نقش‌های ماندگار

«ویل دارمر» در «بی خوابی»1

شخصیت‌های فیلم‌های خوب، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و اگر در فیلمنامه به اقتضای داستان، زندگی شان خاتمه یابد، در دنیای اذهان، نامیرا و ابدی‌اند. نقش‌های ماندگاری که به «تاریخ» می‌پیوندند: تاریخ حیات بشر.
کد خبر: ۲۲۶۳۹۳

در حرفه کارآگاهی آنقدر مشهور و خوش سابقه است که کارآگاه جوان، «الی» در آن طرف کره زمین، مرکز ماهیگیری جهان، نایت میوت، همه پرونده‌های او را دنبال کرده و حتی می‌داند کی، کجا و توسط چه کسی گردن دارمر زخمی شده است. الی خوب می‌داند دارمر پرونده‌های جنایی بزرگی را در عرض 72 ساعت حل کرده است. با این اوصاف تعجبی ندارد اگر حفظ این سابقه خوب و شهرت عالمگیر  از همه چیز برایش مهم‌تر باشد و بشود تنها نقطه ضعف مهم شخصیت او. دارمر (در خصوص ریسک پخش خبر تلاش پلیس برای پیدا کردن کوله مقتول:) نمی‌خوام این اشتباه باعث اخراجم بشه و همه پرونده‌های درخشانم لکه دار بشه. (و در جواب همکارش که می‌گوید: شهرت تو چه اهمیتی داره؟ [با عصبانیت و فریاد:] به تو ربطی نداره.

 الی از این طرف دنیا خودش را شاگرد دارمر می‌داند و حالا که افتخار همکاری با او در یک پرونده را پیدا کرده در پوست خود نمی‌گنجد. جا به جا هم از گفته‌های دارمر یادداشت برمی دارد. بخصوص این جمله دارمر را خوب یادش مانده که: «یه پلیس خوب نمی‌تونه بخوابه چون قسمتی از معمای جنایی براش حل نشده و یه پلیس بد نمی‌تونه بخوابه، چون وجدانش نمی‌ذاره.» دارمر بخواهد یا نخواهد معلم خوبی برای الی بوده است. آن قدر خوب که حالا می‌بایست در حضور او بتواند ثابت کند این‌ها فقط حرف‌های قشنگ نیستند و قبل از هرکسی خود دارمر به آن‌ها عمل می‌کند. بنا به آنچه دارمر خودش گفته اگر قرار باشد درباره او قضاوت کنیم باید بگوییم پلیس بدی است اما اینطور نیست. تقابل شخصیت والتر فینچ نویسنده قاتل و ویل دارمر کارآگاه قاتل که هر دو حکم معلم و آموزگار دو دختر جوان را داشته‌اند برای همین است که به ما ثابت شود آن کسی که در پایان به دانسته هایش عمل می‌کند فقط ویل است. کسی که به جای توجیه عمل ناشایست خود چنانچه فینچ چنین می‌کند- خود را حتی بیشتر از آنچه باید مقصر می‌داند و دست آخر هم از بزرگترین تعلق دنیایی خودش که شهرت و اعتبارش است دست می‌شوید و از الی می‌خواهد دروغ نگوید و راهش را گم نکند. دارمر تازه پس از رهایی از این وابستگی شوم است که می‌تواند آسوده چشمهایش را ببیندد و به خوابی عمیق و ابدی فرو‌رود.

 دارمر همانطور که خودش می‌گوید پلیس خوبی است. مهم نیست آنچه رخ داده این باور را در ذهنش بوجود آورده باشد که در واقع پلیس بدی است و فقط حرف‌های خوب می‌زند. او ذاتاً کارآگاه خوبی است. اگر خوب نبود آن اولین انحراف از راه درست که اتفاقاً در راستای عدالتخواهی بوده نه خودخواهی این همه فکر و ذهنش را به خود مشغول نمی‌داشت طوری که آخرش هم تاب نیاورد و ماجرا را برای زن صاحب هتل بازگو کند و او را به داوری و قضاوت در این باره دعوت کند. اگر خوب نبود برای جلوگیری از گناهکار خوانده شدن راندی بی گناه همه تلاشش را به کار نمی‌گرفت و شهرت و اعتبارش را که از همه چیز برایش مهم‌تر بود فدای دفاع از حق و حقیقت نمی‌کرد. دارمر جانش را فدای باورهایش می‌کند. او پلیس خوبی است و این مهم‌ترین و اصلی‌ترین ویژگی شخصیتی اوست.


1 - محصول آمریکا 2002؛ کارگردان: کریستوفر نولان؛ بازیگران: آل پاچینو، رابین ویلیامز

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها