خواندنی هفته

فردا روز دیگری است

«یک روز زندگی هست. مردی مثلا، در سلامت کامل، نه حتی پیر، بی‌هیچ سابقه‌ای از بیماری. همه چیز همان طور است که بود، همان طور که خواهد بود. هر روزش را می‌گذراند، سرش به کار خودش است و رویایش منحصر به همان زندگی ست که پیش رو دارد. و بعد ناگهان، مرگ از راه می‌رسد.»
کد خبر: ۲۲۴۱۱۵

اگر تا به حال کتابی از پل استر خوانده‌اید شاید باور نکنید این آغاز کتابی است از همین نویسنده، ولی اگر بدانید که این اولین کتابی است که پل استر نوشته است شاید قضیه برایتان کمی قابل شود. حتی وقتی بخش اول کتاب اختراع انزوا را بخوانید هنوز شک دارید که این نثر از آن نویسنده کتاب‌هایی مثل «هیولا» یا «سه‌گانه نیویورک» است یا نوشته‌ای نرم و رومانتیک است از کریستین بوبن! زمانی به شما ثابت می‌شود که شما دارید کتابی از استر را می‌خوانید که بخش دوم کتاب را آغاز کرده‌اید.

نوشته‌های پل استر همچون زادگاهش عجیب و غریب است و این صفت عجیب و غریب درست مثل خود کتاب‌های استر آنقدر کلی هست که محکوم به این نکته شویم که ما هم درباره او دچار کلی گویی شده‌ایم. تعریف کردن یک خطی از کتابی که از او خوانده‌اید تقریبا محال است.

اختراع انزوا نه مقاله است، نه رمان، نه شعر و نه حتی پرداختن به زندگی روزمره. شاید تنها دغدغه‌های نویسنده باشد درباره همه این چیزها، اما چیزی که مشخص است این که کتاب درباره خود امر نوشتن است. این را می‌توان از آغاز فصل دوم کتاب حدس زد! چون هیچ چیزی را درباره پل استر نمی‌توان به یقین گفت. «یک دسته کاغذ سفید می‌گذارد جلویش روی میز می‌گذارد و با قلمش این کلمات را می‌نویسد. بود. دیگر هرگز نخواهد بود. بعدتر در همان روز به اتاقش برمی‌گردد. یک برگه کاغذ تازه پیدا می‌کند و می‌گذارد جلویش روی میز. همین طور می‌نویسد تا تمام کاغذ با کلمات پر می‌شود. بعدتر، وقتی آنچه را نوشته می‌خواند، نمی‌تواند رمز کلمه‌ها را بشناسد. آنهایی را هم که می‌فهمد به نظرش گویای آن چیزی نیستند که فکر می‌کرد دارد می‌گوید. بعد می‌رود بیرون تا شام بخورد. آن شب با خودش می‌گوید فردا روز دیگری است.»

اختراع انزوا از دو بخش تشکیل می‌شود. بخش اول با نام «پرتره مرد نامرئی» که در سال 1979 میلادی و پس از مرگ پدر نویسنده نوشته شده است و بخش دوم به نام «کتاب خاطره» که استر در سال 1981 پس از جدایی از همسرش نوشته است. بخش اول ساختاری بسیار داستانی‌تر از بخش دوم دارد. در «پرتره مرد نامرئی»، داستان بسیار کند پیش می‌رود و به واقع خواننده لحظاتی به این فکر می‌کند که او چطور خواهد توانست این ماجرا را به سرانجامی برساند. این وصعیت در قسمت «کتاب خاطره» به طور ناگهانی عوض می‌شود. قطعات کوچک داستانی و تحلیل‌های فلسفی یکی پس از دیگری عنوان می‌شود و شما بارها احساس می‌کنید رشته کار را در این به هم ریختگی و سرعت از دست خواهید داد. استر هم که انگار از بخش دوم کتاب بیشتر خوشش آمده، چون بیشتر آثار بعدی او با همین به هم ریختگی پیش می‌رود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها