تعزیه برای پژوهش
شایان ربیعی در «حاشیه، در متن» به گرامیداشت هفته پژوهش در دانشگاه علامه پرداخته و نوشته است: در میزگردی که تحت عنوان نشست تخصصی بررسی موانع تحقیق در حوزه علوم اجتماعی برگزار شد، دکتر زاهدیاصل، عضو هیات علمی دانشگاه، در فرصت کوتاه 5 دقیقهای خود، به انتقاد از برنامهها و سیاستهای مربوط به حوزه پژوهش پرداخت .او علاوه بر مورد فوق به وقت کوتاه خود اشاره کرد و گفت: آیا در یک نشست تخصصی! یک استاد میتواند طی 5 دقیقه چیزی بگوید که شایسته نام میزگرد باشد؟ دکتر زاهدی از اینگونه مراسم که هر ساله به بهانه گرامیداشت هفته پژوهش برگزار میشوند به عنوان تعزیه نام برد.
انسان دیندار و غیبت
نویسنده وبلاگ «تمنای وصال» با پیش کشیدن این سوال که اگر اوضاع جهان و افکار و عقاید و اخلاق تودههای مردم، در دوره غیبت امام(عج) اغلب روبه انحطاط خواهد بود، پس چه باید کرد؟ مینویسد: آن دسته از روایات که از سختیها و نابسامانیهای دوران غیبت سخن به میان میآورند، با هدف ایجاد انگیزه بیشتر برای پایبندی به احکام و هشدار نسبت به حل نشدن وقایع، این کار را انجام میدهند.
وی میافزاید: امام صادق(ع) میفرماید: پیامبر(ص) فرمودند: یا علی! بزرگترین مردمان در ایمان و یقین کسانی هستند که در آخرالزمان زندگی میکنند، آنها پیامبرشان را ندیدهاند و امامشان در غیبت به سر میبرد، با این همه، آنان از روی علوم و معارف و کتابهایی که در اختیار دارند، ایمان آورده و در ایمان خود پایداری میورزند، بنابراین یکی از راههای مهم در امان ماندن از فتنههای آخرالزمان، عمل به وظایف دینی و وظایف و مسوولیتهای مربوط به دوران غیبت است.
ولی نی موسوی وارش قشنگ است
عطانویدی در «همنوا با سوز نی» کنسرت محمد موسوی را در برنامه کنسرتهای امسال یک اتفاق دانسته و نوشته است: اجرای شب سوم کنسرت موسوی در حالی صورت گرفت که در همان ساعت، چند پله بالاتر، کنسرت پاپ «محسن یگانه» در حال اجرا بود؛ در حالی که نیمی از مخاطبان حاضر در سالن را جوانان تشکیل میدادند. این برنامه بار دیگر این نکته را یادآوری کرد که هنوز تکنوازی صحیح ساز ایرانی مخاطبان خود را داراست.
شعر جوان و جشنوارهها
عباس کیقبادی در «چلهنشین» مینویسد: برای این روزهای شعر، اگر نگویم متاسفم میگویم نگرانم و همین نگرانی مرا برانگیخته تا بنویسم.وی ادامه میدهد: دغدغه من آن است که عدهای از روی آگاهی و تعمد دارند تیشه به ریشه شعر امروز این مرز و بوم میزنند و گواه این مدعا آن است که تنها با نگاهی به اشعار برگزیده در جشنوارهها میتوان فهمید اینان چه نوع شعری را ترویج میدهند؛ از نظر زبان که مهمترین ابزار شاعری است، سست و از نظر محتوی پوچ و بیمعنا و ای کاش پوچ و بیمعنا که گاه مبتذل و غیراخلاقی! در چنین اوضاعی اگر شعر جوانان اصفهان کنار گذاشته میشود و مورد بیمهری داوران جشنوارهها قرار میگیرند جای بسی مسرت است چراکه این نشان میدهد شعر اصفهان هنوز در مسیر صلاح قدم میزند.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم