در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در روزگاری که زندگی بر پایه کشاورزی و چوپانی بر مردمان میگذشت و هنوز آثاری از ابزار زمانسنج مانند؛ ساعت، تقویم و نبود، همراه و یاور همیشگی آنان در محاسبه زمان، آسمان صادق با ماه و خورشید و ستارههایش بود. آنها با تمامی عناصر طبیعی خو گرفته و کارها و فعالیتهایشان را بر پایه آن تنظیم میکردند. برای این جامعه، خورشید، مقدس و دوست داشتنیٌ و گرما و روشناییاش مایه حیات و رزق و روزی بود تا بدانجا که روز، روشنایی و تابش خورشید را از مظاهر نیک و ایزدی و شب، تاریکی و سرما را از اعمال اهریمن میپنداشتند.
آنان در پی کوتاه و بلند شدن شب و روز و نوسان روشنایی و تاریکی، کمکم به این اعتقاد رسیدند که همواره نور و روشنی با ظلمت و تاریکی در نبرد و کشمکش هستند، تا آنکه خورشید و روشنایی (نیروهای ایزدی) بعد از یک شب طولانی در شب اول زمستان (شامگاه سیام آذر و بامداد یکم دی)، پس از کشمکشهای بسیار، پیروزیاش را بر تاریکی و ظلمت شبهای زمستان (اهریمن) اعلام میدارد و با رهایی از چنگال تاریکی، مجددا متولد میشود.
از این رو، این شب را با شب زایش خورشید (مِهر) مصادف دانسته و یلدا ( واژهای سریانی به معنی تولد و زایش) نامیدند و به یمن این پیروزی، همواره آن را گرامی و فرخنده دانسته و میلاد دوباره خورشید را جشن گرفتند. تا به امروز که به عنوان یکی از فراگیرترین و محبوبترین جشنها، در میان ایرانیان برگزار میشود.
شب میلاد عشق
افسانهای که بر طبق آن ماه دلداده و عاشق مِهر (خورشید) است. ولی هر دو سر به کار خود دارند. چراکه زمان کار ماه، شب است و مهر، روزها برمیآید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و او را ملاقات کند اما همیشه در خواب میماند و روز فرا میرسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری میاندیشد و ستارهای را که همیشه کنارش است، به یاری میخواند.
و عاقبت نیمهشبی، ستاره، ماه را به موقع بیدار میکند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او میدهد. ماه به استقبالش میرود و راز دل میگوید و مهر را از رفتن باز میدارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش کرده و عاشقی پیشه میکنند و مهر دیر بر میآید و شب، زمان طولانیتر بر آسمان و زمین باقی میماند و آن را یلدا مینامند.
از آن زمان، هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر میرسند و در پی این دیدار، یک شب طولانی و تاریک به نام یلدا فراگیر میشود.
اصالتهای یلدا
اگرچه به نظر میرسد امروزه این جشن به اصالت گذشته برگزار نمیشود، ولی هنوز برخی از آداب و رسوم این رسم شادیبخش و مفرح، با وجود تاثیرات زندگی شهرنشینی و ماشینی! همچنان اجرا میشود و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی خاصی را همچون ایجاد شادی و تفریح سالم، هویتبخشی، پیوند بین نسل جدید با نسل قدیم، تقویت روحیه جمع گرایی در مقابل فردگرایی، همبستگی و وفاق در سطح خانواده، خویشاوندی و همچنین ملی ایفا میکند. به طوری که میتوان ادعا کرد یلدا یکی از دستنخوردهترین آئینهای ایرانی است که نه به مانند «مهرگان» و «دیگان» به فراموشی سپرده شده و نه به مانند چهارشنبه سوری آنقدر رنگ و بوی شهری و غریب به خود گرفته که دیگر نتوان نام آئین باستانی بر آن گذاشت. بلکه ضمن حفظ مولفهها و هویت اصلی، به وسعت خرده فرهنگها، اقوام مختلف و مناطق گسترده ایران، به تنوع برگزار میشود و به مانند تمامی پدیدههای فرهنگی، در عین اشاعه و انتقال مداوم، ضمن حفظ هسته و عناصر اصلی، همواره با کاستیها، افزودنها و شکلگیریهای جدید همراه است و هر قوم ایرانی، این مراسم را با ویژگی و ابتکارات اقلیمی، اقتصادی و فرهنگی خاص خود، برگزار میکند تا آنجا که دامنه وسیعی از آداب و رسوم، بدون آنکه از بیرون دستوری برای برگزاری آن صادر شود، خودجوش و با طیب خاطر به گونهای وسیع برگزار میشود.
آمنه حسنزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: