بعدازسلا‌م

جدال حافظه و فراموشی

همیشه فراموش کردن بد نیست، گاهی اوقات آدم باید فراموش کند، باید یادش برود وگرنه زندگی کردن سخت می‌شود، آنقدر سخت که دیگر نمی‌توانی ادامه‌اش بدهی. فراموشی را خیلی‌ها تقبیح کرده‌اند، خیلی‌ها از فراموشی نالیده‌اند و بر علیه آن حرف زده‌اند، در شعر ما هم معشوق فراموش‌کار بار‌ها نکوهش شده است و از او گلایه‌ها شده است، اما با این همه اگر فراموشی نبود، دنیا چیزی کم داشت، اصلا خیلی کم داشت، وگرنه چطوری می‌شد زندگی کرد، بعد از هر اتفاق تلخی که رخ می‌داد.
کد خبر: ۲۲۵۴۱۹

نوع عزاداری یک خانواده که تازه عزیزی را از دست داده به یاد بیاورید، حالا مجسم کنید که این عزاداری بخواهد همان‌طور ادامه پیدا کند، تا ابد داغ آن مرحوم مغفور برای خانواده و بستگانش تازه بماند، آن وقت چطور می‌شود زنده ماند و زندگی کرد.

هر آدمی در طول زمان زندگی‌اش از دست‌دادن‌های بسیاری را تجربه می‌‌کند، فامیل، دوست آشنا و... خیلی‌ها می‌میرند و می‌روند سرای باقی، خیلی‌ها کاشانه و شهر و دیار را ترک می‌کنند و روی کره خاکی از این شهر به شهری دیگر  یا از این کشور به کشوری دیگر می‌روند. حالا اگر فراموشی این وسط سر و کله‌اش پیدا نمی‌شد و کار‌ها را راحت نمی‌کرد، آدم‌ها چطور می‌توانستند زندگی کنند، چه در غربت و چه...

اصلا همه اینها را فکر کنید و بیایید به چیز‌های بهتری فکر کنیم، مثلا به یک بازی فوتبال، هرکسی طرفدار یک تیم فوتبال است، گاهی اوقات چه باخت‌ها و چه برد‌ها حسابی آدم را تحریک می‌کنند و اعصاب آدم را به هم می‌ریزند، خیلی‌ها هستند که جزو طرفداران آتشی تیم‌ها به حساب می‌آیند و به همین خاطر تا دلتان بخواهد روی یک تیم تعصب دارند. حالا فکر کنید تیم محبوب شما در یک بازی 6 تا گل از حریف همیشگی‌اش بخورد، اگر فراموشی به سراغ آدم نیاید و ته ذهنش ته مانده‌های این اتفاق را نجود و از بین نبرد، چه چیز دیگری می‌تواند آدم را از شر این واقعیت لعنتی نجات دهد.

اصلا جدال فراموشی با حافظه زیباست، این که فراموشی خیلی چیز‌ها را از حافظه آدم پاک می‌کند، خیلی از اتفاقات، خیلی از لحظات و خیلی از دیده‌ها و شنیده‌ها را. فراموشی با حافظه مدام می‌جنگد تا عالم واقعیت و اتفاقاتش آنطور که دلمان می‌خواهد (یا فراموشی اجازه می‌دهد) توی ذهنمان ثبت و ضبط شود.

اصلا انگار فراموشی بدون این که بفهمیم کی و کجا؟ خانه تکانی حافظه را شروع می‌کند و هرچیزی را دلش بخواهد با خودش می‌برد و هرچیزی را که نخواهد باقی می‌گذارد تا آدم به یادش باشد. بعضی وقت‌ها البته پیش آمده که آدم در یک مقطعی دلش بخواهد چیزی را کسی را فراموش کند و نتواند، اما چند سال بعد یکهو به خودش می‌آید و می‌بیند که چقدر از آن روز واقعه و آدم فاصله گرفته گرد فراموشی چه غلیظ روی آن نشسته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها