یادها و خاطره‌ها

من ادای کسی را در نمی‌آورم

اولین چیزی که به منزله بازی و بازیگری در ذهن من نقش بسته به دوران کودکی‌ام و زندگی در یکی از جنوبی‌‌ترین نقاط تهران بر می‌گردد. معمولا در این‌جور محله‌ها نمایش‌های مختلفی از قبیل تعزیه و پرده‌خوانی یا نوازنده‌های دوره‌گرد و معرکه‌گیری پهلوانان زیاد اجرا می‌‌شد و شکل معماری این مناطق هم طوری بود که امکان حضور تماشاگر زیادی را فراهم می‌کرد. در کودکی شاهد این نمایش‌ها بودم و مثلا موقع تماشای تعزیه می‌دیدم که آدم‌های مختلف دارند نقشهای متفاوتی اجرا می‌کنند.
کد خبر: ۲۲۴۷۴۸

در این محله‌ها تلویزیون خیلی کم پیدا می‌شد و معمولا در قهوه‌خانه‌ها تلویزیون می‌گذاشتند و خب، ما هم بچه بودیم و اجازه نداشتیم وارد این قهوه‌خانه‌ها بشویم. به همین دلیل همیشه از پشت شیشه قهوه‌خانه بیننده نقالی‌های زنده و سریال‌های آن موقع بودیم.

در دنیای کودکی خودمان را جای قهرمان‌های این سریال‌ها می‌گذاشتیم. پس تصور من از بازیگری و اجرای نقش به صورت زنده به نمایش‌های دوره‌گردهای محلی بر می‌گردد و شکل تصویری‌اش همان چیزهایی بود که از پشت شیشه‌های قهوه‌خانه می‌دیدم.

الان بعد از گذشت سال‌ها با خانواده‌های زیادی مواجه می‌شوم که می‌گویند فلان بچه فامیل خیلی ادای بقیه را در می‌آورد یا جوک و قصه‌ خیلی خوب تعریف می‌کند. من در کودکی خودم ابدا یادم نمی‌آید ادای کسی را در آورده باشم.

از خاطرات کودکی پرویز پرستویی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها