با جمشید گرگین به مناسبت بازی در سریال بی‌گناهان

محبوبیت و موفقیت

جمشید گرگین، چهره‌ای آشنا برای بینندگان تلویزیون و سینما و صدایی آشنا برای مخاطبان رادیو است. او را سال‌هاست به عنوان مجری، گوینده، بازیگر و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون می‌بینیم. اکنون گرگین با سریال «بی‌گناهان» به شبکه 3 سیما آمده است. پخش این سریال بهانه‌ای شد تا با او به گفتگو بنشینیم و نظراتش را در زمینه‌های مختلف بشنویم.
کد خبر: ۲۲۴۶۷۴
گرگین تاکنون برنامه‌های تلویزیونی زیادی را تهیه کرده است که از میان آنها می‌توان به برنامه‌هایی با موضوع سینمای کمدی، سینمای اجتماعی، سینمای سیاسی و... اشاره کرد. گرگین بتازگی برنامه 30 سال سینمای ایران را با موضوع بررسی سینمای بعد از انقلاب در گروه معارف شبکه یک سیما تصویب کرده است که تولید آن را بزودی آغاز می‌کند.

گرگین بازیگری را به صورت جدی با حضور در مجموعه‌های صدای صحرا و آتش بدون دود آغاز کرد و در ادامه در فیلم‌ها و سریال‌هایی چون سمک عیار، حسن صباح، جستجو در شهر، کوچک جنگلی، ویزا، پدر خاک، سودای پرواز، شمعی در باد، جهان پهلوان تختی و... حضور یافت.

در ابتدا برایمان کمی از خودتان بگویید، متولد چه سالی هستید، تحصیلات و... .

سن که خیلی مهم نیست. همیشه می‌گویند سن یک عدد است، اما وقتی آدم به گذشت عمر نگاه می‌کند، چیزی که اهمیت پیدا می‌کند این است که آدمی در سال‌هایی که پشت‌سر گذاشته برای خودش و جامعه‌اش چه کرده است. این که آدم چند سال سن دارد، مهم نیست، مهم این است که در عمری که پشت‌سر گذاشته است برای خانواده بزرگش که همان اجتماع است و برای خانواده کوچکش که زندگی خصوصی او را تشکیل می‌دهد چه کرده و چه مقدار مفید بوده است.

اگر فرد برای خودش موثر باشد، برای جامعه بزرگ‌تر هم می‌تواند موثر باشد، درست است؟

بله، اما عکس این گفته هم می‌تواند صادق باشد؛ یعنی اگر فرد برای جامعه‌اش مفید باشد، می‌تواند برای خودش هم مفید باشد.

یعنی شما جامعه را بر خودتان اولویت می‌دهید؟

من می‌توانم آدمی باشم که تنها به زندگی خودش فکر می‌کند، خوب بپوشم و خوب بخورم، کتاب بخوانم، فیلم ببینم و... چون اینها کافی نیست. ما باید تجربیات خودمان را در اختیار افراد دیگر بگذاریم. این که همه چیز در خود آدم انباشته شود و نتواند آنها را در اختیار دیگران بگذارد، به نظر من مفید نیست.

شما چه چیزهایی را بیشتر دوست داشتید به مردم بدهید؟

همه تجربیاتی را که در طول سال‌ها به دست آورده‌ام و نتوانسته‌ام آنها را به مردم ارائه کنم. تجربیاتی در زمینه بازیگری، گویندگی، تهیه‌کنندگی و... فکر می‌کنم می‌توانستم بازده بهتری داشته باشم، اما این اتفاق نیفتاد. قسمتی از این اتفاق نیفتادن به خود من برمی‌گردد و بخشی از آن به اتفاقات بیرونی مربوط است.

یک گوینده، یک بازیگر و در کل یک هنرمند چه چیزهایی را می‌تواند به مردم بدهد؟

خیلی چیزها. تمام تجربیاتی که در طول عمرش در زمینه‌های مختلف به دست آورده است. نمی‌خواهم بگویم هنرمند باید یک معلم باشد، اما می‌توانم بگویم که هنرمند می‌تواند احساسات مردم را در آنها زنده نگه دارد.

می‌گویند هنرمند با روح مردم سروکار دارد.

بله یک هنرمند می‌تواند در بهسازی روح و جسم مردم موثر باشد.

فکر می‌کنید روح مردم امروزی ما به چه چیزهایی نیاز دارد؟

به خیلی چیزها. مهم‌ترین چیزی که ما می‌توانیم به مردم بدهیم، همان دوستی و عشق است.

روزی که کارتان را شروع کردید، همین انگیزه را برای ادامه راه داشتید؟

بله. با این اندیشه شروع کردم و زمانی که راهم را آغاز کردم. من شبانه‌روز کار می‌کردم. در آن سال‌ها برنامه «راه شب» را برای رادیو طراحی کردم که هنوز هم پخش آن ادامه دارد. اولین تهیه‌کننده راه شب بودم. البته در کنار تهیه‌کنندگی، با همکاری مسعود بهنود گویندگی آن را هم به عهده داشتم. آن زمان انرژی زیادی داشتم؛ صبح می‌رفتم دانشکده هنرهای زیبا و در آنجا تئاتر می‌خواندم، ظهر به میدان ارگ و پخش رادیو می‌رفتم. بعد از 2 ساعت می‌رفتم دانشکده علوم ارتباطات و رشته روابط عمومی می‌خواندم و شب به تلویزیون می‌رفتم. تمام زندگی من در کار و فعالیت‌های هنری و فرهنگی خلاصه شده بود.

آن زمان چند سال داشتید؟

من بعد از گرفتن دیپلم به سربازی رفتم، چون از یک کالج هنری در سانفرانسیسکو پذیرش گرفته بودم و می‌خواستم به آنجا بروم؛ اما قبلش باید دوره سربازی را به پایان می‌رساندم که بتوانم از کشور خارج شوم، وقتی سربازی رفتم از مهاجرت به خارج از کشور منصرف شدم و تا امروز در ایران مانده‌ام و هیچ وقت دوست نداشته‌ام بروم و در یک کشور خارجی کار کنم.

در آن سال‌ها امکانات خیلی کم بود و اصلا با امروز قابل مقایسه نیست، چه انگیزه‌ای شما را به این همه فعالیت تشویق می‌کرد؟

ارتباط با مردم و این که بتوانم چیزی را به مردم و اجتماع بدهم که مورد توجه آنها قرار گیرد. البته هیچگاه دوست نداشته‌ام مطالب راحت و سبک را به مردم ارائه دهم.

می‌توانم بپرسم در کدام محله تهران متولد شده‌اید؟

در محله آبسردار، یکی از محلات قدیمی تهران که بسیار آرام و ساکت بود.

آیا بافت محله در شکل‌گیری شخصیت شما تاثیر داشت؟

درباره محله نمی‌توانم به قطعیت بگویم که روی شخصیت من تاثیر داشت، اما خانواده خیلی موثر است. چون بچه‌ همیشه به بزرگ‌ترهایش نگاه می‌کند و سعی می‌کند قدم بر جای پای آنها بگذارد.

برگردیم به راه شب، برنامه‌ای که شما آن را آغاز کردید و سال‌هاست ادامه دارد. این برنامه چگونه شکل گرفت؟

در آن زمان ارتباطات به این شکل نبود، بنا به نیاز آن زمان جامعه، رادیو تصمیم گرفت با تولید برنامه‌ای پلی باشد بین مردم و گروه‌های امداد و بیمارستان‌ها. مثلا ما از طریق برنامه زنده راه شب باخبر می‌شدیم که فردی در فلان محله احتیاج به آمبولانس یا پزشک دارد و از طریق برنامه راه شب به درمانگاه یا بیمارستانی که در نزدیکی محل بیمار قرار داشت، خبر را اعلام می‌کردیم و آن بیمارستان یا درمانگاه برای آوردن بیمار یا مصدوم به بیمارستان، آمبولانس اعزام می‌کرد. یکی دیگر از اهداف برنامه راه شب، پر کردن اوقات افرادی بود که شب‌ها کار می‌کردند. این برنامه با بخش‌های متنوعی که داشت، سعی می‌کرد بهترین مطالب را در اختیار این گروه از مخاطبان قرار دهد. برنامه راه شب یکی از مهم‌ترین برنامه‌های رادیویی آن زمان بود. به همین سبب هر شب یکی از مدیران ارشد سازمان صداوسیما مسوولیت پخش برنامه را به عهده داشت.

خیلی از پیشکسوتان و حتی رهبران سیاسی کشور در آن سال‌ها مخاطب برنامه راه شب بوده‌اند و گاهی خاطرات خود را از این برنامه و مطالب آن عنوان می‌کنند. بنابراین می‌توانیم بگوییم که تفکر خوبی پشتوانه این برنامه بوده است؟ آیا واقعا تصمیم داشتید در مردم تغییر نگرش ایجاد کنید؟

بله با برنامه‌هایی که من چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب تهیه کردم، همیشه می‌خواستم تفکری را به مخاطب ارائه کنم. برنامه راه شب هم هدفمند تولید می‌شد.

چند سال برنامه راه شب به تهیه‌کنندگی شما پخش شد؟

حدود 2 سال. بعد آنقدر من خسته شدم که نتوانستم ادامه بدهم و تهیه‌کنندگان دیگر، کار را ادامه دادند.

آیا آنها مسیر شما را ادامه دادند یا تغییراتی در برنامه ایجاد کردند؟

اوایل بله، اما بتدریج تغییر کرد.

هنوز هم مردم  دوست دارند طول موج رادیوی خود را روی این برنامه تنظیم کنند، با توجه به این که اکنون وسایل ارتباط جمعی گسترش یافته و دیگر نیاز نیست مردم از رادیو به عنوان وسیله ارتباطی استفاده کنند، چه چیزی آنها را ترغیب می‌کند راه شب را گوش کنند؟

برنامه‌ای که هدفمند تولید شود و به مخاطب احترام بگذارد، مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر آغاز یک برنامه خوب باشد، مردم به آن برنامه توجه نشان می‌دهند و آن را پی می‌گیرند، حتی اگر ادامه برنامه موفقیت آغاز آن را نداشته باشد. ما برنامه راه شب را با اهداف عالی شروع کردیم و برای راه‌اندازی آن زحمت زیادی کشیدیم. معتقدم مخاطب در یک برنامه رادیویی از نوع کلام گوینده متوجه می‌شود که این برنامه چقدر واقعی است و حرف‌های برنامه چقدر حرف دل اوست. ما راه شب را با عشق و علاقه پایه‌گذاری کردیم، برای همین موفق هم شد. آیتم‌های مختلفی که برای این برنامه طراحی کردیم، توانست اقشار مختلف مردم را به خود جلب کند. راه شب با اهداف خوبی کار خود را شروع کرد به همین سبب توانست اعتماد مردم را تا امروز به خود جلب کند.

گوینده در برنامه‌هایی مانند راه شب خیلی اهمیت دارد، درست است؟

بله. البته بجز لحن و تونالیته صدای گوینده که مهم است، کلام و مطالبی که قرار است برنامه به مخاطب ارائه دهد نیز اهمیت ویژه‌ای دارد و این که این مطالب چقدر واقعی است و دروغ و فریبی در آن وجود ندارد. صداقت کلام و مطلب در کنار اجرای خوب و دلنشین باعث می‌شود مخاطب به برنامه اعتماد کند.

این نکته نشان‌دهنده این است که متن برنامه هم اهمیت خاصی دارد؟

متن مهم است، اما در کنار متن خوب گوینده هم خیلی مهم است. گوینده باید بتواند اعتماد مخاطب را با خود همراه کند. بینندگان تلویزیون و شنوندگان رادیو اگر باور کنند که گوینده حرف خود را باور دارد و در آن ریا وجود ندارد، حرف او را قبول می‌کنند. در تلویزیون چون مخاطب چهره مجری را هم می‌بیند، سیمای مجری نیز باید بتواند اعتماد مخاطب را جلب کند.

شما برای گویندگی در رادیو آموزش هم دیدید؟

آموزش آکادمیک نه اما به صورت تجربی این کار را انجام می‌دادم. من هم مثل خیلی از هنرمندان از کودکی به بازیگری و گویندگی علاقه داشتم و در مدرسه گروه‌های تئاتر تشکیل می‌دادم و با دیگر دانش‌آموزان نمایش اجرا می‌کردیم. این علاقه زمانی هم که به سربازی رفتم ادامه یافت و در این دوران هم من بیشتر فعالیت هنری و بازیگری می‌کردم تا این‌که بعد از سربازی به دانشگاه رفتم و برخی آموزش‌ها را به صورت آکادمیک فرا گرفتم. با همه اینها به نظر من گویندگی و اجرا امری اکتسابی نیست، بلکه یک علاقه ذاتی است که باید در درون آدمی وجود داشته باشد. اگر این خواسته در درون فردی وجود داشته باشد با رفتن به کلاس‌های آموزشی می‌تواند آن را تقویت کند، اما آموزش صرف، نمی‌تواند کسی را گوینده، مجری یا بازیگر کند.

گوینده باید اطلاعات زیادی درباره اجتماع و محیط اطرافش داشته باشد؟

برنامه‌ای که هدفمند تولید شود و به مخاطب احترام بگذارد، مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر آغاز یک برنامه خوب باشد مردم به آن برنامه توجه نشان می‌دهند

صددرصد. به نظر من واژه گوینده به مجری از زمانی تغییر یافت که مشخص شد کسی که راجع به یک قضیه صحبت می‌کند راجع به آن موضوع باید اطلاعات زیادی داشته باشد و کاملا به آن اشراف داشته باشد.


مراجعه به متنی که در اختیار گوینده قرار می‌گیرد، کافی نیست و خود او هم باید بتواند راجع به موضوعاتی که قرار است در برنامه طرح شود اطلاعات کافی داشته باشد. مجری لازم نیست علامه باشد، اما قرار هم نیست فقط به اطلاعات متن بسنده کند.

گاهی در تلویزیون و رادیو دیده یا شنیده می‌شود که مجری یا گوینده یک جمله را با لحن‌های مختلف بیان می‌کند، یعنی یک سخن را مدام تکرار می‌کند، این مساله به کمی اطلاعات مجری یا گوینده برمیگردد یا نداشتن متن مفید برنامه و مخاطب؟

شاید این‌گونه برنامه‌ها اصلا متن ندارند. چند سالی است که مد شده، می‌گویند موضوع برنامه امروز ما مثلا درباره دوستی است. اما چارچوب برنامه باید مشخص و متن هم آماده باشد گاهی به مجری می‌گویند بخشی از برنامه را با تلفن‌ها و پیام‌های مخاطبان پر می‌کنیم، بقیه را هم خودت یک جوری پر کن. در این شرایط گوینده باید با دست خالی برنامه را پر کند. این محدوده، عملکرد گوینده یا مجری را کم می‌کند و در این شرایط نباید توقع داشت که مجری معجزه کند. او باید به صورت بداهه زمان برنامه را پر کند.

به نظر شما بداهه‌گویی کار درستی در رادیو و تلویزیون است؟

می‌توان برخی اوقات از آن استفاده کرد، اما اگر قرار باشد کل برنامه را با بداهه پر کرد، نمی‌توان توقع داشت برنامه در جذب مخاطب موفق شود. البته گوینده یا مجری هیچ وقت نباید متکلم وحده باشد و به تنهایی زمان برنامه را با صحبت کردن درباره یک موضوع پر کند.

گاهی اوقات در برنامه‌های رادیویی، گوینده آنقدر احساس راحتی می‌کند که کارش را به لودگی می‌رساند. آیا این کار در رادیو درست است؟

در یک شبکه محلی شاید بتوان به گوینده اجازه داد که کمی راحت باشد و اجرای خود را خیلی خشک و رسمی برگزار نکند، اما در شبکه‌های سراسری این روش اصلا درست نیست.

در اینجا می‌توان گفت که زبان معیار برای رادیو مخدوش می‌شود؟

این‌گونه شوخی‌ها هیچ ربطی به زبان معیار که لازمه رادیوست ندارند. زبان معیار، زبانی واقعی است که مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کند. اما من نمی‌توانم بین زبان محاوره‌ای که این روزها در رادیو باب شده و زبان معیار ارتباطی برقرار کنم.

در مباحث رادیویی، آیا رادیو باید متاثر از زبان جامعه باشد یا این‌که جامعه از زبان رادیو الگو بگیرد؟

این رابطه باید دوطرفه باشد، چون اگر این ارتباط یکسویه باشد نمی‌تواند به روز باشد.

این ارتباط دوطرفه را چه کسی باید برقرار کند؟

سیاستگذاران رادیو که باید با برنامه‌ریزی درست به تهیه‌کنندگان برنامه اجرایی و عملی ارائه کنند. چون اگر تهیه‌کننده از سیاست‌ها خبر نداشته باشد بنا به سلیقه خود برنامه را روی آنتن می‌فرستد.

شما کار بازیگری هم می‌کنید. از این حرفه برایمان بگویید و این‌که از چه زمانی به بازیگری علاقه‌مند شدید؟

بیش از 30 سال است که در کنار دیگر فعالیت‌های تلویزیونی و رادیویی، کار بازیگری را هم پی می‌گیرم. اولین کارهایم با مرحوم نادر ابراهیمی بود که می‌توان به سریال آتش بدون دود و چند فیلم و سریال دیگر اشاره کرد. بعد از انقلاب هم اگر کاری پیشنهاد شود که مورد پسندم باشد، می‌پذیرم.

پس دغدغه اصلی شما هیچ‌وقت بازیگری نبوده؟

اتفاقا من همیشه بازیگری را از گویندگی در رادیو و اجرا در تلویزیون بیشتر دوست داشته‌ام. دغدغه‌ام نبوده اما بازیگری را دوست داشته‌ام و دارم.

اما گویا هیچ‌وقت به صورت جدی به آن نگاه نکرده‌اید؟

گاهی علاقه فرد نمی‌تواند تصمیم‌گیرنده باشد، بلکه دیگران باید شما را بخواهند و انتخابتان کنند. در زمینه بازیگری نیز چنین است. تو باید منتظر باشی تا انتخابت کنند. روی دیگر سکه این است که تو خودت بروی دنبال کار که من این روش را دنبال نمی‌کنم. امروزه در کشور ما چنین است که اگر دنبال کار نروی، کسی سراغت نمی‌آید. اما در این شرایط می‌گویم من فاکتورهایی دارم که کارگردانان و تهیه‌کنندگان از آن با خبرند. پس اگر مرا بخواهند، سراغم می‌آیند. اما واقعیت این است که در شرایط فعلی کسی با توانایی‌های افراد کاری ندارد. فقط باید توی چشم باشی، آنها تو را ببینند تا به کار دعوتت کنند. اگر من مدام کار ضعیف ارائه کنم، مسلما پرکار خواهم شد چون کسی به کیفیت فکر نمی‌کند، برای همه کمیت مهم‌تر از کیفیت است.

شما در سال‌های اخیر در یک سری نقش‌های محدود کلیشه شده‌اید، مردی که پس از سپری کردن یک دوره ناکامی، حالا می‌خواهد زندگی دوباره‌ای را شروع کند. مثل نقش‌‌هایی که در فیلم‌های «شمعی در باد» و «جهان پهلوان تختی» داشتید. به نظر خودتان چرا بیشتر این نقش‌ها به شما پیشنهاد می‌شود؟

تا حالا به این نکته، چنین که شما گفتید فکر نکرده‌ام. شاید نوع فیزیک چهره و بیانم باعث این انتخاب‌ها شده، شاید هم تصادفی بوده است. اما امیدوارم فیلمسازان ما با آگاهی نسبت به ویژگیهایم مرا برای این‌گونه نقش‌ها انتخاب کرده باشند.

خودتان دوست داشتید بیشتر چه نقش‌هایی را بازی کنید؟

برایم فرق نمی‌کند که چه نقشی به من پیشنهاد شود، کوچک باشد یا بزرگ، مهم این است که نقش خوب اجرا شود. هیچ وقت دوست نداشته‌ام نقش‌ها را تکرار کنم. همیشه دوست داشته‌ام در حرفه بازیگری نقش‌های مختلف را تجربه کنم. مثلا همیشه دوست داشته‌ام یک نقش کمدی بازی کنم چون برخلاف ظاهرم که جدی است، آدم شوخ طبعی هستم.

از سریال بی‌گناهان برایمان بگویید، چگونه برای بازی در این سریال انتخاب شدید؟

من از سال‌ها پیش احمد امینی، کارگردان سریال بی‌گناهان و سعید شاهسواری تهیه‌کننده این سریال را می‌شناختم. پیش از این چند بار برای بازی در کارهای امینی و شاهسواری دعوت به کار شدم که هیچ‌کدام به سرانجام نرسید. اکنون خیلی خوشحالم که در سریال بی گناهان بازی می‌کنم چون کار کردن با امینی و شاهسواری را یک نعمت می‌دانم. البته این را هم اضافه کنم که احمد امینی سال‌ها پیش بخش‌هایی از اولین مجموعه برنامه سینمای کمدی را هم برای من نوشته‌اند.

شما یک زمانی در زمینه بازیگری به شهرت خیلی خوبی رسیدید و بین مردم محبوبیت پیدا کردید، اما اکنون از صحبت‌های شما چنین استنباط می‌شود که محبوبیت هم برای شما چندان مهم نیست؟

محبوبیت باید با کار همراه باشد. کم کاری یک جور دلزدگی به همراه دارد. فکر می‌کنم می‌توانم مفیدتر از این باشم، اما به هر دلیلی پیش نمی‌آید. هر کسی از خودش توقعی دارد و وقتی زمان می‌گذرد و تو می‌بینی نتوانسته‌ای به خواسته‌هایت برسی، دلزده می‌شوی.

بهترین سال‌های زندگی شما از لحاظ کاری چه سال‌هایی است؟

بازی در سریال «کوچک جنگلی» یک اتفاق خوب بود که می‌توانست ادامه یابد، اما من چون درگیر گویندگی و برنامه‌سازی برای تلویزیون شدم، نتوانستم بازیگری را ادامه بدهم. به همین دلیل به دوستانی که هم کار بازیگری می‌کنند و هم اجرا، توصیه می‌کنم اگر می‌خواهند بازیگری را به شکل جدی ادامه دهند، کار اجرا را رها کنند. چون مجری تلویزیون همیشه مقابل بینندگان است و آنها همیشه به او دسترسی دارند. به همین سبب طراوت خود را خیلی زود از دست می‌دهد و برای مردم تازگی ندارد.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها