظرهایی متجلی می‌شود که به موجب آنها، برای رسیدن به یک هدف، الزاماً بایستی دست از اهداف دیگر برداشت. نگاه تک‌بعدی به امکانات و اهداف، همچنین عده‌ای را دچار این توهم می‌کند که »موفقیت در یک پروژه ملی تنها با عبور از راه‌های پرهزینه، امکان‌پذیر است«.‌‌در حالی که شناخت امکانات و استفاده صحیح از همه ظرفیت‌های انسانی کشور، این امکان را در اختیار مسئولان اجرایی قرار خواهد داد که با کمترین هزینه‌ها اهداف متعدد را به صورت همزمان پیگیری نمایند. البته شرط تحقق این مسئله آن است که اولاً‌در شناخت امکانات خود دچار افراط و تفریط نشویم، ثانیاً بپذیریم که با »ظرفیت محدود عده‌ای از مدیران و مشاوران دولتی« امکان استفاده بهینه از این امکانات وجود ندارد.
به موضوع حفظ عزت ملی و پذیرش تحریم‌اقتصادی و تحریم‌ها نیز می‌توان از همین زاویه نگاه کرد. آیا به نظر رئیس جمهور و همکاران او، در آغاز دهه چهارم از استقرار نظام جمهوری اسلامی، قدرت دیپلماسی و امکانات اقتصادی ایران در حدی نیست که بتوان »عزت ملی« را بدون استقبال از تحریم‌ها و محاصره اقتصادی، حفظ نمود؟ رئیس جمهور دو سال قبل در یک اظهارنظر مشابه گفت رسیدن به تکنولوژی هسته‌ای آنقدر ارزش دارد که می‌توان به خاطر آن سایر فعالیت‌ها را چندین سال تعطیل کرد. آیا واقعاً با به‌کارگیری ظرفیت‌های فکری و استفاده از مشاوره رایگان سیاستمداران و مدیران پرتجربه سابق و به ‌طور کلی تکیه بر سیاست »همه چیز را همگان دانند« نمی‌توان راه‌هایی را در پیش گرفت که انتهای آن، موفقیت در عرصه‌های گوناگون بدون تعطیل کردن سایر عرصه‌ها است؟ آیا سخن کسانی که می‌گویند »با بعضی روش‌های دیپلماتیک، می‌توان هم عزت ملی را حفظ کرد و هم از تحریم‌ها جلوگیری نمود« مورد قبول رئیس جمهور و همکاران او نیست؟

3‌‌- رئیس جمهور اعلام کرده است که »برای ملت ما می‌ارزد که به خاطر حفظ عزت خود، محاصره اقتصادی را تحمل کند«. البته اگر تحمل ملت نبود، مسئولان دولتی - در دوره‌های گوناگون - نمی‌توانستند بسیاری از برنامه‌ها را پیگیری نمایند. این تحمل حتی گاه در برابر هزینه‌های ناشی از روش‌های »سعی و خطا«ی مسئولان نیز به نمایش گذارده شده است. اما کسانی که از تحمل مردم سخن می‌گویند آیا خود از تحمل کافی برخوردار هستند؟ نگاهی به آنچه در دو سه سال گذشته در بعضی تریبون‌ها و رسانه‌ها منعکس شده است می‌تواند پاسخی برای این پرسش باشد. در سال‌های اخیر، مسئولان عالیرتبه دولت نهم بارها به منتقدان خود حمله کرده‌اند و اتهامات سنگینی متوجه آنها نموده‌اند. تمام این حملات هم تنها زمانی اتفاق افتاده است که برخی سیاست‌های دولت نهم، مورد انتقاد قرار گرفته است حتی در بعضی موارد، عملکرد دولت به گونه‌ای بوده است که نوعی اجماع غیرسیاسی و فراتر از جناح‌بندی در میان منتقدان ایجاد شده است! آیا کسانی که مردم را به تحمل سختی‌های ناشی از محاصره اقتصادی دعوت می‌کنند در برابر بعضی انتقادات - از جمله انتقاد از اقداماتی که به عقیده منتقدان، منجر به تشدید تحریم‌ها می‌شود - از خود تحمل نشان می‌دهند؟

کیهان

«بحران هدف» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن می خوانید؛ سید حسن نصرالله رهبر بصیر مقاومت اسلامی لبنان در سخنان روز پنجشنبه خود درباره فاجعه غزه به نکته بسیار مهمی توجه کرد که عموما مغفول مانده است. سید در این سخنرانی با مهارت بی نظیری که خداوند در خواندن دست صهیونیست ها به او بخشیده،یک نکته کلیدی در رفتار نظامی و سیاسی اسراییل از زمان آغاز حمله به غزه را تمییز داد و برجسته کرد. آن نکته هم این است که«اسراییل حاضر نیست برای جنگ هدف تعیین کند». شاید عجیب به نظر برسد اما این کاملا حقیقت دارد و اسراییلی ها تا امروز که یک هفته از آغاز حملات به نوار غزه می گذرد هنوز حاضر به اعلام صریح و رسمی این که هدف آنها از این عملیات چیست، نشده اند. هر کدام از سران رژیم غاصب صهیونیستی البته به طور پراکنده چیزهایی در این باره گفته اند اما هنوز هیچ اعلام رسمی وجود ندارد که بتوان آن را موضع دولت جعلی تل آویو دانست. فرار از اعلام رسمی هدف عملیات، نشانه چیست؟

یک بازگشت کوتاه به جنگ 33 روزه در تابستان 2006 می تواند به فهم استراتژی فعلی اسراییل در مقابل حماس و آشکار شدن معنای حقیقی آن کمک کند. یکی از مهم ترین نقاط ضعف اسراییل در جنگ 33 روزه این بود که روز اول جنگ رسما اعلام کرد نبرد با حزب الله را با هدف  «نابودی مقاومت» آغاز کرده است. این شاید مهم ترین خطایی بود که اسراییلی ها به لحاظ استراتژیک در جنگ لبنان مرتکب آن شدند. به قول برخی تحلیلگران اسراییل نه روز سی و سوم جنگ، بلکه درست همان روزی که اولمرت این جمله را به زبان آورد جنگ را باخت به طوری که کل تاریخ جنگ 33 روزه پس از روز نخست را می توان زیر عنوان «تعدیل پی در پی هدف گذاری روز نخست» خلاصه کرد.

اسراییلی ها حدود یک هفته از نابودی حزب الله سخن گفتند، بعد که دیدند این لقمه ظاهرا از دهان آنها و همه کس و کارشان بزرگتر است دفعتا سخن گفتن از نابودی مقاومت را کنار گذاشتند و اعلام کردند هدف آنها «خلع سلاح حزب الله» است. این هدفگذاری هم بیش از حدود یک هفته دوام نیاورد. اسراییلی ها بوضوح دیدند که هیچ نیرویی در جهان قادر به وادار کردن حزب الله به کنار گذاشتن سلاح خود نیست و تاکید بر این هدف جز بی آبرویی برای آنها حاصلی نخواهد داشت لذا در هفته سوم جنگ هدفگذاری دوباره تغییر کرد. اسراییلی ها که فراتر از حرف و ادعا و در صحنه عمل، به وزن خود و توانایی مقاومت پی برده بودند آشکارا گفتند که نه به دنبال نابودی مقاومت هستند و نه در پی خلع سلاح حزب الله، بلکه همه آنچه می خواهند ایجاد یک «خط حائل» میان آنها و حزب الله در جنوب لبنان است که سرزمین های اشغالی را از خطر موشک های مقاومت مصون نگهدارد. جالب است که توجه کنیم اسراییلی ها حتی در این تعدیل سوم هم خطا کرده بودند. تا روز آخر جنگ ارتش اسراییل موفق نشد حتی یک نوار حائل به عمق چند صد متر را در جنوب لبنان اشغال کند و به همین دلیل هم بود که غرب نهایتا ناامید از توان نظامی اسراییل ناچار شد آبروریزی پذیرش آتش بس و صدور قطعنامه 1701 را بپذیرد که در آن ایجاد خط حائل در جنوب به عنوان یک هدیه سیاسی - و به عنوان سرپوشی بر ناتوانی نظامی اسراییل- به غاصبان قدس شریف هدیه شده بود. ناتوانی ماشین جنگی موضوعی علیحده است، اما پیداست که ناشی گری، خیالپردازی بی حد و حصر و زیاده گویی از عوامل اصلی شکست مطلق صهیونیست ها در جنگ 33 روزه بود. جنگ که تمام شد همه حتی خود اسراییلی ها پذیرفته اند که حزب الله جنگ را برده است. نه فقط به این دلیل که اسراییل هدفگذاری های عملیاتی خود را پی در پی تعدیل کرد و تنزل داد بل از این رو که به همان هدف های چند بار تعدیل شده خود هم دست نیافت.

ظاهرا اسراییلی ها با توجه به اینکه فهمیده اند حماس و حزب الله به شیوه ای کم و بیش مشابه می جنگند، تصمیم گرفته اند حین جنایت در غزه اشتباهات خود در جنگ 33 روزه را تکرار نکنند. به همین دلیل به مغز خود فشار آورده و به این نتیجه رسیده اند  که بهتر است برای اجتناب از عواقب احتمالی (!) از اعلام رسمی هرگونه هدف برای کشتار در غزه پرهیز کنند! به عبارت دیگر، اسراییلی ها با تکیه بر هوش سرشار و نبوغ بی مانند خود از این قاعده ظاهرا بدیهی که نتیجه نبرد و میزان توفیق هر یک از طرفین در آن، قبل از هر چیز بر مبنای اهداف اعلام شده آنها ارزیابی خواهد شد، نتیجه گرفته اندکه بهتر است اصلا در این باره که اساسا برای چه می جنگند و زنان و کودکان بی دفاع را قتل عام می کنند حرفی نزنند. نهایتا اکنون وضع اینگونه شده که سرباز اسراییلی می جنگد بدون اینکه بداند هدف از این همه کشتار چیست و بدون اینکه مطمئن باشد فرماندهانش هم چیزی در این باره می دانند. توصیف آنچه در غزه می گذرد به «جنایت کور» اینجاست که معنا پیدا می کند.

اما آیا اسراییلی ها چیزی را حل کرده اند؟ راه حل «هیچ چیز نگوییم» آنقدر احمقانه است که فقط می تواند از درون ذهن علیل یک صهیونیست بیرون آمده باشد. فرض کنیم اسراییلی ها نگویند که هدف آنها نابودی حماس و از میان برداشتن این مانع بزرگ بر سر راه پایمال کردن آرمان قدس شریف از جانب همپیاله های خائن خود در جهان عرب است، فرض کنیم اسراییلی ها رسما اعلام نکنند که به دنبال کشتن انگیزه مقاومت در مقابل اشغالگری درون غزه و تحمیل آتش بس با شرایطی از قبیل بسته ماندن همیشگی رفح به حماس هستند، فرض کنیم صهیونیست ها احتیاط کنند و چیزی در این باره از دهانشان بیرون نپرد که می خواهند محمود عباس یا کسی از قماش او را سوار بر تانک اسراییلی به غزه بفرستند. آنچه در عمل اتفاق افتاده و خواهد افتاد همه این نگفتن ها را بی اثر می کند چرا که تردیدی درباره اهداف واقعی جبهه کفر و نفاق در غزه وجود ندارد. حماس نابود نمی شود به همان دلیل که حزب الله نابود نشد. حماس یعنی تک تک آن مردمی که در نوار غزه و کرانه باختری قلب هاشان به امید روز نابودی اسراییل می تپد. حماس خلع سلاح هم نخواهد شد چرا که آنچه اسراییل می کند در واقع چیزی غیر از کشتار از راه دور و بمباران کردن ساختمان هایی که از ابتدای هفته تا به حال چندین بار بمباران شده اند نیست. این بمباران ها اگرچه جنایتی وحشیانه است اما فقط به مردم عادی آسیب رسانده و به جرئت می توان گفت که از چریک های حماس حتی به عدد انگشتان دو دست هم شهید نشده اند. جنگ زمینی هم هنوز آغاز نشده است. پیداست که اسراییلی ها سخت از ورود به کوچه و خیابان های غزه در هراسند. آنها در اشغال مجدد غزه هیچ نفعی ندارند زیرا آنها را به وضعیتی برمی گرداند که چند سال قبل -قبل از خروج از نوار غزه در زمان آریل شارون- آن را گذاشتند و سراسیمه فرار کردند.
 
علاوه بر این وقتی جنگ زمینی آغاز شود حمله هوایی لزوما متوقف خواهد شد چه در آن شرایط علاوه بر چریک های حماس و مردم غزه سربازان صهیونیست هم کف خیابان های غزه حضور دارند و متاسفانه بمب ها هنوز به آن درجه از هوشمندی نرسیده اند که بتوانند صهیونیست را از فلسطینی تمییز بدهند. به همه اینها اضافه کنید این نکته را که موشک باران شهرک های صهیونیست  نشین نه فقط متوقف نشده بلکه حماس همچنان روزانه به طور ثابت 60-75 موشک شلیک می کند و طی روزهای آینده بر برد، قدرت تخریب و دقت موشک های خود هم خواهد افزود. روزی که این جنگ تمام شود نتیجه آن دقیقا بر مبنای همین معیارها سنجیده خواهد شد، چه اسراییلی ها رسما چیزی گفته و چه لال شده باشند؛ فرقی نمی کند.

نکته آخر این است که ترس از اعلام هدف -یا هدف هایی- برای جنگ دقیقا به این معناست که صهیونیست ها نسبت به توانایی نیروی نظامی و اطلاعاتی خود برای محقق ساختن اهداف اعلام شده به شدت مشکوکند و به این باور قطعی رسیده اند که هر گونه هدف اعلام شده می تواند زمینه ساز یک آبروریزی بزرگ برای آنها باشد. اسراییلی ها نمی گویند چه می خواهند چون می دانند توان دستیابی به هیچ هدف واقعی را در صحنه نبرد ندارند و هرچه بگویند ممکن است فردا غلط از آب دربیاید. اگر رهبران اسراییل مطمئن بودند که می توانند یک هدف ولو کوچک را «حتما» محقق کنند، بدون شک برای اعلام آن لحظه ای درنگ نمی کردند. آنچه سید آن را«بحران هدف» در نبرد غزه خواند، در واقع نه ناشی از تدبیر صهیونیست ها برای گریز از اشتباهات تکراری بلکه محصول ناتوانی عمیق ماشین جنگی آنها و در واقع نوعی اعتراف صریح به این ناتوانی است. آنها نمی گویند چه کار می خواهند بکنند چون می دانند هیچ کاری نمی توانند بکنند.

اعتماد ملی

«اساسنامه‌ای درخور بازنگری» عنوان سرمقاله روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در آن می خوانید؛بر اساس اخبار رسمی، اساسنامه سازمان تامین اجتماعی دچار تغییر شد. بر اساس این تغییرات در تعداد اعضا و ترکیب نمایندگان دولت و عناصر دیگر تفاوت معناداری حاصل شده است. نمایندگان کارگران و کارفرمایان در این ترکیب جدید هفت نفر و نمایندگان دولت هشت نفر هستند. مطابق اساسنامه جدید این شورا می‌تواند با حضور 10 نفر رسمیت یابد. بدیهی است که با هشت نفر نماینده دولت و تنها حضور 2 نماینده کارگری- کارفرمایی جلسات تشکیل ‌شده و تصمیم‌ها در غیاب اکثریت نمایندگان بخش غیردولتی اتخاذ خواهد شد.

این تصمیم در حالی اتخاذ شده است که دولت نهم مدعی کم کردن نقش خود در حوزه‌های اقتصادی و مدیریتی است. در حالی که ترکیب و نحوه چیدمان چنین شورایی می‌تواند نیات و نگرش مردان دولتی را آشکار سازد.از سوی دیگر از آنجا که رئیس‌جمهور فرصت کافی برای شرکت در تمامی جلسات اینچنینی را ندارد، عملا‌ این شورا به مجموعه‌ای تشریفاتی و فاقد کارآمدی بدل خواهد شد زیرا مدیرعامل و هیات‌مدیره سازمان همگی منصوب دولت بوده و در غیاب شورا، تصمیم‌های خود را عملی خواهند کرد. این امر، خطر حذف و نادیده گرفتن منافع کارگران را به ذهن متبادر می‌سازد. این اتفاق در حالی خطر رخ دادن دارد که به یاد داشته باشیم سازمان متمولی چون سازمان تامین اجتماعی از بیمه کارگران و البته سهم آورده کارفرمایان که آن هم در رابطه با کارگران معنا می‌یابد، به چنین منزلتی دست یافته است. آنگاه بسیار خنده‌دار خواهد بود که اساسنامه‌ای تصویب شود که در آن سهم و نقش کارگران و کارفرمایان در حاشیه بوده و دولت از فراخی فراوان‌تری برخوردار باشد.

نکته دیگر آن است که در سال‌های اخیر دولت‌ها همواره به سازمان تامین اجتماعی بدهکار بوده‌اند. حال با انتخاب رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس این شورا، چنانچه دولت از پرداخت بدهی خود به سازمان استنکاف ورزد، یقه چه مدیر‌و مسوولی را باید گرفت؟ از سوی دیگر یادمان باشد سازمان تامین اجتماعی پس از وزارت نفت، سرمایه‌دارترین بخش دولتی در ایران است.با این همه، به نظر می‌رسد اعتراض کارگران و کارفرمایان می‌تواند موجب مخالفت دیوان عدالت اداری با این اساسنامه شود. در این صورت نیز منافع کارگران و بخش‌های غیردولتی درگیر، تامین خواهد شد. به نظر می‌رسد دولتی که مدعی کوچک‌سازی و از سویی مهرورزی به طبقات و دهک‌های پایین جامعه است، نیازمند بازنگری در این حوزه است.

ابتکار

«خیبری دیگر در پیش است» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمد علی وکیلی است که در آن می خوانید؛ هشتمین روز حمله وحشیانه رژیم صهیونستی به نوار غزه را در حالی پشت سرگذاشتیم که نه فقط آن رژیم به اهداف خود نرسیده است بلکه مقاومت با برنامه ریزی هر روز بر ابعاد واکنش های خود می افزاید. هشت روز است که غزه همچون کودکی تنها و یتیم زیر شلاق داغ کینه هزار ساله اولاد بنی قریظه و خیبر می سوزد هشت روز است که خاک غزه را به دنبال کین ستادن از محمد(ص) و علی(ع) با بمب و موشک می کاوند. در یک توافق شوم دو سوی اقیانوس، تا دندان مسلح شده اند تا جسارت شان را به زن و کودک غزه نشان دهند و زیر خارجه رژیم اسرائیل تصریح کردند که جنگ در غزه به نمایندگی از دنیای مدرن صورت می گیرد آری جنگ در غزه میان اسلام و کفر است جنگ حق و باطل است. این جنگ در سال 85 یک بار دیگر انجام شد و حزب ا... در جنگ 33 روزه با تمام دنیای استکبار نبرد کرد و طعم تلخ شکست را به همه دنیایشان چشاند ما با این گونه جنگ بیگانه نیستیم تاریخ ما نمونه های بسیار دارد آنچنانکه جنگ خندق در تاریخ اسلام چنین بود.

وقتی مشرکان و اشراف عرب از آزار و اذیت ها، شکنجه ها، تبعیدها، محاصره اقتصادی، ترورها نتیجه ای نگرفتند و همه روزه بر دامنه اسلام و رویکرد مردم به آن افزوده می شد بر آن شدند تا تمامی قبیله ها، احزاب، جمعیت ها و همه کسانی که از گسترش اسلام در هراس بودند از اطراف و اکناف گردهم آیند و کار پیامبر خدا(ص) و پیروان او را یکسره کنند همه محاسبات هم نوید پیروزیشان را می داد. در جریان جنگ هنگامی که « عمروبن عبدو» پهلوان بلند آوازه عرب با اسب خود از خندق جهید و از میان مسلمانان مبارز طلبید علی (ع) به میدان او رفت وقتی علی و «عمرو» به هم آویختند رسول خدا(ص) فرمود امروز همه اسلام با همه کفر درگیر شده است و در نهایت پهلوان بلند آوازه و مغرور عرب با ضربه علی(ع) از پای درآمد و غریو الله اکبر از سپاه اندک و کم شمار مسلمانان و نعره حسرت از لشکر انبوه مشرکان، با هم در فضا پیچید. آمریکا، اسرائیل و متحدان اروپایی آنها و برخی از سران ساز شکار عرب در آغاز جنگ 33 روزه با قاطعیت و اطمینان از نابودی- حداکثر 3 - روزه حزب ا... سخن می گفتند آنها محو حزب ا... را اولین گام برای برچیدن بساط اسلام گرایی در منطقه تلقی می کردند. اما ضربه هولناک حزب ا... بر اسرائیل هیمنه و تیرک چادر نظام سلطه بین المللی را فرو ریخت و آنها را وادار به اعتراف و پذیرش شکست کرد روزنامه ها آرتصی نوشت، می خواستیم ساختار خاورمیانه را تغییر دهیم ولی حزب ا... قهرمان شد. فرمانده ستاد ارتش رژیم صهیونیسم گفت: هیچ ارتشی در دنیا قدرت مقابله با حزب ا... را ندارد و امروز یک بار دیگر در غزه تاریخ مرور می شود امروز غزه در خون شکوفا می شود. از آتش غزه ققنوس مقاومت متولد خواهد شد و باید گفت بیچاره دنیای جدید که نمی داند با کشتن بچه های غزه مرگ خود را نزدیکتر می کنند.

امروز اسلام در غزه فریاد مظلومیت می زند اما سران عرب قنودن در بسترهای نرم را به جهاد ترجیح می دهند اینان چشم برکشتار مسلمین بسته اند گوشهایشان شنوای ندای یاللمسلمین نیست و خداوند ناظر است که چگونه حکام عربستان، مصر و اردن با دشمن خدا دست یاری می دهند و جام های شراب به هم می کوبند. وحشت سران عرب همواره اصلی ترین برنده آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه بوده است غزه در حالی به نمایندگی از جهان اسلام در خون غوطه ور است که دست رهبران عرب در این جنایت شریک است.

به نوشته روزنامه ها آرتص ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل در تماس با سران برخی کشورها اعلام کرد که رهبران عرب مرا به متوقف نکردن عملیات نظامی و ادامه حملات علیه غزه ترغیب و تشویق می کنند. آنها نتوانستند عزت حاصل از مقاومت در لبنان را ببینند آنها دیدند که سیدحسن نصرا... نه پادشاه و نه شاه و نه امیر و نه فرمانده نظامی است او فقط یک سید است و توانست رعب و ترس را به اردوگاه اسرائیل منتقل کند و محبوبیت روز افزون در بین ملت های مسلمان به دست آورد و عکس او در خانه ها و نام او بر فرزندان خانواده های عرب، مصری، عربستانی، اردنی و ... هر روز فراگیرتر می شود و خود می بینند که تهدید او وحشت را به اردوگاه صهیونیسم می آورد چیزی که هیچگاه سران عرب نتوانستند انجام دهند و این روزها هم خواهد گذشت و سیاه روزی از آن کسانی است که به آرمان فلسطین پشت کردند و عاقبت سادات در پیش روی بسیاری از خائنین خواهد بود.

مردم سالاری

«ذیحجه، محرم، صفر مسیر انسان شدن ازخاک تاخدا» عنوان یادداشت روز روزنامه ی مردم سالاری به قلم حسین قیومی است که در آن می‌خوانید؛ بنام خدای خالق زمان ومکان یعنی ذیحجه و محرم و صفر(زمان) مکه و منا و کربلا و شام (مکان)... و به نام خدای خالق انسان تجلی علم الهی وجودبماهوموجودکه بعد از خلقتش فرمود ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا »اخر فتبارک الله احسن الخالقین سپس نطفه را بصورت علقه ]خون بسته [ و علقه را بصورت مضغه ]چیزی شبیه گوشت جویده شده [ و مضغه را بصورت استخوان هایی درآوردیم و بر استخوان ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است. المومنون:14) ثم انشاناه خلقا آخر یعنی آنچه دراین مرحله به وجود آوردیم چیز دیگری است غیر از آنچه در مراحل قبلی بود، در «انشا»» اخیر، او را صاحب حیات و قدرت و علم کرد، به او جوهره ذاتی داد (که از آن تعبیر به «من» می کنیم) که در مراحل قبلی یعنی در نطفه و علقه و مضغه و عظام پوشیده به لحم نبود و تنها با آن نوعی اتحاد و تعلق دارد تا آن را در راه رسیدن به مقاصدش به کار گیرد، مانند ابزاری که در دست صاحب ابزار است، و در انجام مقاصدش استعمال می کند. نتیجه اینکه جسم در اختیارمن انسان است تادرچه مسیری و برای چه مقصودی به کار برد تعالی و صعود یا هبوط و سقوط ونیز فرمود: وماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوندبه معرفت و شناخت برسند. الذاریات:56)

بدینسان خداوند درمقام عمل، عبودیت را در افعال  انسان نمودی عینی عطا نمود، ذیحجه را برای آموزش و آمادگی و محرم را نمونه ای برای عمل و تجلی حقیقت وجودی انسان و صفر را کاروان پیام رسان جاری در زمان برای جلوگیری از تحریف و انحراف قرارداد، آن هم سنتی برای همه زمان ها و در همه زمین ها و حسین(ع)  وارث همه انبیا» و یارانش برای ثبوت واثبات حقیقت خلقت قیامی نمودند به قامت قیامت کبری تا همه بیاموزند چگونه زیستن را اگر می توانند و چگونه مردن را در زمان انسداد عدالت و آزادگی درحاکمیت ظلم و جور غاصب  و راه حسین رهنمودی باشد برای همه عصرها و همه نسل ها . کل یوم« عاشورا، کل ارض« کربلا و کل شهر «محرم توزین احرام وزین کعبه چه دانی کز برون چشمت زکعبه پوششی دیده است و از احرام عریانی خاقانی آری درمکه و منا میآموزی که چه بگویی چه نگویی، درکدام مسیرسعی کنی، که را تایید کنی وکه را تکذیب، چه چیز را قربانی کنی، چه چیز یا چه کس را عزیز داری و مطلوب تو چه باشد تا از غیر او دل بکنی  و نتیجه چنین می شود، آنان که با پای دل (نه پادرگل) به حرم حضرت دوست مشرف شدند شرافت آن را یافتند تا در محرم به دیدار معشوق مفتخر شوند آنان که در حرم درس راخوب آموختند در محرم محرم رازگشتند و از اسرار غیب آگاه وخلقت زمینی را فدیه آزادی برای نشئه دیگر نمودند و با کلام (...عمیت عین لا تراک علیها رقیبا و خسرت صفقه عبد« لم تجعل له من حبک نصیبا... خدایا کور باد چشمی که تو را نمی بیند با آنکه همیشه تو مراقب و همنشین او هستی و در زیان باد بنده ای که نصیبی از عشق و محبتت نیافت دعای عرفه امام حسین) جان پاک به افلاک بردند و بازماندگانشان زمین و زمان را برلاشخوران قدرتمدارو...

تنگ نمودندآنان قرآن شیفتگان وعالمان عامل و فهم کنندگان(تلک الایام نداولها بین  الناس و لیعلم الله الذین »امنوا و یتخذ منکم شهدا»  و الله لا یحب الظالمین: این روزها (شکست وپیروزی) را در میان مردم می گردانیم تا خدا، افرادی را که ایمان آورده اند، بشناساند و خداوند از میان شما، شاهدانی بگیرد. و خدا ظالمان را دوست نمی دارد140آل عمران)         
آنان نه مقهور قدرتند نه مسحور ثروت زیرا (فرحین بما آتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند و به خاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند ]مجاهدان و شهیدان آینده [، خوش وقتند (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان می بینند و می دانند) که نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت. آل عمران: 170 ) واین کلام را ازعمق جان دریافته اند (لکیلا تاسوا علی  ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم و الله لا یحب کل مختال« فخور« این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید تاسف نخورید و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد! (الحدید: 23 ) و زمانی که دربارگاه ظلم و جنایت، ابن زیاد برای تحقیر به خانم زینب گفت: کار خدا را نسبت به برادر و اهل بیتت چگونه دیدی؟ مظهرصبرواستقامت فرمود: ما رایت الا جمیلا من جز خیر و زیبایی چیزی ندیدم        اللهوف ص 160    وضو ناکرده احرام طواف کعبه می بندد خداجویی که دست خویش از دنیا نمی شوید صائب  خلاصه کلام: سخن امام آزادگان و چراغ راه آزاد اندیشان   ا لا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المومن فی لقا» الله محقا فانی لا اری الموت الا سعاده و لا الحیاه مع الظالمین الا برما ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلا» قل الدیانون آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل دست برنمی دارند؟! به طوری که مومن حق دارد که به مرگ و دیدار خدا مشتاق باشد. به راستی، من چنین مرگی را جز سعادت و زندگی در کنار ظالمان را جز هلاکت نمیدانم! همانا مردم دنیا پرستند ودین ازسر زبان آنها فراتر نمی رود ودین را تا آنجا که زندگی 
شان را رو به راه سازد و بچرخاند پیروی می کنند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند دینداران اندک اند (تحف العقول ص: 245)

وبه شاگردان وامانده آموزشگاه ذیحجه بازگویید که تنها گریستن درمحرم علاج کارنیست توبه کنید و برای جبران گذشته و آموختن عمل صالح به کاروان اسیران آزادی بخش صفر برای ادامه سفر بپیوندید که بعد از صفر، پایان سفراست واز کاروان ماندگان به ذلت وننگ روزمرگی گرفتار خواهند بود که چه بد عاقبتی است.
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست                           
ریش بادآن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام ونازرادرکوی رندی راه نیست                            
ره روی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
آدمی درعالم خاکی نمی آید به دست                                
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی       
حضرت حافظ
والسلام من التبع الهدی

قدس

«عربستان؛ اسب تروای اسرائیل» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی قدس به قلم حسن هانی زاده است که در آن می‌خوانید؛ سکوت عربستان در برابر جنایات ارتش صهیونیستی در غزه بار دیگر این پرسش را به ذهن می آورد که آیا نقش تخریبی عربستان در بحرانهای عربی و اسلامی آغاز شده است؟

بی تردید، رژیم عربستان به دلیل نقش تأثیرگذار خود در دو سازمان مهم عربی و اسلامی یعنی اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی، می توانست به یک سلسله تحرکات دیپلماتیک در گستره جهان عرب و جهان اسلام دست بزند، اما متأسفانه ریاض در یک اقدام سؤال برانگیز، در برابر حوادث دردناک غزه سکوت اختیار کرد.

عربستان پس از حادثه 11 سپتامبر سال 2001 به دلیل نسبت دادن این عملیات به «اسامه بن لادن»، رهبر سعودی الاصل القاعده دچار انزوا شد، اما نقش انفعالی این کشور در همسویی با سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل توجیه نیست.
پس از حادثه 11 سپتامبر، عناصر درون دستگاه حاکمیت عربستان با استفاده از نفوذ سیاسی خود در کنگره، کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و از رهگذر پرداخت ده ها میلیارد دلار به عنوان غرامت حادثه 11 سپتامبر به آمریکا، تلاش گسترده ای برای بستن این پرونده به عمل آوردند.
اما لابی صهیونیستی با استفاده از فضای ناشی از خشم عمومی آمریکا علیه عربستان برای پیشبرد اهداف رژیم صهیونیستی در منطقه، تلاش کرد تا از عربستان به عنوان «اسب تروا» استفاده کند.

بنابراین، در نخستین گام موضوع طرح صلح «ملک عبدا...»، پادشاه عربستان در سال 2002 در اجلاس سران کشورهای عرب در بیروت مورد توجه قرار گرفت.در این طرح، «ملک عبدا...» بدون توجه به حق بازگشت 5 میلیون آواره فلسطینی و تعریف ساز و کار مربوط به تشکیل دولت مستقل فلسطینی، خواستار برقراری رابطه سیاسی میان اعراب و رژیم صهیونیستی شد.

رسانه های غربی و رژیم اسرائیل به طور هماهنگ در آن زمان به جریان سازی خبری به سود این طرح پرداختند، اما به دلیل مخالفت جنبشهای جهادی فلسطین و مقاومت اسلامی لبنان، طرح «ملک عبدا...» مسکوت ماند.

تشکیل کنفرانسی موسوم به «گفتگوی ادیان و صلح» در نیویورک که در آن برخی سران عرب از جمله پادشاه سعودی در کنار «شیمون پرز»، رئیس جنایتکار رژیم صهیونیستی شرکت کردند، تلاشی از سوی آمریکا و عربستان برای شکستن موانع روانی موجود در برقراری رابطه آشکار میان رژیم صهیونیستی و رژیمهای عرب بود.

همکاری تنگاتنگ دستگاه های امنیتی سعودی، مصر و اردن با موساد در ترور شهید «عماد مغنیه»، از فرماندهان دلیر حزب ا...، در چارچوب طرح مدیریت امنیتی مشترک کشورهای به اصطلاح میانه رو و رژیم اسرائیل قابل تعریف است.

اکنون که شرایط بحرانی غزه ایجاب می کند، عربستان در چارچوب نقش اسلامی و عربی خود، نقش فعالی در منع اسرائیل از ادامه حمله به غزه ایفا کند، متأسفانه این کشور با سکوت خود و کارشکنی در برگزاری اجلاس سران عرب در قتل عام مردم غزه با اسرائیل همکاری می کند.

این وضعیت نشان می دهد که موضوع فلسطین از مدار توجه سران سازشکار عرب از جمله عربستان خارج شده و سران این نوع کشورها در اجرای سیاستهای آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه نقش «جاده صاف کن» را ایفا می کنند.

صدای عدالت

«خاموشی چهل چراغ اصل 44 در صنعت برق» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌‌ی صدای عدالت به قلم حسین ارغوانی است که در آن می‌خوانید؛ بدنبال بروز خاموشیهای گسترده در سطح کشور در تابستان امسال ؛ وزیر محترم نیرو در شهریور ماه سالجاری آقای دکتر علی آبادی را به سمت معاونت برق و انرژی این وزارتخانه منصوب و در حکم انتصاب خود و در شمار وظایف ایشان انجام اقدامات جدی برای تحقق اصل 44 و ایجاد بسترهای لازم برای ورود و توسعه سرمایه گذاری بخش خصوصی و فاینانس خارجی را ذکر نمودند.‏اما متاسفانه آقای معاون وزیر بر خلاف تاکید و تصریح وزیر محترم نیرو اخیرا در مصاحبه ائی با خبر گزاری مهر در 18 آذر ماه جاری یعنی پس از گذشت سه ماه از انتصاب شان به این سمت اظهار داشته اند : " با وجودیکه قرار بود دولت دیگر راسا اقدام به ساخت نیروگاه نکند اما در پی نبود بخش خصوصی و برای تامین نیاز برق کشور وزارت نیرو ناچار شد خود مجددا دست به کار ساخت نیروگاه شود."‏

ضمن تشکر از صراحت و صداقت ایشان در بیان این واقعیت تلخ و عدم تلاش برای وارونه جلوه دادن حقایق باید پرسید که ایشان در خلال این مدت کوتاه چه اقدام قابل توجهی در جهت تحقق اصل 44 و ایجاد بسترهای لاز م برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنعت برق کشور انجام داده اند؟ که به این سرعت به این نتیجه رسیده اند که هیچ سرمایه گذاری در بخش خصوصی نیست که حاضر به سرمایه گذاری در صنعت برق کشور و ساخت نیروگاه باشد و لذا به زعم ایشان اجرای اصل 44 در صنعت برق را باید برای همیشه به بایگانی تاریخ و به دست فراموشی سپرد. ‏در راستای باور و اعتقاد آقای معاون وزیر مبنی بر عدم امکان اجرای اصل 44 در صنعت برق و در جهت توسعه مالکیت و مدیریت بخش دولتی با استفاده از سرمایه بخش خصوصی به روش فروش اوراق مشارکت ؛ وزارت نیرو در طی هفته اول دی ماه اقدام به فروش 500 میلیارد تومان اوراق مشارکت ساخت نیروگاههای برقابی با سود تضمین شده 18درصد نمود که این اوراق به سرعت و در خلال دو روز به فروش رفت . با توجه به اقبال بخش خصوصی از خرید این اوراق و با توجه به مجوز هیئت دولت این وزارتخانه در نظر دارد 500 میلیارد تومان اوراق مشارکت ساخت نیروگاههای حرارتی را نیز تا قبل از پایان سالجاری به فروش برساند.‏

اقبال بی نظیر بخش خصوصی از خرید 500 میلیارد تومان اوراق مشارکت نیروگاهی در طی دو روز و در پی رکود بخش مسکن؛ از یکسو تاکیدی جدی بر وجود بخش خصوصی توانمند در کشورعلیرغم اظهار نظر معاون محترم وزیر نیرو و از سوی دیگر حاکی از عدم ایجاد بسترهای لازم از سوی وزارت نیرو برای ورود و توسعه سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنعت برق و عدم اطمینان بخش خصوصی از سودآوری مناسب و مطمئن سرمایه گذاری در این صنعت است.‏

این در حالی است که فروش اوراق مشارکت نه استقراض محسوب می شود و نه سرمایه گذاری . زیرا استقراض به معنای واگذاری سرمایه به غیر بدون انتظار سود است و سرمایه گذاری به معنای مشارکت در سود و زیان یک پروژه بدون تعیین قبلی نرخ سود می باشد. و به این لحاظ فروش اوراق مشارکت یک ربا خواری آشکار و به منزله اعلان جنگ به خدا و پیامبر و اعلام جنگ دولت بر علیه اصل 44 و در جهت توسعه مالکیت و مدیریت دولتی با استفاده از سرمایه بخش خصوصی بدون مشارکت دادن آنها در ریسک سرمایه گذاری و در مالکیت ومدیریت واحدهای صنعتی و در جهت افزایش یارانه ها از طریق پرداخت سود به خریداران این اوراق است.‏

لازمه بسترسازی برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی در امور زیر بنائی و از جمله در امر ساخت نیروگاه و تولید برق ؛ حذف انحصار دولتی در توزیع و خرده فروشی و ایجاد بازار رقابتی در تولید و توزیع و تضمین سود آوری مطمئن و قابل قبول و کاهش ریسک سرمایه گذاری و ایجاد ثبات اقتصادی است . وقتی دولت با فروش اوراق مشارکت به بخش خصوصی برای یک سرمایه گذاری ربوی و بدون ریسک و هزینه و بدون رنج و زحمت 18درصد سود خالص و تضمین شده و بدون بیمه و مالیات می پردازد؛ لذا برای تشویق سرمایه گذاری پر هزینه و پر خطر و پر مسئولیت و پر استهلاک بخش خصوصی در صنعت برق باید حداقل 50 درصد سود خالص در نظر بگیرد تا بخش خصوصی راغب به سرمایه گذاری در این صنعت شده و پا پیش بگذارد. برای تضمین سودآوری سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنعت برق نیازی به خرید تضمینی برق تولیدی نیروگاههای خصوصی توسط دولت و وزارت نیرو نیست و فقط کافی است تا وزارت نیرو با حذف انحصار از بخش توزیع ؛ زمینه فروش رقابتی برق و به نرخ شناور و آزاد را برای تولید کننده کالای برق ایجاد نماید و مطمئن باشد که این نرخ شناور و بازار آزاد با توجه به بهره وری بهینه و بالای بخش خصوصی و با توجه به رقابت در بازار آزاد و کنترل قیمتها توسط مکانیزم عرضه وتقاضا به مراتب کمتر از قیمت تمام شده 80 تومان فعلی در بازار انحصاری و بدون رقابت موجود و توسط وزارت نیرو و شرکت توانیر خواهد بود.
 ‏
برای هزارمین بار باید در گوش مقامات و مسئولین وزارت نیرو و مدیران دولتی صنعت برق وشرکت توانیر فریاد زد که:‏آزاد سازی و حذف انحصار از بخش توزیع مقدم بر خصوصی سازی در بخش تولید است و اجرای اصل 44 در صنعت برق باید لاجرم از بخش توزیع آغاز وبه بخش تولید ختم شود و طی روند وارونه اجرای اصل 44 را در صنعت برق نا ممکن و محال می سازد. از سوی دیگر ساخت نیروگاههای کوچک و تولید پراکنده چه به لحاظ اقتصادی و اجتماعی و چه به لحاظ سیاسی و امنیتی و چه به لحاظ زیست محیطی مقدم و ارجح بر تولید متمرکزو ساخت نیروگاههای بزرگ است و این راهکار پیشنهادی سازمان ملل برای توسعه صنعت برق در کشورهای درحال توسعه در هزاره سوم می باشد.

تولید پراکنده در مناطق روستائی و حاشیه شهرها و شهرکهای صنعتی و توسط صنایع بزرگ و ایجاد شرکتهای تعاونی تولید و توزیع برق روستائی در حدود 50000 روستای متصل به شبکه سراسری برق و بخصوص در روستاهای متصل به شبکه گاز و یا واقع در کنار خط لوله سراسری گاز اقداماتی اساسی در جهت تحقق اصل 44 در صنعت برق و ایجاد بسترهای لازم برای توسعه سرمایه گذاری خصوصی در صنعت برق بوده و در جهت کاهش قیمت تمام شده برق و هدفمند سازی و حذف یارانه آن و نیز در جهت ایجاد اشتغال مولد و صنعتی در روستاها و تشویق مهاجرت معکوس از شهر به روستا و ایجاد پتانسیل برای تولید 50000 مگاوات برق بازای یک مگاوات در هر روستا و تولید برق در محل مصرف و فروش مازاد بر مصرف روستائی به شبکه سراسری و توسعه استفاده از انرژیهای تجدید پذیر و غیر فسیلی در مناطق روستائی می باشد .‏

اجرای قانون استقلال شرکتهای توزیع برق در سال گذشته ؛ وابستگی بی قید وشرط این شرکتها به شرکت مادر تخصصی توانیر و سلطه بلا منازع وبلا نظارت آن بربخش توزیع را رقم زده و اندک استقلال آنها را نیز پایمال و بهره وری بخش توزیع را به پائین ترین حد ممکن در طی یکسال گذشته تنزل داده و این قانون اکنون مهمترین مانع تحقق اصل 44 در صنعت برق بوده و الغا یا اصلاح آن مهمترین گام در جهت حذف انحصار از بخش توزیع و خصوصی سازی بخش تولید و روشن کردن چهل چراغ خاموش اصل 44 در صنعت برق خواهد بود.‏

دنیای اقتصاد

«آزادسازی ناقص فایده ندارد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمد صادق جنان صفت است که در آن می‌خوانید؛مجلس قانونگذاری ایران- اگر چه با رای ضعیف- یک فوریت لایحه دولت برای هدفمند کردن یارانه حامل‌های انرژی را تصویب کرد.

یک احتمال این است که اساس این لایحه به ویژه پرداخت نقدی یارانه‌، میزان پرداخت‌ها و قیمت تعیین شده برای بنزین، گازوئیل، برق، گاز و سایر حامل‌ها در کمیسیون‌ها تغییر کند. این احتمال هم وجود دارد که کمیسیون‌های ذی‌ربط همان چیزی را که مورد نظر دولت است، بدون کم و زیاد کردن به شکل قانون درآورند.

سخنگوی طرح هدفمند کردن یارانه‌های انرژی گفته است، تدوین آیین‌نامه‌ها شروع شده و با توجه به تاکید خاص دولت، انتظار می‌رود اجرای طرح در زمستان آغاز شود. پرسش اساسی که اکنون وجود دارد، این است که آزادسازی یا تعدیل قیمت‌های حامل‌های انرژی گام اول اجرای این طرح است یا در مرحله پس از پرداخت نقدی این کار انجام خواهد شد و از آن مهم‌تر اینکه آیا آزادسازی به همین مواد محدود خواهد شد یا باید تداوم و گسترش پیدا کند. به این معنی که آیا در صورت آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی، مصرف‌کنندگان غیر از خانواده‌ها نیز اجازه خواهند یافت که محصولات خود را با توجه به تغییرات ایجاد شده تعیین کنند و از قیدها و بندهای قیمت‌گذاری دستوری رها شوند یا نه. به نظر می‌رسد که در صورت ادامه قیمت‌گذاری دستوری و با توجه به کارشناسی‌های انجام شده، قیمت‌ تمام شده تولیدات صنعتی به سمت نقاط بالاتر حرکت خواهد کرد و تولید غیراقتصادی‌تر شده و قدرت رقابت با کالاهای مشابه خارجی باز هم کاهش می‌یابد. علاوه بر این، وقتی قرار است قیمت‌ها آزاد شوند، ادامه انحصار دولت در واردات، توزیع و تولید انواع حامل‌‌های انرژی چه ضرورتی دارد؟ آیا وقتی آزادسازی در دستور کار است، نباید این مساله به همه فعالیت‌ها برسد و واردات و توزیع و سرمایه‌گذاری در امور مربوط به بنزین، گازوئیل، گاز، برق وغیره توسط بخش خصوصی آزاد شود؟ انحصار دولت و شرکت‌‌های آن در این شرایط چه‌فایده‌ای دارد؟

تجربه نشان داده است که ورود شرکت‌های غیردولتی – داخلی و خارجی – در بازار کالاهای انحصاری، موجب افزایش رقابت و کاهش قیمت‌ها خواهد شد. بازار مخابرات به ویژه عرضه خدمات تلفن همراه در‌حال‌حاضر مصداق خوبی برای این مفهوم است.

باید اجازه داد واردات، توزیع و ساخت پمپ بنزین، و همچنین برق توسط شرکت‌های خارجی آزاد شود تا قیمت‌ها به سرازیری برسد و این شبهه که دولت می‌خواهد از طریق انحصار در عرضه و فروش این کالاها، شکاف احتمالی درآمدهای بودجه 1388 را کمتر کند نیز برطرف شود. آیا دولت چنین قصدی دارد یا اینکه می‌خواهد همانند یک ماه اخیر که قیمت بنزین عرضه شده آن دست‌کم 30درصد بیشتر از قیمت بین‌المللی است، از این محل سود ببرد؟ آزادسازی انتها ندارد و اگر از نقطه‌ای شروع شد، باید تا آخر ادامه پیدا کند.

سرمایه

«عدم پایبندی به بودجه مخرب تر از تاخیر در ارائه لایحه» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سرمایه به قلم محسن رنانی است که در آن می‌خوانید؛ دیروز معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور اعلام کرد لایحه بودجه 88 قرار است اوایل بهمن ماه به مجلس ارائه شود. صرف نظر از اینکه تاریخ دقیق و مشخص ارائه بودجه حتی در بهمن ماه هم مشخص نشده و قبلاً قرار بود لایحه بودجه در نیمه اول دی ماه به مجلس ارائه شود، این پرسش در بسیاری از محافل اقتصادی و مجلس مطرح است که تاخیردر ارائه بودجه زمان کافی برای بررسی لایحه بودجه را از مجلس سلب می کند و مجلس مجبور خواهد شد با عجله بودجه را بررسی کند.

اما باید به یک نکته توجه داشت که زمان ارائه لایحه بودجه و بررسی آن وقتی اهمیت دارد که بودجه از دو ویژگی خاص برخوردار باشد؛ یکی آنکه بودجه به تفصیل باشد و وضعیت تخصیص اعتبارات و ... در بودجه مشخص باشد و دیگر آنکه دولت به آنچه تصویب می شود پایبند باشد، در حالی که بودجه کنونی از بودجه های عادی بسیار متفاوت است. بودجه کنونی خیلی مختصر و مفید و کوتاه بوده و ردپایی از نحوه عملکرد و خرج کردن قابل کنترل در آن دیده نمی شود و هرچه هم تصویب شود دولت به آن پایبندی ندارد، نه به برنامه و نه به بودجه، بنابراین تفاوت چندانی ندارد که بودجه چه زمانی به مجلس ارائه شود. این سوال را که «تاثیر دیر تقدیم کردن لایحه بودجه به مجلس چه تاثیری بر بودجه تصویب شده دارد» را باید وقتی پرسید که دولت رفتاری مبتنی بر برنامه ریزی و مدیریت کامل داشته باشد و کلیه فعالیت هایش را بر این مبنا برنامه ریزی کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها