در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه جدای همه این جنجالها واقعیت دارد این است که آلفرد آندرش چه بخشی از حقیقت را درباره زندگی خود کمرنگ یا پررنگ کرده باشد در رمان «زنگبار یا دلیل آخر» داستانی بی نظیر و ماندگاری را بنیاد نهاده است و بر بستر جنگ؛ تردید، ترس و امید همه انسانها را تصویر کرده است.
داستان در شهری کوچک و بندری متروک میگذرد و با روایت موازی ماجراهایی که بر چهار مرد (یک پسر جوان دلباخته هکل بری فین، یک کشیش لنگ، یک فرستاده حزب و یک ملوان حزبی مایوس) و یک زن یهودی فراری میگذرد، پیش میرود.
در میان این افراد که همگی به دنبال گریز از موقعیت فعلی خود هستند تنها پسرک در پی ساختن آرزوهای خود بر پایه آمالی است که در سر میپروراند و بقیه یا به اجبار جنگ و خطر حضور«دیگران (نازیها)» و یا به خاطر شک در آرمانهایشان بیشتر از فرار فیزیکی، به دنبال گریختن از خود هستند.
کشیش کلیسا که در پی نجات دادن پیکره راهبه کتابخوان کلیسای خود است، سرانجام موفق میشود ملوان تند خو و تلخ مزاج را به سفری راهی کند که سرانجام آن نجات پیکره راهبه و زن یهودی است. کشیش خود در انتها بر شکهای کشندهاش غلبه میکند اما مردان حزبی اگرچه در نهان خود به حزب خیانت میکنند اما همچنان در چنبره نفوذ آن گرفتارند.
«زنگبار یا دلیل آخر» رمان برآمده از موقعیت جنگی است اما در آن از کشتار و خونریزی و شکنجههای کشنده خبری نیست ولی در همه جای آن ترس و دغدغه حضور دیگران«نازیها» و چشمهای جاسوس و گوشهای نامحرم آنان هست و نویسنده به خوبی توانسته است این فضای پر از اضطراب را در شهری که در آستانه هجوم نازیها و در تلاطم حضور جاسوسان نازی است بازآفرینی کند.
این رمان دارای ظرفیتهای فراوان برای تاویلهای مکرر و خوانشهای تازه است و به همین دلیل میتوان آن را فراتر از یک رمان جنگی معمولی ارزیابی کرد چرا که روایتگر شک ، یاس و امید در نهاد انسانها و تغییرات ناگهانی آنها در موقعیتهای پیشبینی نشده و بزنگاههایی است که زندگی انسانها را میسازد و در این بزنگاههاست که گاه یک نفر به همه آرزوهای پیشینش پشت میکند (مانند پسر) و گاه یک نفر خود را باز مییابد و تصمیمی میگیرد که به قیمت زندگیاش تمام میشود (مانند کشیش.)
این کتاب یکی از بهترین کتابهایی است که در سالهای اخیر برای اولین بار به فارسی بازگردانده شده است و سروش حبیبی با معرفی آلفرد آندرش به مخاطبان فارسی زبان باز هم خدمتی قابل ستایش به ادبیات فارسی کرده است.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: