نگاهی به سریال منظومه آتش

جای خالی آداب و رسوم محلی

منظومه آتش از یک سو، به مسایل خانوادگی می‌پردازد، مثل اختلافات خانوادگی سیاوش و سیامک، دو شخصیتی که محورهای اصلی روایت‌اند. سیاوش، افزون بر چالش‌هایی که با نامزدش و پدر او دارد، با برادر خود نیز دچار مشکلاتی است. سیامک هم از این منظر، دچار دست‌انداز‌ و تنگناهایی بوده، به‌گونه‌ای که همین موقعیت را به صورتی شدیدتر، در ارتباط با برادر خود، همسر سابق و پدر وی دارد.
کد خبر: ۲۲۴۷۲۷

در عرصه خانواده نیز شاهد جلوه و نمودهای رفتاری‌ای از این دو برادریم. اگر سیاوش فردی مثبت، معتدل، وظیفه‌شناس و مورد توجه همکاران و اهالی نمایانده می‌شود، از سیامک اعمالی را مشاهده می‌کنیم که حریصانه، سود‌جویانه و از موضع رقابت و نشان دادن قدرت و قوتی خودنمایانه، است. این ویژگی، شعاع اعمال و مواضع او را گسترده‌تر می‌کند و با مجروحیت شدیدش که به علت حمله گروهی ( که ظاهرا رقیب اویند)‌ صورت می‌گیرد، می‌رویم تا با لایه‌های زیرین‌تری، از جامعه روبه‌رو شویم.

به موازات شدت گرفتن جلوه‌های اجتماعی «منظومه آتش» زمینه این میل را باید «در سوء‌تفاهم یا خصال فردی سیامک دانست. در صحنه دیالوگ سیامک با مادرش، دلایلی از این گرایش هویدا می‌گردد. از این‌رو، در میان احتمالات و تعبیرات گوناگونی که درباره درونمایه داستان می‌توان داشت شاید بتوان محوری و عمیق‌ترین آن را در مضمون همان گفتگو یافت.

با نگاهی به شخصیت و تیپ‌های «منظومه‌آتش»، سیامک از جنبه‌های گوناگون، چشم‌‌انداز خیره‌کننده‌تری دارد. اهمیت مفهومی این شخصیت، از آن رو است که تم داستان با حضور او شکل می‌گیرد. هر اقدام و موضع وی، موجب تنش و گسترده‌‌تر شدن تضادهایی می‌گردد که به غنا و وضوح مضمون روایت کمک می‌کند.

از جهت موضوع و محتوا، در نگرش آغازین، نحوه تعامل 2 برادر ما را به یاد رویدادهای آمیخته با درونمایه‌های اسطوره دینی یا آثار نمایشی همانند آن می‌اندازد نظیر سریال مثل هیچ‌کس که اختلاف و فرجام چند برادر را مورد توجه قرار داده بود. در این میان، چند قسمت پخش شده «منظومه‌ آتش» روشن نمی‌کند، پرداخت مفهومی آن، از موضوع از چه میزان خلاقیت و توجه به روز بهره‌مند است.

سریال، هنگامی غنی و عمیق نشان خواهد داد که پیرامون اعمال سیامک روی یک انگیزه او تاکید مبنایی‌تری داشته به زمینه و عوارض آن در ابعاد گوناگون بپردازد.

عینیت یافتن این ویژگی، با در نظر گرفتن تعدد و تنوع شخصیت و تیپ‌های مطرح شده در سریال، نیازمند دقت و طراحی عمیق‌تری است. در این چارچوب، هر اندازه آن انگیزه یا زمینه، واقعی‌تر و دارای پرداخت دراماتیکی مطلوبی باشد اثرگذاری و باورپذیری گسترده‌تری  را به همراه خواهد داشت.

«منظومه آتش» روایتی شخصیت محور دارد. در میان شخصیت‌هایی که طراحی و ارائه شده‌اند، سیامک، از نظر دراماتیکی، جذاب‌تر می‌نمایاند. علت این موقعیت، در پارادوکس و تضادهایی است که در نهاد درونی وی، پرتوافکنی می‌کند.

حرکت و اعمال منفی‌گرایانه او بیش از آن که دلیل و حجتی برای بدذاتی‌اش باشد، ظاهرا بیشتر ریشه در کژ فهمی یا شاید برخوردهای گاه نادرستی بوده که از سوی خانواده با او انجام گرفته است (در صحنه گفتگوی مادر با سیامک، او وعده جبران گذشته را می‌دهد)‌ به موازات آن چالش‌های سیامک با برادر، همسر، پدر زن، اهالی محل، پلیس، درگیر شدن با باندی خطرناک و رقیب و در نهایت مجروحیت شدیدش این میل را ایجاد می‌کند که به فرجام او بیشتر از دیگران علاقه‌مند گردیم.

عنصر مکان، در هر گونه ساختار روایی، از آن جهت اهمیت پیدا می‌کند که نقشی مهم در پیشبرد وقایع و همچنین فضاسازی دارد. همچنین هویت شخصیت و رویدادها، در مکان است که صورتی مشخص و معنا یافته‌تر به خود می‌گیرند و از این رو می‌توانند جنبه‌های مضمونی اثر را نیز شکوفاتر کنند. چنین اتفاق و موقعیتی، زمانی انجام خواهد گرفت که آمیختگی مکان با شخصیت و رویدادهای روایت، به گونه‌ای خلاقه صورت گرفته باشد.

در «منظومه آتش» وقایع در عسلویه، منطقه‌ای در جنوب کشورمان می‌گذرد و تا اینجای روایت، مکان را در جایگاهی می‌بینیم که وضعیت مستقلی از درونمایه اصلی داستان دارد. به تعبیری دیگر اتفاقات و حوادث و همچنین شخصیت‌های داستان «منظومه آتش» در هر مکان دیگری امکان و قابلیت بروز و نمود را دارند و این گونه نیست که اگر آن رخدادها، در مکان دیگری غیر از عسلویه ایجاد می‌شد، روایت با مشکل یا تنگناهایی روبه‌رو می‌گشت.

مکان در این داستان، می‌توانست شخصیت و وقایع روایت را از آنچه که تاکنون دیدیم، پرحس‌تر کند. با این وجود، بهره‌گیری از طبیعت عسلویه نه‌تنها چنین موقعیتی را فراهم نساخته است بلکه به علت عدم برخورداری از منطق عقلانی و دراماتیکی، گنجانیدن وقایع در چنین مکانی، آن را به نقطه ضعف و عاملی برای کاهش جذابیت اثر بدل کرده است.

آنچه می‌تواند به موضوع و درونمایه‌هایی نظیر این سریال، جلوه چشمگیری دهد تنوع در شیوه‌های روایی و بیانی است. هنگامی که طرح و پردازش این گونه سوژه‌ها آمیخته با نیازها، آداب و رسوم و باورهای محلی باشد هم چنین موقعیت‌های روایی را ایجاد خواهد نمود و هم در سطحی ملی، فرصتی را فراهم خواهد کرد تا از رسانه ملی، خرده‌فرهنگ‌های زیبا و ریشه‌دار میهن بزرگ اسلامی‌مان، جلوه‌افکنی نمایند.

«منظومه آتش» از آن رو که می‌کوشد بازتاباننده بعضی از معضلات فردی، اجتماعی و فرهنگی جامعه‌مان باشد واجد اهمیت است، اما زمانی جذاب و اثرگذارتر خواهد بود که به سوژه و مضامینی بپردازد که اولویت‌های بالاتری داشته و جمعیت وسیع‌تری را با خود درگیر نموده است.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها