البته شاید در یک نگاه، سیستم و ساختار دولتی فوتبال ایران، این امر را ساده و قابل دسترس جلوه دهد، اما موضوع کهنه ورزش ایران که نه، بلکه بسیاری از مسائل جاری کشور، در عدم ثبات و رویه مدیریتی است، یعنی متولی اصلی ورزش بودن صرفا یک عنوان برای محمد علیآبادی است و تصمیمگیرندههای زیادی در ورزش و به دنبال آن فوتبال، خارج از شمول سازمان ورزش عمل میکنند تا برای همین نیز سرنخ ماجرا در جاهای متعدد دیگری باشد. با این حال در مواردی نیز دیدگاههای رئیس ورزش تمام و کمال در تار و پود ورزش ساری و جاری نشده است. مثل اینکه در حال حاضر بیش از 2 سالی از درخواست وی برای ساماندهی قرارداد بازیکنان و مربیان فوتبال و قانونمندی آن سپری میشود و تاکنون قدمی در این جهت از سوی فدراسیون برداشته نشده است. برای همین نیز هست که هنوز قراردادها در فوتبال ایران شفاف و قابل استناد نیست تا پولهای هنگفتی در عرصه قراردادهای باشگاهی بالا و پایین شود و کسی نیز از آنها مطلع نشود. اگر هم بعضا اخباری به بیرون درز کند، جملگی بر اساس حدس و گمان هستند تا بر این مبنا نیز علیآبادی با کمی ریز شدن در مساله و در شرایطی که تا سال قبل، از هزینه بیش از 100میلیارد تومانی فوتبال باشگاهی صحبت میکرد، امسال این رقم را بیش از 200 میلیارد اعلام کند. همه اینها در شرایطی است که عدالت در فوتبال باشگاهی ما نیز اصلا رعایت نمیشود تا در شرایطی که همه هزینهها نیز از جیب دولت است، تعدادی از تیمها از فرط پولداری، مدام به دنبال بهانهای برای هزینه کردن باشند مثل اینکه در عرض دو، سه ماه چند مربی عوض کنند و کلی پول را یکجا دور بریزند و تعدادی نیز از نداری آه ندارند که با آن سودا کنند!
باز در چنین شرایطی است که محمد علیآبادی خواستار نابودی ویروسهای موجود در فوتبال کشور میشود تا بلکه مجراهای تنفسی این فوتبال باز شود و دم و بازدم آن طبیعی صورت گیرد؛ فوتبالی که اگر این موانع را از جلوی پایش برداریم، با این همه پتانسیل و استعداد خواهد توانست جایگاههای بهتری را برای خود در فوتبال آسیا و جهان به دست آورد. تنها باید وحدت رویهای در برخورد و مبارزه با جریانهای مسموم فوتبال ایران حاکم باشد تا بلکه پول فوتبال جملگی خرج این رشته و بالندگی آن شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم