در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سینمای اعتیاد اکنون با گسترش و تنوعی که در مواد مخدر ایجاد شده امکان بیشتری برای پردازش سینمایی پیدا کرده است به این معنی که متناسب با ویژگیها و خصلتهایی که در هر یک از این مواد وجود دارد و نوع شخصیتهایی که از آنها استفاده میکنند انواع ژانرهای سینمایی ساخته میشود مثلا همین اکس یا قرصهای روانگردان به دلیل خاصیتهای مخدری که دارند و توهم و وحشتی که در ذات آن نهفته است بهانهای به دست فیلمساز میدهد تا در ژانر دلهره و وحشت داستانپردازی کند؛ امکانی که مثلا در مواد مخدری مثل تریاک کمتر وجود دارد. فیلمهای اعتیاد غالبا در بستر داستانهای ملودرام و تراژدی ساخته میشود که متناسب با خاصیت ماهوی نوع مواد شکل میگیرد. آرش معیریان بنا به گفته خودش قصد داشته است تا متناسب با توهم زا بودن و دلهره و وحشتی که در مصرف قرصهای روانگردان وجود دارد ساختار فیلم خود را ساماندهی کند لذا محتوی داستانش را به محتوی این مواد پیوند میزند. در واقع او محتوی را به صورت فرم بازنمایی میکند تا بتواند تجربه مصرف مواد روانگردان را به واسطه همذاتپنداری مخاطب یا هم تجربه شدن وی با قهرمان اصلی داستان فراهم سازد و از این راه پیام هشداردهنده خود را به آنها انتقال دهد. گرچه برای این منظور از نریشن سوم شخص در ابتدا و انتهای فیلم استفاده میکند. آنچه که بیش از هر چیز در احضارشدگان نمود مییابد و برجسته میشود فرم و ساختار روایی فیلم است تا مضمون آن. به عبارت بهتر محتوی همان فرم است؛ چرا که کارگردان خواسته است با صورتبندی روایی فیلم به لایههای درونی شخصیت محوری قصه تجسم عینی بخشد و نه صرفا با فرد معتادی روبهرو شود که در یک موقعیت دراماتیک قرار گرفته است بلکه با خود اعتیاد و کیفیت مواد مخدر مواجه شده و دستکم به لحاظ مجازی آنها را تجربه کند. در واقع احضارشدگان میخواهد فیلمی درباره اعتیاد باشد نه شخص معتاد. گویی خود مواد دارای یک خاصیت دراماتیکی است که میتواند بدون نیاز به قصهپردازی و داستانسرایی به تصویر کشیده شود و قابلیت سینمایی شدن داشته باشد. بر همین اساس است که احضارشدگان دارای قصه خاصی نیست که تازگی داشته باشد دعوای دو برادر بر سر ارث پدر و اختلافات میان آنها در فیلمهای بسیاری تکرار شده که فراز و نشیبهای قصه را صورتبندی میکند اما کارگردان با محورقرار دادن توهم و دلهره ناشی از مصرف قرصهای اکس قصد دارد به این سوژه رنگ و بوی تازهای ببخشد و آن را برای مخاطب جذاب سازد اما آنچه که در عمل اتفاق میافتد نه بازنمایی و تجسم توهم و دلهره و فضای وحشتناک ذهنی ناشی از مصرف این قرص هاست که نه چندان دلهرهآمیز و وحشتناک است و نه خیلی توهمات قهرمان فیلم را برای مخاطب ملموس میسازد. اتفاقا این خود فرم است که در فضای مبهم قرار میگیرد و به خستگی ذهنی مخاطب منجر میشود.
توهمی که در عماد به وجود میآید این امکان را به کارگردان میدهد تا از این موقعیت در جهت بازی ذهنی با مخاطب استفاده کند و به قول معروف جلوتر از مخاطب حرکت کند به این معنی که در هر پلان یا سکانسی حدس تماشاگر را بههم بریزد و برای منطق این تمهید ساختاری، توهمزایی قرصها را بهانه کند. این شیوه گرچه در ابتدا تا حدی ذهنیت مخاطب را میشکست و غیرمنتظره به نظر میرسید، اما پس از کمی تکرار دست آن برای مخاطب رو شده بود که این صحنهها ممکن است واقعی نباشد. بخش عمده فیلم به لحاظ ساختاری بازی کردن با همین وضعیت دوگانه است یعنی حرکت کردن بین واقعیت و توهم و چیزی شبیه به یک خواب. در عالم رویا و خواب هر اتفاق غیرمنطقی برای شخص عجیب به نظر نمیرسد و منطق واقعیت را خدشهدار نمیکند چرا که در ساحت هوشیاری فرد رخ نمیدهد. این وضعیت برای مخاطب شبیهسازی یک کابوس است. وقتی فردی که از کابوس دیدن در تلاطم و ترس است از خواب بیدار میشود احساس رضایت و سبکی میکند و به اصطلاح خیالش راحت میشود که همه چیز خواب بوده است این تجربه روانی دقیقا همان چیزی است که معیریان قصد داشت در مخاطب ایجاد شود تا بدون اینکه شعار دهد یا بیانیه صادر کند و پند و اندرز دهد نسبت به خطرات مصرف قرصهای روانگردان آگاهی یافته و متذکر شود. اما فیلم خیلی روی قرصهای روانگردان تاکید نمیکند و کاراکتر عماد را نسبت به اعتیاد به این قرصها باورپذیر نمیسازد. حتی ما در فیلم برای یک بار هم که شده میهمانیهای اکسپارتی عماد را نمیبینیم لذا توهمات وی را میتوان به هر علت روانی دیگر هم نسبت داد. در روانپریشی هم مرز بین واقعیت و خیال قابل تشخیص نیست و چه بسا همین تصورات و توهمات نیز تجربه شود. احضارشدگان با ترسیم روابط مخدوش و مبهم عماد، ژیلا، امید و افسون و روایت قصه خود براساس این موقعیت توهمی و پر از سوءظن که منجر به قتل آنها توسط عماد میشود بار اصلی قصه خود را شکل میدهد و در نهایت به واسطه ابهامزدایی از داستان و بازگشت فیلم به ابتدای خود مخاطب را با واقعیت اصلی روبهرو میسازد تا آثار سوءمصرف این مواد را به تصویر کشیده باشد. معیریان شکل روایی خود را دایره وار در نظر گرفته و برای ترسیم درونی این قرصها از تکنیکهای نورپردازی و موسیقی هم استفاده میکند که چندان به خلق فضاهای دلهرهآور و ترسناک نمیانجامد.
ازیک سو احضارشدگان مدعی است که دلهره و وحشت فیلم برساخته ذات سوژه و مضمون قصه است از سوی دیگر از تکنیکهای بیرونی برای خلق فضای دلهرهآور استفاده میکند که البته هیچکدام نمیتواند بازتابی دقیق از دلهرههای درونی و فضای روانی عماد را نمایش دهد.
در احضارشدگان مخاطب با دو روایت انتزاعی و عینی مواجه میشود که همزمان و به توالی هم بازگو شده و این فرآیند تا پایان قصه ادامه مییابد تا مخاطب در تناقض آن دچار توهم شود و به قول کارگردان آثار و نتایج استفاده از قرصهای روانگردان را بدون مصرف آنها تجربه کند. اما این در هم تنیدگی واقعیت و خیال انسجام ساختاری و روایی فیلم را مخدوش میسازد و حوصله مخاطب را سر میبرد. این تضادها در شخصیتپردازی کاراکترهای فیلم هم تاثیر میگذارد و نوعی آشفتگی و شلختگی در آن دیده میشود. به نظر میرسد با توجه به اعتقاد کارگردان به جذب مخاطبان عامه پسند و رونق گیشه انتخاب بازیگران صورت گرفته است و این گزینش خیلی مبتنی بر متن نبوده است. با این حال بعید به نظر میرسد احضارشدگان مثل کما بتواند بفروشد و نظر مخاطبان را جذب کند.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: