در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از مقامات پیشین ارتش سرخ میگوید شبهنظامیان افغان توانسته بودند سلطه خود بر مناطق روستایی را بسط داده و از این طریق نیروهای ارتش سرخ را تحت فشار قرار دهند و امروز هم طالبان حضوری مداوم در 72 درصد از خاک افغانستان دارند.
اگرچه تفاوتهایی هم بین دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ و امروز وجود دارد با این حال با وجود گذشت نزدیک به 2 دهه بسیاری از مشکلات مشابه هستند.
نیروهای آمریکایی و ناتو نهتنها کنترل مناطق روستایی را در دست ندارند که قادر به نفوذ به پناهگاههای طالبان در خاک پاکستان هم نیستند و بدتر این که با بالا رفتن آمار تلفات غیرنظامیها در افغانستان با افزایش نارضایتی افغانها مواجه شدهاند.
آمریکاییها برای پیروزی باید بتوانند بر مشکلاتی که عامل شکست ارتش سرخ بود، فایق آیند. دیوید ایزبی، نویسنده کتاب «جنگ در سرزمین دور» میگوید: اهمیتی ندارد شما در کابل یا مراکز استانی چه میکنید. او میافزاید: مشکل اینجا بود که روسها قادر نبودند مناطق کلیدی را تحت کنترل خود درآورند.
این دقیقا همان چیزی است که در حال اتفاق افتادن در افغانستان است. براساس گزارش هشتم دسامبر شورای بینالمللی امنیت و توسعه (ICOS) الگوی حملات علیه نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان موید این واقعیت است که شبهنظامیان توانمندیهای عملیاتی خود را در ولایتهای جنوبی و شرقی افغانستان که معادل سه چهارم خاک این کشور است به نحوه چشمگیری افزایش دادهاند.
ارتش ایالاتمتحده درستی این گزارش را زیر سوال برده و ادعا دارد توانمندیها و حیطه نفوذ شبهنظامیان در آن بزرگنمایی شده اما افغانها به این واقعیت اذعان دارند که نیروهای ائتلاف به سختی قادر به حفظ کنترل مناطقی هستند که تنها چند کیلومتر تا مراکز استانی فاصله دارند.
محمد یوسنی، رانندهای افغان میگوید: ازحواشی کابل تا مرز ایران در همه جا درگیری وجود دارد. او در حالی که با تانکر خود در بزرگراه منتهی به کابل به انتظار نشسته تا ساعت 9 شب فرا برسد و مجوز ورود به شهر را دریافت کند، میافزاید: طی یکسال گذشته ناآرامیها به نقطه اوج خود رسیده است.
در گزارش ICOS تصریح شده از چهار بزرگراهی که به کابل ختم میشود سه بزرگراه به طور مداوم به دلیل حملات طالبان مسدود میشود.
لری گارسن، استاد دانشکده جنگ ارتش ایالاتمتحده در کارلسلی ایالت پاسادنا میگوید: اصلا عجیب نیست که نیروهای ائتلاف در قالب استراتژی جدید خود سعی دارد شهرها و روستاهای پرجمعیت را تحت کنترل خود درآورد اگرچه این عملکرد یادآور اقدامات ارتش سرخ در افغانستان است.
او با اشاره به دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ میافزاید: هنوز اواسط دهه 1980 میلادی از راه نرسیده بود که ارتش سرخ بر بسط کنترل خود بر شهرها و تامین این شبکه راهها متمرکز شده بود.
جدیترین تهدید علیه کاروانهای حاصل مایحتاج نیروهای آمریکایی در افغانستان نه در این کشور که در پاکستان، جایی که به ادعای آمریکاییها به بهشت امن طالبان تبدیل شده، سر برآورده است. این در واقع احیای تاکتیکهایی است که مجاهدین افغان در دهه 1980 میلادی علیه نیروهای ارتش سرخ به کار میبستند.
راز بقا
آنچنان که لستر گرائو، از محققان دفتر تحقیقات ارتش آمریکا در فورت لیونفورث در گزارش بررسیهای خود پیرامون جنگ افغانستان که در سال 1995 میلادی منتشر شد، تصریح کرده بود بقای ارتش سرخ در افغانستان منوط به حفظ توانمندیاش در تامین نیازهای پایه سربازان بود.
در نقطه مقابل شورشیان افغان یاد گرفته بودند چطور به کاروانهای حامل مایحتاج سربازان روس شبیخون بزنند و امنیت مسیرهای ارتباطی را مختل کنند. روند نوظهور حمله به کاروانهای ناتو در پاکستان و مناطق جنوبی افغانستان در عین حال نشانگر نقشی است که شبهنظامیان پاکستانی در جنگ افغانستان ایفا میکنند.
آمریکاییها برای پیروزی در افغانستان باید بتوانند بر مشکلاتی که عامل شکست ارتش سرخ بود، فایق آیند
اتحادیه کامیونداران پاکستانی پس از حملات اخیر اعلام کرد اعضای این اتحادیه دیگر حاضر به جابهجایی محمولههای متعلق به ارتش آمریکا نیستند و روز پنجشنبه هفته گذشته بود که 10 هزار پاکستانی که از هواداران گروه تندروی جماعهاسلامی بودند با پرپایی تظاهرات در کراچی به صدور مجوز انتقال محمولههای ارتش آمریکا به افغانستان از طریق خاک پاکستان اعتراض کردند.
تا پس از این محمولههای ارتش آمریکا از طریق بندر کراچی وارد پاکستان شده و پس با عبور از قلمرو این کشور به مناطق جنوب افغانستان میرسید. با افزایش حملات علیه کاروانهای حامل این محمولهها اکنون آمریکا به دنبال گشودن مسیری جایگزین از طریق کشورهای آسیایمیانه به شمال افغانستان هستند که هزینههای پشتیبانی از نیروهای آمریکایی در خاک افغانستان را بشدت افزایش میدهد.
ایزبی تاکید میکند روسها قادر به به سرکوب هواداران طالبان در پاکستان نبودند و این دقیقا همان کاری است که آمریکا باید اکنون انجام دهد.
تنها در چنین شرایطی است که آمریکاییها در قیاس با روسها از شانس بیشتری برای پیروزی در افغانستان برخوردار خواهند شد.
آمریکا در دهه 1980 میلادی برای تامین منابع مالی مجاهدین افغان با پاکستانیها همکاری داشت و امروز اگر چه پاکستان همچنان متحد ایالاتمتحده است اما تلاشهای اسلامآباد برای سرکوب گروههای شورشی هوادار طالبان تا این مقطع نتیجه چندانی در برنداشته است.
یک مساله دیگر هم که به نفع آمریکاییهاست این که برخلاف ناآرامیهای دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ که منشاء داخلی داشت خاستگاه شورشهای کنونی افغانستان مناطق پشتوننشین پاکستان است.
طرح افزایش نیرو
به اعتقاد زمیر کابلوف، مقام سابق دوران اتحاد جماهیر شوروی طرح باراک اوباما، رئیسجمهور منتخب ایالاتمتحده برای افزایش نیرو در افغانستان بهتنهایی برای کاهش خشونت در این کشور کفایت نمیکند.
این دیپلمات روس احاطه منحصر به فردی بر تاریخ افغانستان دارد. او در دوران اوج دولت دستنشانده روسها در افغانستان ساکن کابل بود. در سال 1992 به این شهر بازگشت تا شاهد سقوط این دولت و قدرت گرفتن مجاهدین افغان باشد و اکنون سفیر روسیه در افغانستان است.
او به این واقعیت اشاره میکند که اتحاد جماهیر شوروی در دوران اشغال افغانستان نزدیک به 400 هزار نیروی ارتش سرخ و سرباز افغان که تقریبا 2 برابر تعداد نیروهای ائتلاف ناتو در حال حاضر است را در اختیار داشت اما باز هم شکست خورد.
پروفسور گادسن میگوید پراکندگی امکانات و نیروهای ائتلاف ناتو در افغانستان یادآور بدترین روزهای ارتش سرخ در این کشور است.
با تشدید جنگ ارتش سرخ تصمیم گرفت با در پیش گرفتن سیاستی سرسختانه تمام اهالی روستایی که به نیروهای مجاهدین پناه میدادند را تنبیه کند.
این سیاست موجب شد با هر حمله ائتلاف ناتو و کشته شدن غیرنظامیان خاطره اقدامات ارتش سرخ در اذهان افغانها احیا شود.
آمریکاییان سعی دارند جامعه افغان را تغییر دهند. درست به همین سیاق که آمریکاییها در تلاشند این جامعه را با استقرار ارزشهای غربی و بهبود حقوق زنان تغییر دهند روسها به دنبال نهادینه کردن کمونیسم در افغانستان بودند.
ویکتور پادلف، مدیر اتحادیه بازماندگان جنگ افغانستان در ارتش روسیه معتقد است بزرگترین اشتباه ارتش سرخ این بود که سعی داشت ارکان ایدئولوژی کمونیسم را به افغانها تحمیل کند.
به اعتقاد او ناتو و آمریکاییها خواسته یا ناخواسته افغانها را دستکم گرفتهاند و به جای آنکه به آنها کمک کنند ملتی قدرتمند شوند به دنبال سرکوب طالبان با راهکارهای نظامی هستند.
گادسن با این دیدگاه موافق است و یادآوری میکند شکست ارتش سرخ موید این واقعیت بود که صرفا با نیروی نظامی نمیتوان در افغانستان به پیروزی دست یافت و این که پایان خشونتها در این کشور مستلزم تلفیق گزینه نظامی با توسعه اقتصادی، اقدامات فرهنگی و کمک به ایجاد دولتی توانمند در این کشور است.
مترجم: رضا سادات
منبع: نیویورک تایمز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: