در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی کفاشیان در قامت اول شخص فوتبال ایران هرگز نتوانسته در قبال آنچه بر فوتبال کشور میگذرد، واکنشی صریح و مقتدرانه نشان دهد. شاید مهمترین اتفاق کنونی که دردی غیرقابل درمان نیز شده است، به بیرون درز کردن اخبار داخلی فدراسیون باشد. بعد از شایع شدن خبر شبنشینی مسعود شجاعی و جواد نکونام در امارات و همراهی نکردن تیم ملی در هتل قبل از بازی، این بار نوبت به انتشار خبری رسید که البته با حقیقت فاصلهای بسیار زیاد داشت. این که دایی و کفاشیان در اتاق رئیس درگیر شدهاند و صدای فریاد آنها به آسمان بلند شده، نشانههایی از وجود همین پدیده خبرچینی در ساختمان فدراسیون فوتبال است. شایعه استعفای علی دایی بسرعت در محافل خبری پیچید و چنان جدیت در نوشتار پیدا کرد که باور کردیم پیش از آن که روادید کرهایها برای سفر به تهران امضا شود، متن استعفای سرمربی تیم ملی داخل کارتابل علی کفاشیان قرار خواهد گرفت!
امروز باید پرسید چه کسی از شیوع این اختلافات و مشکلات سود خواهد کرد؟ کفاشیان که سعی میکند در برابر چنین معضلاتی، خود را مقابل رسانهها آرام و بیتفاوت نشان دهد، به دنبال راه حلی است تا منبع خبری داخل فدراسیون خود را حذف کند. اما او به آنچه سرمنشأ و چشمه مشکلات است، بیتفاوت مانده. به برنامهریزی فدراسیون دقت کنید. این شاید کلید حل معضل کنونی فدراسیون باشد.
دخالتهای بیمورد یک مدیر اجرایی در امور مربوط به تیم ملی امروز به امری طبیعی و عادی تبدیل شده است. کفاشیان امروز باید از خودش بپرسد بر اساس کدام پروسه مدیریتی و بر اساس چه تعریفی از پست مدیریت، یک مدیر اجرایی در فدراسیون فوتبال که دقیقا نقش اجرای احکام فدراسیون و کنفدراسیون در فوتبال ایران را دارد به خود این اجازه را میدهد تا روی نیمکت یکی از تیمهای ملی ایران بهعنوان سرپرست بنشیند. کفاشیان در قبال تمامی ضعفها و دخالتهای داخلی گروهی از مدیران بیتفاوت مانده و خود را به فراموشی زده است. او نگاه نمیکند یا اگر هم چشمش بیفتد، خود را به ندیدن و نشنیدن میزند تا متوجه دخالتها و پافشاریهای همین مدیر در برنامهریزیهای تیم ملی نشود. آیا میدانید قرارداد فدراسیون فوتبال با فدراسیون خودساخته و بیاعتبار باسک چگونه امضا شد؟
شاید نام شرکت «گل» برای عامه مردم ایران تازگی داشته باشد، اما شرکتی با چنین نامی که یکی از اعضای کمیته انتقالی و یک رئیس بینالمللی فدراسیون جهانی در آن، نقش موسس و مدیریت دارند برای فدراسیون فوتبال به هیچوجه غریبه نیست. فدراسیون فوتبال در حقیقت به واسطه اصرارهای یک مدیر اجرایی و توصیههای فراوان وی، از 2 سال قبل تاکنون وادار به همکاری با این شرکت نقل و انتقالی شده است. توصیههایی که گاه به اجبار تبدیل شده، برای تیم ملی در نهایت بازی با تیمهایی مانند کاستاریکا، اکوادور، امارات و جوانان غنا را به ارمغان آورده است. تصویری که پیش روی فدراسیون فوتبال ایران از همکاری با این آژانس نقل و انتقال بازیکن قرار گرفته با واقعیت تفاوتهایی بسیار دارد. ما هرگز نتوانستیم تیم ملی را در اردویی مناسب ببینیم و حتی زمانی که کفاشیان تلاش کرد قرارداد کمیته روابط بینالملل را از انحصار این شرکت خارج کند، با ناتوانی مدیران تازهوارد و ناآشنای این کمیته باز هم مجبور به تن دادن به قراردادهای بیپایه این کمیته شد.
آخرین هنر شرکت گل، عقد قراردادی بیثبات با فدراسیون فوتبال باسک بود. مثل این است که امروز در کشور خودمان، تهران یا کرج یا خراسان جنوبی خود را از ایران جدا بداند و برای فعالیت هایش اقدام به ساختن فدراسیونی خودگردان کند. نتیجه چیست؟ آیا روابط بینالملل این تشکل خودساخته مرجعیت قانونی خواهد داشت؟ آیا فدراسیون فوتبال ملی کرج)!( میتواند از تیم ملی هندوستان دعوت کند تا برای انجام یک بازی دوستانه مقابل منتخب سایپا و تیم محلی کرج وارد این شهر شود؟ آیا قراردادی که فدراسیون ملی کرج )!( منعقد میکند پایههای قانونی دارد؟ شرکت طرف قرارداد فدراسیون فوتبال با چنین قراردادی میخواست ایران را راهی بازی باسک کند؟
قرارداد یکطرفه فسخ شد... برنامه تیم ملی با اشتباه طرف ایرانی در شکل قرارداد به مشکل خورد... فدراسیون فوتبال، رسانهها و مسوولان تیم ملی نباید به این فرصت میرسیدند تا تمرکز کافی برای یافتن مقصر و مقصران داشته باشند. پس شایعهها یکی پس از دیگری ردیف شدند. اول خبر مربیگری مجید جلالی در عمان به جای دایی، بعد خبر استعفای دایی و در نهایت شایعه درگیری شدید دایی و کفاشیان در اتاق رئیس! جالب این که همه این اخبار از داخل ساختمان فدراسیون فوتبال بیرون میآمد! معادله سادهای است. دایی باید استعفا میکرد تا نگاه تمامی رسانهها به سوی او دوخته شود. دایی باید با کفاشیان درگیر میشد تا کسی نپرسد چنین قرارداد بی پایه و اساسی چگونه در فدراسیون فوتبال به امضا رسیده است. این یک پولتیک خبری بود که توانست ذهن تمامی اعضای کادر فنی و مدیران فدراسیون فوتبال را به خودش مشغول کند.
همه، فدای یکی! این سیاست فدراسیون فوتبالی است که با علی کفاشیان اداره میشود. رفتار صلحجویانه مدیری که میخواهد دل همه را در فدراسیون به دست آورد در نهایت آتشی میافروزد که دود آن صرفا به چشم فوتبال ملی ایران خواهد رفت!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: