سرنخ گمشده من نیستم

«من و کارولاین نقاط مشترک زیادی با هم داشتیم همین نقاط مشترک بود که سبب می‌شد رابطه ما عمیق‌‌تر و با احساس‌تر باشد. اطرافیان همه تصور می‌کردند اختلاف سنی‌ای که میان من و او وجود دارد می‌تواند نقطهای برای آغاز مشکلات باشد، اما واقعیت این‌طور نبود. ما با وجود رفتارهای شبیه به هم و علایق مشترکی که داشتیم توانسته بودیم یک رابطه مثال زدنی را برای خود ایجاد کنیم که مورد حسرت همگان بود. او دختری بسیار باهوش بود که مطمئن هستم می‌توانست آینده بسیار درخشانی داشته باشد. مشکلات در هر رابطهای هست و نمی‌توان وجود یک درگیری یا حتی کدورت در یک رابطه را دلیل بر خوب یا بد بودن مسلم آن دانست. من از این‌که کارولاین را از دست دادم هنوز هم حسرت می‌خورم. مرگ ناگهانی او نه‌تنها برای خانواده‌اش شوک بسیار بزرگی بود بلکه برای من هم یک اتفاق باور نکردنی و یک نقطه عطف در زندگی بود. مرگ او در 24 سالگی و در حالی که در اوج شکوفایی زندگی‌اش ایستاده بود غیرقابل تصور بود. او می‌توانست هنوز هم زنده باشد. هنوز هم در میان ما باشد، از زندگی‌اش لذت ببرد؛ اما مرگ او همه چیز را تغییر داد. مرگ کارولاین برای همیشه زندگی مرا متحول کرد.»
کد خبر: ۲۲۵۷۰۰

آقای« گوردون وود» اکنون 45 سال سن دارد. او از بیش از 12 سال قبل و پس از مرگ مشکوک نامزدش خانم «کارولاین بیرن» 24 ساله به عنوان مظنون و مشکوک به  قتل تحت نظر پلیس است. آقای وود تاکنون بارها و بارها مورد بازجویی قرار گرفته است تا شاید پرونده مشکوک مرگ ناگهانی خانم بیرن تکمیل شده و بسته شود، اما وجود نقص‌هایی در این پرونده هنوز نتوانسته است این مرد را که در دادگاه نیز از خود دفاع کرده است مقصر یا حتی بی‌نقش بداند. هنوز هم مشخص نیست که آیا آقای وود در مرگ نامزد جوانش دست داشته و یا آن‌طور که خودش ادعا می‌کند خانم بیرن قربانی لحظاتی احساساتی شدن شده و دست به خودکشی مرگبار زده است: «ما رابطه خوبی داشتیم و من از آن لذت می‌بردم. همه می‌دانستند که ما تا چه اندازه یکدیگر را دوست داریم و اصلا نیازی به توضیح دادن در مورد آن نیست.

کارولاین دوست داشت بازیگر شود و بااستعدادی که در او بود این کار خیلی دور از ذهن هم نبود. می‌دانستم توانایی آن را دارد و جزو تنها کسانی بودم که او را به این کار تشویق می‌کردم. حتی خانواده کارولاین با کارهای هنری که او انجام می‌داد مخالفت می‌کردند اما من به عنوان یک پشتیبان برای او همواره در کنارش بودم. او در تست‌های زیاد بازیگری شرکت کرده بود و چند نقشی هم که ایفا کرد من مشوق او بودم.

مشکلاتی که به عنوان زوج در میان ما وجود داشت همان مسائل پیش و پا افتادهای بود که برای هر کسی هم ممکن است پیش بیاید. خواهر کارولاین در  پرونده مرگ او عنوان کرده است از آنجایی که من بیش از اندازه به خواهرش دقت می‌کردهام و از او نگهداری می‌کردهام ممکن است سبب مرگ او باشم. من نمی‌دانم که این چطور استدلالی است که اهمیت دادن من به نامزدم که تا زمان ازدواجمان تنها 6 ماه باقی مانده بود می‌تواند دلیل بر قاتل بودن من باشد. او عنوان کرده است که من رفتاری بسیار کنترل کننده داشته‌ام و به کارولاین اجازه زندگی کردن مستقل را نمی‌داده‌ام و این موضوع همیشه نامزد سابقم را مورد فشار قرار می‌داده است در صورتی که هرگز این‌طور نبود. ما درمورد زندگیای که در استرالیا داشتیم کاملا با هم توافق کرده بودیم و هیچ موضوعی وجود نداشت که بدون راه حل و توجه خاص باشد. من به خاطر علاقه‌ای که قلبا به او داشتم از او مراقبت می‌کردم و اطرافیانش به جای خوشحال بودن از این مراقبت از آن سوء تعبیر کرده‌اند. مرگ کارولاین برای من ضربه بزرگی بود به خصوص که مرگش خودکشی نام برده شد. هنوز هم با خودم فکر می‌کنم که کدام نقطه این زندگی مشترک بین ما ایراد داشت که سبب شد او دست به چنین کار هولناکی بزند. اصلا او که در اوج موفقیت بود و پله‌های ترقی را به سرعت بالا می‌رفت چرا باید دست به چنین کاری می‌زد چرا باید جانش را می‌گرفت. مگر چه اتفاق تیره و تاریکی در زندگیش افتاده بود که من از آن خبر نداشتم و برای خلاصی از آن باید جان خودش را می‌گرفت؟ برای من هم مرگ او علامت سوال بزرگی است که هنوز هم حل نشده است. کشیده شدن من به پرونده مرگ او که برخی کارشناسان آن را خودکشی و برخی دیگر آن را قتل عمد خوانده‌اند بدترین نقطه این ماجرای تلخ است زیرا که می‌دانم حتی خود کارولاین نیز از این که من به عنوان متهم در این پرونده شناخته شوم، راضی نیست. سال‌های سال است که با گذشت از مرگ او هنوز هم من به عنوان مظنون شناخته شده‌ام و باید هر سفری که می‌روم پلیس را در جریان کامل قرار دهم. باید همیشه در دسترس باشم و هر لحظه که ماموران اراده کردند حاضر باشم تا به سوالات تکراری آنها پاسخ دهم. دادگاه هم هنوز نتوانسته است برای این پرونده کور راه‌حل درستی را پیدا کند.

برخی از افرادی که در مورد مرگ کارولاین نظر داده‌اند عنوان می‌کنند که او خودکشی نکرده بلکه به قتل رسیده است. اگر هم به قتل رسیده باشد من هم یکی از افرادی هستم که از صمیم قلب دلم می‌خواهد قاتل او شناسایی و مجازات شود. اما خودم می‌دانم که من در مرگ غم‌انگیز او هیچ نقشی را ایفا نکرده‌ام و تنها سال‌های سال است که با این کابوس زندگی می‌کنم. کابوسی که انگار پایانی برای آن وجود ندارد.» طبق آنچه در پرونده مرگ این دختر جوان درج شده است او با پرتاب شدن در دره‌ای به عمق 30 متر در شرق سیدنی جان خود را از دست داده است. از آنجایی که در این منطقه خودکشی‌های بسیاری در طول زمان رخ داده است برخی از کارشناسان و ازجمله وکیل آقای وود معتقد است که خانم بیرن نیز دست به همین کار زده است. از سوی دیگر تحقیقات بیشتر روی محلی که جسد خانم بیرن افتاده بود نشان داده است که از لحاظ جهت و زاویه برخورد او با سنگ‌ها و در نهایت افتادن او در عمق 30 متری دره هیچ راهی وجود ندارد که او خودش دست به خودکشی زده باشد و همه شواهد حاکی از آن است که فردی قدرتمند با تمام قوا او را در یک لحظه به پایین پرتاب کرده است.
وجود چند شاهد که عنوان می‌کنند در تاریکی شب و در ساعاتی که خانم بیرن‌ به قتل رسیده است مردی را با قد و جثه آقای وود دیده‌اند سبب شده است که وی بعد از سال‌های سال هنوز هم به عنوان اصلی‌ترین مظنون این پرونده شناخته شود؛ پرونده‌ای که خانواده مقتول آرزو دارند یک روز نتیجه آن مشخص شود: «من هم آرزو دارم اگر قتلی رخ داده است قاتل آن پیدا شود اما باز هم می‌گویم که سرنخ گمشده من نیستم.»

 

 


 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها