این نامه را هم پردیس در جواب نامه زینوشکا برایمان نوشته است که می‌خوانید

بستنی را فراموش نکن!

پردیس: زینوشکا جان سلام. نمی‌دانم بین این همه نامه‌ای که برایت می‌نویسند، نامه من انتخاب می‌شود یا نه؟! شاید فکر کنی که این جمله خیلی تکراری است، ولی حقیقتی است محض. اما نه، نامه من انتخاب می‌شود و تو آن را خواهی خواند. چون من از ته دل می‌خواهم که تو آن را بخوانی. چون فکر می‌کنم اگر انسان چیزی بخواهد به آن خواهد رسید. چون من همه چیز را مثل یک بستنی می‌خواهم. آره، من می‌خواهم که نامه‌ام را بخوانی.
کد خبر: ۲۲۷۱۰۱

زینوشکای عزیز! به نظر من سرطان چیز خیلی کوچکی است و انسان‌های بااراده‌ای چون تو، از پس آن برمی‌آیند.
می‌دانی چرا کوچک است؟ چون ما بزرگیم و سرطان پیش ما چیزی نیست. چون تو بزرگی و بالاخره یک انسانی. خدا اسم ما را گذاشت انسان و گفت که اشرف مخلوقاتیم. آره، تو اشرف مخلوقات و تواناترینی. خدا گفت من بنده‌ام را در همان حدی که از من و از زندگی انتظار دارد، غنی می‌کنم.

پس من و همه نسل‌ سومی‌ها سرحال بودن تو را انتظار داریم. تو هم باید انتظار داشته باشی که خوب باشی و در جامعه باشی، نه در بیمارستان و روی تخت. حرف‌های مرا باور کن و به آنها ایمان بیاور. به سلامتی خودت ایمان بیاور. به آنهایی فکر کن که از چنگ سرطان رهایی یافتند و زندگی خوبی دارند. تو هم زندگی خوبی داری، چون خدا را داری. از خدا انتظار سلامتی داشته باش. مدام با خودت تکرار کن که من نباید در بیمارستان باشم. من بیرون از اینجا کار دارم؛ اما به نتیجه وابسته نباش. اگر از بیمارستان بیرون نرفتی، غصه نخور. مثل خواستن یک بستنی. اگر تو یک بستنی بخواهی، شرط اول این است که از ته دل بخواهی. شرط دوم این است که اگر از هوا برایت بستنی نیفتاد یا کسی برایت بستنی نیاورد، نمی‌نشینی زانوی غم به بغل بگیری که وای من بستنی می‌خوام و حالا چه کنم؟!... پس چیزی را که می‌خواهی باور کن و به نتیجه فکر نکن. فقط بخواه... فقط بخواه...
به امید این که هرچه زودتر خبر شکست سرطان و پیروزی‌ات را برایمان بنگاری.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها