کاپلو و ماموریت ناممکن

یک سال پیش، زمانی که فابیو کاپلو به عنوان جانشین استیو مک لارن مربیگری تیم ملی انگلیس را پذیرفت، بسیاری از افراد در مورد این‌که کاپلو و تیم ملی انگلیس انتخاب خوبی برای یکدیگر باشند، تردید داشتند. از یک سو، فابیو کاپلو با تمام نام و آوازه‌اش در تمام 17 سالی که به مربیگری مشغول است، فقط در تیم‌های باشگاهی کار کرده بود و هرگز با محیط تیم‌های ملی آشنایی نداشت. همچنین بسیاری از انگلیسی‌‌ها که خود را مبدع فوتبال می‌دانند، علاقه‌ای به حضور دومین مربی خارجی تاریخ این کشور، بعد از تجربه تلخ اسون گوران اریکسون نداشتند. از طرف دیگر، دوستداران کاپلو معتقد بودند؛ این مربی با چنین کارنامه درخشانی نباید این شغل پرمخاطره را می‌پذیرفت تا تمام پیشینه بی‌مانندش را زیر سوال ببرد. شاید الان تمام این شک‌ها برطرف شده باشد.
کد خبر: ۲۲۴۸۶۶


سر بابی چارلتون، ستاره جام جهانی 1966 که در آن، انگلستان قهرمان شد، چند سال پیش گفت: بعید می‌دانم انگلیس بتواند بار دیگر قهرمانی جام جهانی را تجربه کند. من که کاملا از رسیدن به این آرزو ناامیدم. دلیل او کاملا واضح بود: مربیان متوسطی که در سال‌های اخیر مربیگری تیم ملی انگلیس را پذیرفته بودند. این اظهارنظر، چشمان بسیاری از اهالی فوتبال را در انگلیس بیدار کرد. 40 سال دوری از فتح جام جهانی و ناکامی‌های پیاپی در عرصه بازی‌های ملی، همه  مردم انگلیس را خسته کرده است.

چارلتون اخیرا اظهار نظر جالبی کرد: فقط الان امیدوارم که انگلیس بتواند به جام جهانی دست یابد، چون فابیو کاپلو، مربیگری تیم ملی را پذیرفته است! این گفته سر بابی چارلتون، بیانگر دقیق اوضاع موجود در فوتبال انگلیس است. او یکی از اشخاصی بود که در پی مطرح شدن نام فابیو کاپلو به عنوان کاندیدای مربیگری تیم ملی از سوی اتحادیه فوتبال انگلیس، از این انتخاب استقبال کرد.

آمار همه چیز را در مورد نتیجه کار کاپلو می‌گوید. انگلیس هر 4 بازی‌اش را در مرحله انتخابی رقابت‌های جام جهانی 2010 برده و این اتفاق در تاریخ فوتبال انگلیس، بی‌سابقه بوده است.

آنچه گفته چارلتون را بیشتر تایید می‌کند، نوع کار فابیو کاپلو و اخلاق ویژه اوست. مرد ایتالیایی بسیار جدی است و جریان ویژه‌ای را در دل تیم ملی انگلیس ایجاد کرده است. 2 جلسه تمرینی در روز و نظم و انضباط خاصی که نزد کاپلو سراغ داریم، تحول تیم ملی سه‌شیرها را موجب شده است. روزهای تلخ و بدنام گذشته سپری شده و دیگر اثری از همسرهای بازیکنان ، اطراف تیم ملی نیست. برای مثال در بازی مقابل بلاروس، تیم ملی در هتلی ارزان‌قیمت در نزدیکی ورزشگاه اسکان داده شد؛ در حالی که به کاپلو پیشنهاد یک هتل بسیار مجلل 5 ستاره در بهترین نقطه شهر شده بود. این اخلاق خودسرانه کاپلو، چارلتون را به یاد اخلاق سر آلف رمزی، مربی تیم قهرمان جهان در سال 1966 می‌اندازد. چارلتون می‌گوید: کاپلو تجارب زیادی در مربیگری دارد. به یاد می‌آورم، پس از آن‌که او مربی تیم ملی انگلیس شد، با هم گپ می‌زدیم. او به من گفت:‌آرزویش رساندن انگلیس به فینال جام‌جهانی است. لحن او درست مانند لحن آلف رمزی بود.

در واقع از سال 1966 کسی پیدا نشده که چنین لحنی داشته باشد. فقط شوالیه‌ای مثل سربابی رابسون بود که توانست انگلیس را تا مرحله نیمه نهایی جام جهانی پیش ببرد. در این فاصله زمانی، آلمان 5 فینال جام جهانی را تجربه کرده است.

برزیل، ایتالیا و آرژانتین در 4 فینال حاضر بوده‌اند، در حالی‌که حتی هلند و فرانسه هم 2 فینال را دیده‌اند. با این آمار، آیا نباید نگران انگلیس شد؟

چارلتون معتقد است ‌هروقت به یک جام جهانی نزدیک می‌شویم به خودم می‌گویم این فرصت مناسبی است. اما این فقط در حد یک امید باقی می‌ماند. وقتی حریفان را می‌بینید، متوجه می‌شوید که نه ؛ از تیم انگلیس کاری ساخته نیست. مردم فکر می‌کنند موفقیت تیم ملی بستگی زیادی به مربی دارد، چون همه چیز در کنترل اوست.

به عقیده من، در سال 1990 که با بابی رابسون به نیمه نهایی رسیدیم، به دلیل این بود که رفته بودیم قهرمان بشویم، اما نشدیم. در این سال‌ها من هیچ نشانه‌ای ندیده‌ام که ما بخواهیم جام جهانی را ببریم. این‌را حس می‌کنم اوضاع متفاوت است. احساس خوبی نسبت به این تیم دارم. آلف، تنها کسی است که می‌توانم کاپلو را با او قیاس کنم. آلف، همیشه حرف آخر را می‌زد و هر چه او می‌گفت، اتفاق می‌‌افتاد. او بازیکنانی را انتخاب می‌کرد که در چشم مردم، بهترین‌ها و سرشناس‌ترین‌ها نبودند. او بازیکنان را به دلیل شخصیت‌شان انتخاب می‌کرد. وقتی به جام‌جهانی 1966 نگاه می‌کنم، می‌بینم بعید بود که کسی بجز آلف آن بازیکنان را برای تیم ملی انتخاب کند. او بازیکنی مثل نابی استایلز را انتخاب کرد که همه گفتند در حد و اندازه‌های تیم ملی نیست.

شاید آنها بازیکنان بزرگی به نظر نمی‌رسیدند، اما کاری را می‌کردند که کس دیگری نمی‌‌توانست انجام دهد. یکباره ما صاحب یک تیم شدیم الان هم دقیقا همان احساس را درباره کاپلو دارم. او قدرت ویژه‌ای دارد. کاپلو به بازیکنان این اجازه را می‌‌دهد که بفهمند چه کسی مربی تیم ملی است. اگر نتوانید خود را به تیم ملی تحمیل کنید، برای کاپلو اصلا مهم نیست که چه کسی هستید و از کدام باشگاه می‌آیید. شما خارج از تیم او خواهید بود. از اوضاع کنونی بسیار راضی‌ام. از اول هم می‌خواستم او مربی باشد. من بودم که به اتحادیه او را پیشنهاد دادم. وقتی می‌بینید بازیکنان را وادار به نظم و انضباطی می‌کند که قبلا هرگز تجربه نکرده‌اند، مطمئن می‌شوید که او کارش را خوب بلد است. بازیکنان کاملا مطیع او هستند. جام جهانی 2010 خیلی دور نیست.

کاپلو کم‌کم مشکلات را از مقابل بر می‌دارد. حالا دیگر کشورها دوباره از فوتبال انگلیس می‌‌ترسند.

در هر 4 پیروزی انگلیس در دور انتخابی جام‌جهانی که در خانه برابر آندورا و قزاقستان و خارج از خانه برابر کرواسی و بلاروس رقم خورد، وضعیت تیم در نیمه دوم بعد از صحبت‌های کاپلو نسبت به نیمه اول بهتر شد. این یک مدرک واضح از توانایی‌های خاص اوست. او در بازی بسیار حساس مقابل کرواسی در زاگرب، ریسک بزرگی کرد و به تئو ولکات بازی داد. ولکات هم جواب کاپلو را با هت تریکش داد.

با این حال، مشکلاتی هم وجود دارد. رسانه‌ها پس از چند بازی متوسط در دیدارهای دوستانه به او مله کردند. حتی با وجود رکورد صددرصد پیروزی، باز هم برخی روزنامه‌ها عدم دعوت از مایکل اوون را نمی‌پذیرند.

موضوع دیگر استفاده بهینه و همزمان از استیون جرارد و فرانک لمپارد است. این دو بازیکن معمولا در باشگاه از تیم ملی بهتر بازی می‌کنند و مکان درست استفاده از این دو، پازلی است که باید حل شود.

متاسفانه ‌‌برای ‌انتخاب ملی‌پوشان من گروه کوچک‌تری ‌از بازیکنان ‌را ‌در ‌اختیار دارم چون تنها 40 درصد بازیکنان‌ لیگ برتر انگلیسی ‌هستند

پوشش در خط دفاع هنوز به طور کامل انجام نمی‌شود. از آن بدتر، پاشنه آشیل تیم ملی در دروازه است که به نظر می‌رسد کاپلو بعد از آن که مانوئل آلمونیای اسپانیایی، گذرنامه انگلیسی‌اش را بگیرد،‌از وی دعوت کند. دیوید جیمز، پل رابینسون و اسکات کارسون ، همه ، دچار تزلزل‌های گاه و بی‌گاه می‌شوند و هیچ یک به کاپلو ثابت نکرده‌اند که دروازه‌بان‌های مطمئنی هستند.

مرد 62 ساله ایتالیایی در مصاحبه با مجله فیفا‌ سال اول حضورش در فوتبال جزیره را این‌گونه ارزیابی می‌کند.

یک سال از حضور شما به عنوان سرمربی انگلیس می‌گذرد. اوضاع را چطور می‌بینید؟

از همه نظر مثبت بود ، به خاطر بازی‌های دوستانه‌ای که قبل از شروع بازی‌های رسمی انجام دادیم، تیم در فرم خوبی قرار گرفت. آن مسابقات موجب شناخت هر چه بیشتر بازیکنان شد. نقاط ضعف و قوت آنها را ارزیابی کردم. آنها هم با فلسفه کاری من بخوبی آشنا شدند و برنامه‌هایم را درک کردند. اما هنوز باید پیشرفت کنیم.

بسیاری از هواداران انتظار دارند تیم ملی حداقل تا نیمه‌نهایی جام جهانی صعود کند.

من هرگز چنین هدفی برای خودم تعیین نمی‌کنم. زیرا کسی نیستم که به کمتر از توانم قانع باشم. من همیشه برای پیروزی بازی کرده‌ام. قبلا هم این را در میلان، رئال‌ مادرید، رم و یوونتوس ثابت کرده‌‌ام. همیشه می‌خواهم تا به حداکثر آنچه امکان دارد برسم. انگلیسی‌ها هم باید از این طرز فکر حمایت کنند.

مشکلات فوتبال انگلستان را در کجا می‌بینید؟

متاسفانه تنها 40 درصد بازیکنان لیگ برتر انگلیسی هستند ؛ درحالیکه در ایتالیا 64 درصد و در اسپانیا 63 درصد بومی هستند. این رقم در بوندس‌لیگا 53 درصد و در فرانسه 57 درصد است. این آمار نشان می‌دهد که من گروه کوچک‌تری از بازیکنان را در اختیار دارم، اما خوشبختانه بازیکنان با‌کیفیتی هستند. این خیلی بد است که بازیکنانی مثل جی کرگر و پل اسکولز از تیم ملی خداحافظی کرده‌اند؛ چون می‌توانستم از تجارب آنها استفاده کنم.

انتخاب کاپیتان تیم نیز برای شما آسان نبود.

من جان تری را برای کاپیتانی انتخاب کردم. ریوفردیناند هم کاپیتان دوم است و شایستگی این افتخار را دارد. آنها در کنار هم در قلب خط دفاعی بازی می‌کنند و فرماندهان باشگاه‌هایشان هم هستند. هر دو تجربه بین‌المللی دارند و برای قهرمانی به دنیا آمده‌اند.

البته من همیشه چنین کاپیتان‌هایی داشته‌ام: فرانکو بارزی، پائولو مالدینی، والتر ساموئل، فرناندو ایرو و فابیو کاناوارو. در حقیقت این مدافعان هستند که می‌توانند بازیخوانی کنند و بر سایر هم‌تیمی‌های خود در داخل و خارج میدان تاثیر بگذارند.

به نظر شما چه تفاوت‌هایی میان فوتبال ایتالیا، اسپانیا و انگلیس وجود دارد؟

در ایتالیا همه چیز به تاکتیک و در پی آن نتیجه‌گیری برمی‌گردد. در اسپانیا تمرکز روی تکنیک و سرعت است و در انگلیس بازی بر پایه تحرک و جنگندگی است. شما می‌توانید این تفاوت‌ها را در جایگاه‌ها هم ببینید. در انگلیس شما با هیجان و تعصب تماشاگران روبه‌رو هستید. در اسپانیا جو ورزشگاه مثل یک جشن خانوادگی بزرگ است.

در ایتالیا اما تیفوسی‌ها همه کس و همه چیز را زیر قدرت خود می‌گیرند و گاهی اوقات خواسته‌هایشان را به مدیران باشگاه تحمیل می‌کنند. در ایتالیا تماشاگران در ورزشگاه‌های خانگی خود حکومت می‌کنند.

چرا اسپانیا قهرمان یورو 2008 شد؟

در گذشته اسپانیایی‌ها فقط به شیوه سنتی خود بازی می‌کردند، اما اکنون بار دیگر فوتبال زیبا را پیدا کرده‌اند. تیم ملی اسپانیا از مشابه بودن سیستم بازی در تیم‌های باشگاهی این کشور بیشترین سود را برد. سیستمی که بر پایه جاگیری، تکنیک و رد و بدل شدن پاس‌های صحیح استوار است. کارلوس پویول، ژاوی، داوید سیلوا، آندرس اینیستا و داوید ویا بازیکنان خوبی هستند، اما نمی‌شود روی آنها لقب سوپرمن گذاشت. قبلا در تیم اسپانیا باندهای باسکی، کاتالانی و کاستیلیایی تشکیل می‌شد، اما الان بازیکن‌ها همه احساس اسپانیایی بودن می‌کنند. دوست دارم به نکته‌ای هم اشاره کنم و آن، این که تنها بازی‌ که اسپانیا نتوانست در 120 دقیقه گلزنی کند، بازی با ایتالیا بود. فراموش نکنید در آن بازی ایتالیا کاناوارو، گتوزو و پیرلو را در اختیار نداشت.

فکر می‌کنید چرا اتحادیه فوتبال انگلیس ترجیح داد یک مربی خارجی استخدام کند؟

خارجی‌ها تنها 60 درصد بازیکنان لیگ برتر نیستند، سرمربیان 4‌تیم صدرنشین لیگ برتر هم خارجی هستند: اسکولاری در چلسی، بنیتس در لیورپول، فرگوسن اسکاتلندی در منچستریونایتد و ونگر در آرسنال. هر4‌باشگاه افتخارات زیادی در کارنامه دارند، اما تیم ملی انگلیس نزدیک به 50 سال است چیزی به دست نیاورده‌ است. با این حال برای من مهم است که انگلیسی‌ها را در کادر فنی داشته باشم. دی کلمنس و استیوارت پیرس مربیان خوبی هستند. در کنار آن اغلب با سرتریور بروکینگ، مدیر فنی اتحادیه فوتبال انگلیس درباره مسائل تیم ملی صحبت می‌کنم. اعتقاد دارم مربیگری در تیم ملی انگلیس آن طور که مطبوعات می‌نویسند، ماموریت غیرممکن نیست!

مترجم : مزدک میرزایی
منبع :  world soccer / دسامبر 2008

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها